ادبیات و مذهب

اعمال و مناسبت های ماه صفر

۰۰۰۷۶۱۲۳۰۰

ماه صفر دومین ماه قمری است که برای آغاز آن اعمالی ذکر شده از جمله نماز، روزه و خواندن قرآن. در نامگذاری این ماه دو جهت ذکر شده است، یکی اینکه از “صُفْرَه(زردی)” گرفته شده؛ زیرا زمان انتخاب نام، مقارن فصل پاییز و زردی برگ درختان بوده است.

دلیل دیگر اینکه از “صِفْر(خالی)” گرفته شده، زیرا مردم پس از پایان ماههای حرام، روانه جنگ می‌شدند و شهرها خالی می‌شد.

ماه صفر دومین ماه قمری پس از محرم است. در دوران جاهلیت آن را ناجز می‌نامیدند. صفر از ریشه «صفر» به معنی تهی و خالی است. دلیل نامگذاری آن این است که چون این ماه پس از ماه محرم است و مردم دوران جاهلیت در ماه محرم – به دلیل اینکه از ماههای حرام بود- از جنگ دست می‌کشیدند، با فرارسیدن ماه صفر به جنگ روی می‌آوردند و خانه‌ها خالی می‌ماند؛ از این رو به آن صفر گفته‌اند.

حوادث تاریخی فراوانی در ماه صفر رخ داده است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

اول صفر: وارد کردن سر مطهر امام حسین علیه السلام به شام، ورود اهل بیت علیهم السلام به شام، شهادت زید بن علی بن الحسین علیهم السلام (به روایتی)، آغاز جنگ صفین (بنا بر روایتی)

دوم صفر: مجلس یزید لعنت‌الله علیه بنا بر نقلی، شهادت زید بن علی بن الحسین علیهم السلام ( به روایت دیگر)

سوم صفر: ولادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام ۵۷ هجری قمری به روایتی.

چهارم صفر: وفات آیت‌الله محمد علی شاه آبادی (۱۳۶۹ هجری)

پنجم صفر: شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها و لعنه‌الله علی قاتلی‌ها، ۶۱ هجری.

ششم صفر: صدور توقیع امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء به حسین بن روح.

هفتم صفر: ولادت امام موسی کاظم علیه السلام ۱۲۸ هجری، شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام بنابر نقل بحار، وفات آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی ۱۴۱۱ قمری.
روز اول ماه: خواندن نماز اول ماه که آن دو رکعت است، در رکعت اول بعد از «حمد» سی مرتبه سوره «توحید» و در رکعت دوم بعد از «حمد» سی مرتبه سوره «قدر» بخواند و بعد از نماز صدقه ای در راه خدا بدهد،هر کس چنین کند، سلامت خود را در آن ماه از خداوند متعال گرفته است.

هشتم صفر: وفات حضرت سلمان فارسی (سلمان محمّدی ) رضی‌الله عنه ۳۵ هجری قمری

نهم صفر: شهادت عمار یاسر رضی‌الله عنه در جنگ صفین ۳۷ هجری، شروع جنگ نهروان ۳۸ هجری قمری.

دوازدهم صفر: وفات هارون برادر حضرت موسی علیهماالسلام.

سیزدهم صفر: اختیار حکمین در صفین و حیله عمروعاص.

چهاردهم صفر: شهادت محمدبن ابوبکر به دست عمروعاص (بنابر روایتی)

شانزدهم صفر: شهادت آیت‌الله سید حسن اصفهانی فرزند آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی ۱۳۴۹ قمری.

هجدهم صفر: شهادت اویس قرنی در جنگ صفین ۳۷ هجری قمری.
اربعین

بیستم صفر: اربعین حسینی.

بیست و دوم صفر: صدور توقیع شریف امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء برای مرحوم شیخ مفید اعلی الله مقامه ۴۲۰ قمری.

بیست و سوم صفر: پی کردن ناقه حضرت صالح نبی علیه السلام توسط قومش – گرفتار شدن حضرت یونس علیه السلام در شکم ماهی.

