عزاداری و برپایی شعائر حسینی

عزاداری و برپایی شعائر حسینی

عزاداری و برپایی شعائر حسینی

عزاداری در جلوه های مختلف آن بر پا داشتن شعائر حسینی است و در قرآن و سخنان ائمه اطهار بر احیای شعائر دینی تاکید شده است.

احادیث بسیاری از ائمه معصومین (علیهم السّلام) به ما رسیده است که در آن برای شیعیانی که در احیای امر اهل بیت عصمت (علیهم السّلام) و عزاداری و سوگواری این خاندان تلاش می کنند اجر و ثواب بیشماری ذکر شده است. برپایی امر اهل بیت (علیهم السّلام) در واقع احیای دین خداوند متعال است. زیرا زندگی و شهادت خاندان عصمت (علیهم السّلام) در راه هدایت مردم به سوی خداوند متعال بوده است و هر گوشه از زندگی و شهادت ائمه اطهار (علیهم السّلام) مبین راه حق و روشنگر صراط مستقیم به سوی خداوند است.

حضرت امام رضا (علیه السّلام) درباره ثواب و اهمیت ذکر مصیبت خاندان عصمت (علیهم السّلام) فرموده اند:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهَمْدَانِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ الرِّضَا (ع):‏ مَنْ تَذَكَّرَ مُصَابَنَا وَ بَكَى لِمَا ارْتُكِبَ مِنَّا كَانَ مَعَنَا فِی دَرَجَتِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ مَنْ ذُكِّرَ بِمُصَابِنَا فَبَكَى وَ أَبْكَى لَمْ تَبْكِ عَیْنُهُ یَوْمَ تَبْكِی الْعُیُونُ وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیَا فِیهِ أَمْرُنَا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ.(1)

محمد بن ابراهیم بن اسحاق (رحمه الله) از احمد بن محمد همدانی از علی بن حسن بن علی فضال از پدرش نقل کرده است که حضرت امام رضا (علیه السّلام) فرمودند: هر كه یاد مصیبت ما كند و به خاطر آنچه با ما كردند؛ بگرید روز قیامت با ما در درجه ما است و هر كه یاد مصیبت ما كند و بگرید و بگریاند دیده ‏اش گریان نشود روزى كه همه دیده ‏ها گریان است و هر كه بنشیند در مجلسى كه امر ما در آن زنده مى ‏شود دلش نمیرد روزى كه دلها بمیرد.

در این مجال به بررسی این مطلب که عزاداری در واقع برپایی شعائر دینی است؛ می پردازیم.

 

1. معنای لغوی شعائر

در قاموس القرآن درباره کلمه قرآنی شعائر چنین آمده است:

«شعائر: جمع شعیره است به معنى علامت و نشانه‏ «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ‏ شَعائِرِ اللَّهِ ...» (سوره مبارکه بقره، آیه 158) در مجمع فرموده: شعائر اللّه محلهاى معلوم و نشاندارى است كه خدا آنها را محل عبادت قرار داده و هر محل معین براى عبادت مشعر آن عبادت است.

على هذا صفا و مروه دو محل هستند كه خدا را یاد می آورند و مكان عبادت هستند. در آیه‏ «وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ‏ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِیها خَیْرٌ» (سوره مبارکه حج، آیه 36) شتران قربانى شعائر اللّه‏ هستند كه به واسطه ذبح آنها به خدا عبادت می شود و خدا را یاد می آورند.» (2)

در فرهنگ ابجدی شعائر چنین معنی شده است: «الشَّعَائِر جمع الشَّعِیرَة است؛ الشعَائِرُ الدِّینِیَّةُ: شعایر مذهبى، مظاهر عبادت و نیایش.» (3)

 در مجمع البحرین نیز درباره این واژه چنین آمده است: «قوله تعالى: وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ‏ شَعائِرِ اللَّهِ‏ [22/ 36] أی جعلناها لكم و جعلناها من‏ شَعَائِرِ الله لكم فیها خیر أی مال من ظهرها و بطنها و إنما قدر ذلك لأنه فی المعنى تعلیل لكون نحرها من شعائر الله، بمعنى أن نحرها مع كونها كثیر النفع و الخیر و شدة محبة الإنسان من مال من أدل الدلائل على قوة الدین و شدة تعظیم أمر الله. قوله: إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ‏ شَعائِرِ اللَّهِ‏ [2/ 158] أی هما من أعلام مناسكه و متعبداته. قوله: لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ‏ [5/ 2] قال الشیخ أبو علی: اختلف فی معنى‏ شَعائِرَ اللَّهِ‏ على أقوال: منها لا تحلوا حرمات الله و لا تتعدوا حدوده و حملوا الشَّعَائِرَ على المعالم، أی معالم حدود الله و أمره و نهیه و فرائضه و منها أن‏ شَعَائِرَ الله مناسك الحج، أی لا تحلوا مناسك الحج فتضیعوها و منها أن‏ شَعَائِرَ الله هی الصفا و المروة و الهدی من البدن و غیرها.»(4)