بیست و چهارم صفر: شدّت یافتن بیماری حضرت رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلّم.

بیست و پنجم صفر: شانه گوسفند و دوات طلبیدن پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلّم برای نوشتن وصیّت نامه و منع عمر (لعنه الله علیه) از این کار.

بیست و ششم صفر: دستور پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلم به لشکر اسامه جهت آماده شدن در جنگ با رومیان( بنابر نقل واقدی ۱۱ هجری)، سالروز انقراض حکومت امویان.

بیست و هشتم صفر: رحلت جانسوز رحمت للعالمین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در روز دوشنبه ۲۸ صفر سال ۱۱ هجری قمری – شهادت مظلومانه سبط اکبر امام مجتبی علیه السلام ۵۰ قمری.

سی‌ام و بیست و نهم صفر: شهادت امام رضا علیه السلام ۲۰۳ هجری قمری

اعمال مشترک اول هر ماه

دعا

در زمان دیدن هلال خواندن دعای هلال وارد شده است و أقلش آن است که سه مرتبه بگوید اللّهُ اَکْبَر و سه مرتبه لا إلهَ الَّا الْلّه و سپس بگوید: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی أذْهَبَ شَهْرَ کَذا وَ جاءَ به شهرِ کَذا.

بهترین دعای زمان رؤیت هلال دعای ۴۳ «صحیفه سجادیه» است.

قرآن

خواندن هفت مرتبه سوره «حمد».

روزه

از أموری که بر آن تأکید شده، سه روز روزه گرفتن در هر ماه است. مرحوم «علامه مجلسی» در «زادالمعاد» می‌گوید: مطابق مشهور، این سه روز، پنجشنبه اول ماه و پنجشنبه آخر ماه و چهارشنبه اول از دهه وسط ماه است.

نماز

شب اول ماه: دو رکعت نماز بجا آورد، به این نحو که: در هر رکعت پس از سوره «حمد» سوره «انعام» را بخواند سپس از خداوند متعال بخواهد که او را از هر ترسی و هر دردی ایمن گرداند.

روز اول ماه: خواندن نماز اول ماه که آن دو رکعت است، در رکعت اول بعد از «حمد» سی مرتبه سوره «توحید» و در رکعت دوم بعد از «حمد» سی مرتبه سوره «قدر» بخواند و بعد از نماز صدقه ای در راه خدا بدهد،هر کس چنین کند، سلامت خود را در آن ماه از خداوند متعال گرفته است.

اعمال ماه صفر

هر یک از روزهای سال، روز خداست و انسان می‌تواند در آن روز برای موفقیت خویش، تلاش کند و برای نزدیکی به خدای سبحان و فراهم آوری خرسندی وی، عبادت کند، تصدّق نماید و خدمت به مردم کند.

در این جا، متن گفتار محدث بزرگ حضرت آیت الله شیخ عباس قمی پیرامون اعمال ماه صفر را از وقایع الایّام بیان می‌کنیم:

بدان که این ماه (صفر) معروف به نحوست است و شاید سبب آن، واقع شدن وفات رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله است در آن، هم چنان که نحوست دوشنبه به این سبب است. و یا به جهت آن است که این ماه، بعد از سه ماه حرام (ذی قعده، ذی حجّه و محرم الحرام) واقع شده که در آن سه ماه، حرب و قتال نبوده و در این ماه، شروع به قتال می‌نمودند و خانه و منازل از اهلش خالی می‌شد. و این هم یک سبب است در وجه تسمیه آن، به صفر.

به هر حال، از برای رفع نحوست، هیچ چیز بهتر از تصدقات و ادعیه و استعاذات وارده نیست. و اگر کسی خواهد محفوظ بماند از بلاهای نازله در این ماه، در هر روز ده مرتبه بخواند این دعایی را که «محدث فیض» روح الله روحه، در «خلاصه الاذکار» ذکر فرمود:

یا شدید القوی، و یا شدید المحال، یا عزیز، یا عزیز، ذلّت بعظمتک جمیع خلقک، فاکفنی شَرّ خلقک، یا محسن، یا مجمل، یا منعم، یا مفضل، یا لا اِله الّا اءنت، سبحانک إ نّی کنتُ مِن الظّالمین، فاستجبناله و نجّیناهُ من الغمّ، و کذلک ننجیِ المؤ منین، و صلّی اللّه علی محمّد و آله الطّیبین الطّاهرین.