                                                                                                     

2. شعائر الهی در آیات قرآن و حدیث

در برخی از آیات قرآن درباره شعائر الهی سخن گفته شده است برای تبیین معنای این واژه به ذکر این آیات می پردازیم:

*إنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَلیمٌ *(سوره مبارکه بقره، آیه 158)

«صفا» و «مروه» از شعائر (و نشانه‏هاى) خداست. بنابراین كسانى كه حج خانه خدا و یا عمره انجام مى ‏دهند، مانعى نیست كه بر آن دو طواف كنند (و سعىِ صفا و مروه انجام دهند. و هرگز اعمال بى ‏رویّه مشركان كه بتهایى بر این دو كوه نصب كرده بودند، از موقعیّت این دو مكان مقدّس نمى ‏كاهد.) و كسى كه فرمان خدا را در انجام كارهاى نیك اطاعت كند، خداوند (در برابر عمل او) شكرگزار و (از افعال وى) آگاه است.

در تفسیر البرهان درباره این آیه از حضرت امام صادق (علیه السّلام) نقل شده است:

ابن بابویه قال حدثنی أبی (رضی الله عنه) قال حدثنا سعد بن عبد الله عن أحمد بن محمد بن خالد عن محمد بن سنان عن إسماعیل بن جابر و عبد الكریم بن عمرو عن عبد الحمید بن أبی الدیلم عن أبی عبد الله (علیه السلام) قال: «سمی الصفا صفا، لأن المصطفى آدم (علیه السلام) هبط علیه، فقطع للجبل اسم من اسم آدم (علیه السلام)، یقول الله عز و جل: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِینَ و هبطت حواء على المروة، و إنما سمیت المروة، لأن المرأة هبطت علیها، فقطع للجبل اسم من اسم المرأة.»(5)

ابن بابویه از پدرش نقل می کند که سعد بن عبدالله از احمد بن محمد بن خالد از محمد بن سنان از اسماعیل بن جابر و عبدالکریم بن عمرو از عبدالحمید بن ابی دیلم نقل شده است که حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: صفا به این دلیل صفا نامیده شد که برگزیده خدا آدم (علیه السّلام) بر آنجا هبوط نمود و بر کوه نامی از نام آدم (علیه السّلام) را گذاشت و خداوند عزّ و جلّ فرمودند: خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برترى دادند و حواء در مروه هبوط نمود و به این دلیل مروه نامیده شد زیرا زنی بر آن هبوط کرد و بر کوه نامی از نامهای زن را گذاشت.

 

در توضیح این آیه حدیث دیگری از حضرت امام صادق (علیه السّلام) در البرهان فی تفسیر القرآن نقل شده است:

عن علی بن إبرهیم عنه أبیه و محمد بن إسماعیل عن الفضل بن شاذان جمیعا عن ابن أبی عمیر عن معاویة بن عمار عن أبی عبد الله (علیه السلام) فی حدیث حج النبی (صلى الله علیه و آله): «أنه (علیه السلام) بعد ما طاف بالبیت و صلى ركعتیه، قال (صلى الله علیه و آله): إن الصفا و المروة من شعائر الله فابدأ بما بدأ الله عز و جل به و إن المسلمین كانوا یظنون أن السعی بین الصفا و المروة شی‏ء صنعه المشركون فأنزل الله عز و جل: إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما.» (6)

از علی بن ابراهیم به نقل از پدرش و محمد بن اسماعیل از فضل بن شاذان همگی از ابن ابی عمیر از معاویه بن عمار نقل می کند که حضرت امام صادق (علیه السّلام) در حدیث حج پیغمبر (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) بعد از آنكه طواف خانه و دو ركعت نماز به جای آوردند؛ فرمودند: صفا و مروه از شعائر الهى است سعی را از صفا شروع کن چنانکه خدا در آیه، صفا را ابتدا قرارداده است. و مسلمانان گمان مى ‏كردند سعى بین صفا و مروه از كارهاى مشركین است، پس خداى تعالى فرمود: صفا و مروه از شعائر الهى باشد. بنابراین كسانى كه حج خانه خدا و یا عمره انجام مى‏ دهند، مانعى نیست كه بر آن دو طواف كنند.