سیّد، در «اقبال» دعایی برای هلال این ماه روایت کرده است.

ماه صفر در نزد شیعیان

شیعیان إثنی عشری و محبان اهل بیت علیهم السّلام، ماه صفر را از ایام سوگواری سال می‌دانند. زیرا در ابتدای این ماه خانواده امام حسین علیه السّلام و بازماندگان واقعه کربلا را به صورت اسیری وارد شام نمودند و آنان را در فشار روحی و روانی و مورد تحقیر و توهین قرار دادند، به طوری که یکی از فرزندان خردسال امام حسین علیه السّلام، به نام رقیه (س)، بر اثر این سختی‌های طاقت فرسا، در دمشق به لقاءاللّه پیوست. هم چنین، بیستم این ماه، اربعین شهادت امام حسین علیه السّلام و یارانش در کربلا است.

بنا به روایت علمای شیعه و برخی از علمای اهل سنت، در ۲۸ صفر، رحلت جانگداز رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله و شهادت سبط پیامبر، حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام و در آخر این ماه، شهادت ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام واقع شده است. بدین جهت، شیعیان این ماه را همانند ماه محرم، به سوگواری می‌پردازند. در بسیاری از مراسم‌ها و محافل مذهبی، دو ماه محرم و صفر را پشت سر هم گرامی می‌دارند و در آن‌ها به عزاداری مشغول می‌باشند.

ولیکن، اکثر مورخان اهل سنت، رحلت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله را در ماه ربیع الاول می‌دانند. بدین جهت برای این ماه برنامه ویژه ای ندارند.

شروع ختمی مجرب

یکی از ختم‌هایی که بسیار مورد توجه واقع شده و برآن تأکید شده وامروز می‌توانید آن را شروع کنید ختم واقعه می‌باشد.

روش ختم سوره

روز اول یک سوره واقعه، روز دوم دو سوره واقعه، روز سوم سه سوره واقعه تا روز چهاردهم به همین ترتیب به شماره روزها سوره واقعه خوانده می‌شود یعنی روز چهادهم ۱۴ سوره واقعه خوانده می‌شود این سوره‌ها را می‌توان در طول روز وبه مرور زمان خواند.

خواص این عمل

در روایتی از معصوم (علیه السلام) آمده است چون اول ماه قمری با روز دوشنبه مصادف گردید ختم سوره واقعه را به روشی که بیان شد،انجام دهید.

خواندن این سوره دارای فضایل وبرکات زیادیست ازجمله:

۱- از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل شده که هرکه سوره واقعه بخواند در هر شب به او پریشانی نمی‌رسد.

۲- از امام جعفر صادق(علیه السلام) نقل شده است که هرکه سوره واقعه بخواند در هر شب پیش از آنکه بخوابدملاقات کند خداوند را در حالتی که روی آن چون ماه باشد.

۳- از امام جعفر صادق(علیه السلام) نقل شده که هرکه مشتاق بهشت است سوره واقعه بخواند.

۴- خواندن این سوره موجب ازدیاد رزق می‌گردد.

منابع:

هدایه الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص ۶۳؛

مفاتیح الجنان، ص ۵۳۲

کتاب روزشمار تاریخ اسلام “ماه صفر”، تالیف سید تقی واردی

نوشته اعمال و مناسبت های ماه صفر اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

عملی که هیچ کس ثواب آن را در آخرت نمی داند!