                       

در آیه 32 سوره مبارکه حج نیز درباره شعائر الهی چنین آمده است.

*ذلِكَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ.* (سوره مبارکه حج، آیه 32)

این است شعائر دین خدا و هر كس باید شعائر خدا را بزرگ و محترم بدارد و بزرگداشت آن از تقوى و پرهیزكارى دلهاست.

در تفسیر اثنا عشری ذیل این آیه آمده است:

«ذلِكَ: حقیقت امر این است كه مذكور شد از اجتناب اوثان و قول زور و تشبیه مؤمن و كافر به امرین مذكورین. وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ: و هر كه تعظیم كند نشانه ‏هاى خداى را كه مناسك حج است اعتقاد به حقیقت آن نموده بر وجه اخلاص به جاى آورد. فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ: پس به درستى كه بزرگ داشتن آن شعائر از پرهیزكارى دلها است، یعنى تعظیم شعائر از فعل كسانى است كه قلوب ایشان ترسناك است از موجبات غضب الهى یا پاكیزه است از شوائب اعتقادات فاسده و مصفا است از زنگ خلل و ذكر «قلوب» به جهت آن است كه منشأ تقوى و فجور است. زیرا تقوى و فجور چون ثابت و متمكن شد در قلوب، اثر آن در سایر اعضاء ظاهر گردد.

آیه شریفه تعظیم شعائر الهى را بیان می نماید، یعنى معالم دین و اعلامى كه نصب فرموده براى عبادت. مفسران «شعائر» را چنین تفسیر نموده اند:

1- مراد حدود الهى و اوامر و نواهى سبحانى است.

2- مراد مناسك حج است.

3- مراد صفا و مروه و هدى و غیره است.

 4- علامات منصوبه بین حل و حرم.

5- مراد جمیع شعائر دین اسلام و احكام و حدود آن است.

و تعظیم آن عبارت است از الزام نمودن به همه اوامر و نواهى و عمل به آن باشد و آن از افعال پرهیزكاران است و البته شخص علاقمند به دیانت حقه اسلامیّه در تعظیم شعائر الهى سعى و كوشش بنماید و براى اعلاى شریعت احمدیه از جان و مال و قلم و بیان مضایقه ننماید.» (7)

«این آیه از واضحترین آیات برای اثبات رجحان برپایی مراسم است زیرا به طور صریح دلالت بر محبوبیّت و رجحان تعظیم شعائر الهی به طور عموم دارد.»(8)

 

*یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ لاَ الْهَدْیَ وَ لاَ الْقَلائِدَ وَ لاَ آمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرامَ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا وَ لا یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَن‏الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ.* (سوره مبارکه مائده، آیه 2)

اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید، حرمت شعایر خدا و ماه حرام و قربانى بى ‏نشان و قربانیهاى قلاده دار و راهیان بیت الحرام را كه فضل و خشنودى پروردگار خود را مى ‏طلبند؛ نگاه دارید. و چون از احرام بیرون آمدید [مى‏ توانید] شكار كنید و البتّه نباید كینه‏ توزى گروهى كه شما را از مسجد الحرام باز داشتند، شما را به تعدّى وادارد و در نیكوكارى و پرهیزگارى با یكدیگر همكارى كنید و در گناه و تعدّى دستیار هم نشوید و از خدا پروا كنید كه خدا سخت‏ كیفر است.

 

«طبرسى از حضرت امام باقر (علیه السّلام) روایت كرده است که درباره آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاتُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ» فرمودند: این آیه در حق مردى از بنى ربیعه نازل شده است و عادت اعراب این بود كه نمی دانستند صفا و مروه از شعائر است و میان صفا و مروه سعى نمی كردند و طواف نمی نمودند، خداوند در این آیه آنها را نهى فرمود.

عیاشى از موسى بن بكیر روایت كرده است که گفت روزى زید بن على بن الحسین بر حضرت امام باقر (علیه السّلام) وارد شد و با خود مكتوبى داشت از اهل كوفه كه او را دعوت كرده بودند و                     نوشته بودند ما همه اجتماع نموده‏ ایم و شما خروج كنید. حضرت امام باقر (علیه السّلام) به زید گفت خداوند تبارك و تعالى حرام نموده است چیزهایى را و حلال كرده حلالهایى و مثلهایى زده و سنتهایى قرار داده و امام دانا را از اشتباه دور نگهداشته است و از چیزهایى كه خداوند بر امام واجب فرموده که باید اطاعت نموده و فرمانبردار باشد آن است كه امام سبقت بگیرد پیش از وقت و موعد آن و یا آنكه امام بی موقع اقدام به جهاد كند. خداوند فرموده است: «لا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ» آیا قتل نفس بزرگتر است یا صید كه موقع و زمان خاص براى آن مقرر داشته؟ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا و نیز فرموده است «لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ» عده ماههاى سال معلوم است و چهار ماه از آنها را ماه حرام قرار داده و نیز فرمود: «فَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّه»: پس [اى مشركان،] چهار ماه [دیگر با امنیّت كامل‏] در زمین بگردید و بدانید كه شما نمى‏توانید خدا را به ستوه آورید. (سوره مبارکه توبه، آیه2) (9)

 

4. مظاهر شعائر الهی

شعائر دینی مظاهر گوناگون و مختلفی است که از جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

«1 - برپایی یادبود و جشنهای بزرگ میلاد بزرگان دین؛ همانند پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و منتسبان به ایشان.

2 - اهتمام به بزرگداشت روزهایی که در تاریخ اسلام دارای اهمیت هستند و حوادث مهمّی در آن  روزها اتّفاق افتاده است. مثل: روز مبعث، روز جنگ بدر، خندق، روز فتح مکه، شب معراج، شب لیله المبیت، روز مباهله و روز غدیر و غیره.

3 – اهتمام به آبادانی حرم اهل بیت عصمت (علیهم السّلام)

4 - اهتمام به بزرگداشت اماکن مقدس و مکانهای که در آنجا وقایع مهمّی اتّفاق افتاده است. مثل محل غدیر خم، غار حرا، موضع غزوه بدر و مساجدی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در آنجا نماز خوانده اند، مسجد کوفه، مسجد سهله. 

5 - برپایی شعائر حسینی (علیه السلام) و اقامه مجالس عزا و روضه خوانی و ذکر مصایب آنان.

6 – ختم قرآن و خواندن دعاها دسته جمعی مانند دعای ندبه به نیّت برپایی شعائر دینی.» (10)

 

یکی از مظاهر شعائر الهی اقامه عزا در شهادت معصومین (علیهم السّلام) و فرزندان ایشان می باشد. شرح فضایل اخلاقی و رویدادهای زندگی این بزرگواران و ذکر مصیبت آنان احیای دین خدا می باشد. زیرا امام معصوم مرکز نور برای پذیرندگان هدایت، رهنماینده به سوی هدایت و چراغ فروزان و راه و شریعت است بنابراین شرح فضایل و رفتار و مصایب چنین امامی سبب هدایت مردم و استحکام دین الهی می گردد.

 

4. عزاداری سنت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

پیامبر (صلی الله علیه و آله) در طول سالهای زندگی خود در شهادت یا وفات افرادی که برای اسلام فداکاری کردند یا از شخصیتهای ممتاز اسلام بودند، عزاداری نموده اند.

عزاداری برای از عزیزان از دست رفته سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده است. از جمله عزاداری برای حضرت حمزه (علیه السّلام) و مادر حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) فاطمه بنت اسد و جعفر بن ابی طالب.

......

 بنا بر مطالب ذکر شده عزاداری سنت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می باشد.

در جایی که حضرت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) برای حضرت حمزه و حضرت جعفر بن ابیطالب (علیهما السّلام) آن چنان بی تابی و سوگواری نمودند چگونه عزاداری و سوگواری در سوگ شهادت مظلومانه سبط پیامبر و جگرگوشه ایشان حضرت سیدالشهدا (علیه السّلام) روا نباشد در حالی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «حسین منّی و أنا من حسین.»

اقامه عزا و سوگواری به خصوص در شهادت ائمه معصومین (علیهم السّلام) که خلیفه خدا بر خلق و دعوت‏كننده به پروردگار هستند و به واسطه ایشان خداوند شناخته و پرستش می گردد، سبب گسترش دین الهی و شناخت راه خداوندی می گردد و به این دلیل عزاداری برای شهادت ائمه اطهار و منتسبان ایشان(علیهم السّلام) که از یاران راستین ائمه هدی (علیهم السّلام) بوده اند؛ اقامه شعائر دینی محسوب می شود.

 منبع:http://www.imamhussain.org/persian/encyclopedia/18332