۳۰۰۲۲۹

اطعام مؤمنین بخصوص افراد مستمند و نیازمند، سرود تعبد و بندگی انسان های نیک سرشتی است که تقرب و تعالی خویش را به ساحت قدس احدیت در گسترش سفره طعام جستجو می کنند، سیره و روش پیشوایان بزرگ دین، روایات و آیات نورانی قرآن، اطعام را به عنوان جلوه های بزرگ صدقات و مبرات قلمداد نموده است، به نحوی که این مهم یکی از موضوعات مورد تاکید ائمه اطهار (ع) بوده است.

در این باره حضرت امام سجاد (علیه السلام) فرموده اند: «هر کس مؤمنی را در گرسنگی غذا دهد خدا از میوه های بهشتی به وی می خوراند و هر کس مؤمنی را آب دهد در حالی که تشنه است خدا از شراب سر به مهر بهشتی به وی می نوشاند». همچنین از سهل بن زیاد از جعفر بن محمد الاشعری از عبدالله بن میمون از امام صادق (ع) نقل شده است که بیان داشتند: «هر کس مؤمنی را غذا دهد تا سیر شود، هیچ احدی از مخلوقات مقدار اجر آن را در آخرت نمی داند و نه هیچ فرشته مقرب و پیامبری». پس فرمودند: «از موجبات بخشش خدا میهمانی دادن به مسلمان گرسنه است».

علاوه بر این امام صادق (علیه السلام) درباره ثواب منحصر به فرد این عمل انساند دوستانه بیان داشته اندکه فرمود: هر کس سیر کند مؤمن گرسنه را، خداوند برایش قرار می دهد سفره ای در بهشت که جن و انس بهره می برد از آن؛ و نیز فرموده اند: هر کس سه نفر از مؤمنان را غذا دهد خداوند از سه بهشت او را غذا میدهد: ۱٫ فردوس. ۲٫ جنت جاودان ۳٫ طوبی و آن درختی است که خداوند آن را کاشته است.

همچنین این امام همام فرموده اند: هر کس برادرش را برای خدا غذا دهد، اجری دارد مثل غذا دادن (خدمت کردن) صد هزار نفر از مردم؛ و نیز بیان داشته اند: اگر صدقه دهید بر مردی مسلمان آنقدر که سیر شود نزد من دوست داشتنی تر از سیر کردن (خدمت کردن) افقی از مردم است.» عرض گردید: «افق چیست؟» حضرت فرمود: «صد هزار نفر از مردم یا بیشتر».

منابع:

۱-کلینی، کافی، ج ۲: ۲۰۱٫

۲-برقی، المحاسن: ۳۸۹-۳۹۰٫

۳-محمد حسین ورپشتی، آیین تندرستی (ترجمه جلد ۱۶-۱۷ وسایل الشیعه): ۳۰۴، ۳۱۳٫

نوشته عملی که هیچ کس ثواب آن را در آخرت نمی داند! اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

سرنوشت قاتلان امام حسین (ع)

۲۰۰۹۱۴

واقعه عاشورای سال ۶۱ هجری هرگز از ذهن تاریخ پاک نخواهد شد، فرزند رسول خدا(ص) در این واقعه با نثار خون پاکش اسلام را نجات داد ولی ملعونانی که خون حسین(ع) را ریختند تا ابد منفور مانده و جزای جنایتشان را خواهند دید.

در این گزارش، فهرستی از اسامی کسانی که در واقعه عاشورا نقش‌آفرینی کرده و در قتل فرزند نوه ر‌سول الله (ص) دخیل بودند را به همراه سرانجام و چگونگی مرگ آن ملعونین که من‌الازل و الی‌الابد مورد لعن و نفرین پیروان و محبین رسول الله (ص) و خلفای راستینش هستند، می‌خوانید.

شمر ﺑﻦ ﺫﯼﺍﻟﺠﻮﺷﻦ

نقش وی درکربلا: ﻧﻘﺶﺁﻓﺮﯾﻦ ﺍﺻﻠﯽ ﺟﻨﺎﯾﺎﺕ ﮐﺮﺑﻼ، ﺻﺪﻭﺭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﯾﻮﺭﺵ ﻫﻤﻪ‌ﺟﺎﻧﺒﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ(ﻉ) ﻭ ﯾﺎﺭﺍن آن حضرت

سرانجام و چگونگی مرگ: ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺛﻘﻔﯽ، ﮔﺮﺩﻥ‌ﺯﺩﻥ ﺍﻭ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﻭﯼ ﺩﺭ ﺭﻭﻏﻦ ﺩﺍﻍ

ﺣﺼﯿﻦ ﺑﻦ ﻧُﻤﯿﺮ

نقش وی در کربلا: ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺗﯿﺮﺍﻧﺪﺍﺯﺍﻥ ﻟﺸﮑﺮ ﻋﻤﺮ ﺑﻦ ﺳﻌﺪ ﻭ ﺗﯿﺮﺍﻧﺪﺍﺯﯼ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ (ﻉ)

سرانجام و چگونگی مرگ: ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻦ ﺍﺷﺘﺮ ﺟﺴﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ ﻭ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺑﻪ ﮐﻮﻓﻪ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ، ﺳﺮ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﻭ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺁﻭﯾﺰﺍﻥ ﻣﺎﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﺭﺱ ﻋﺒﺮﺗﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ.

ﻋﺒﯿﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺯﯾﺎﺩ

نقش وی درکربلا: ﺩﺭ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﮐﺮﺑﻼ، ﻫﻤﻪ ﺟﻨﺎﯾﺖﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻋﺒﯿﺪﺍﻟﻠﻪ ﺗﺤﻘﻖ ﯾﺎﻓﺖ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﺰﯾﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ ﻧﻘﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ.

سرانجام و چگونگی مرگ: ﭼﮑﯿﺪﻥ ﻗﻄﺮﻩ ﺧﻮﻧﯽ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ (ﻉ) ﺑﺮ ﺭﺍﻥ ﺍﻭ ﻭ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺁﻥ ﺯﺧﻢ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮ، ﺟﺴﺪﺵ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻦ ﻣﺎﻟﮏ ﺍﺷﺘﺮ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺷﺪ.

ﺷﺒﺚ ﺑﻦ ﺭﺑﻌﯽ

نقش وی در کربلا: ﺑﺎ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ (ﻉ) ﺯﺩ.

سرانجام و چگونگی مرگ: ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻦ ﻣﺎﻟﮏ ﺍﺷﺘﺮ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺭﺍﻥﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﯾﺪ ﺗﺎ ﻣُﺮﺩ. ﺳﭙﺲ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺟﺴﺪﺵ ﺭﺍ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ.

ﺣﺮﻣﻠﺔ ﺑﻦ ﮐﺎﻫﻞ

نقش وی در کربلا: ﭘﺮﺗﺎﺏ ﺗﯿﺮ ﺑﺮ ﮔﻠﻮﯼ ﻋﻠﯽﺍﺻﻐﺮ (ﻉ)

سرانجام و چگونگی مرگ: ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺛﻘﻔﯽ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﺑﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﺗﯿﺮﺑﺎﺭﺍﻥ ﮐﻨﻨﺪ.

ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺍﺑﯽ ﺣُﺼﯿﻦ

نقش وی در کربلا: ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ (ﻉ) ﺑﺴﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺑﯽﺷﺮﻣﯽ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ(ع) ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺣﺴﯿﻦ! ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ، ﺟﺮﻋﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﺏ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﭼﺸﯿﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺗﺸﻨﮕﯽ ﺑﻤﯿﺮﯼ.

سرانجام و چگونگی مرگ: ﺑﻪ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ(ﻉ) ﻣﺒﺘﻼ ﻭ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺍﺳﺘﺴﻘﺎﺀ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﺪ، ﻫﺮﭼﻪ ﺁﺏ ﻣﯽﻧﻮﺷﯿﺪ ﺗﺸﻨﮕﯽﺍﺵ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﻧﻤﯽﺷﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻼﮎ شد.

ﯾﺰﯾﺪ ﺑﻦ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ

نقش وی در کربلا: ﭼﻮﺏﺯﺩﻥ ﺑﺮ ﺩﻧﺪﺍﻥﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ(ﻉ)

سرانجام و چگونگی مرگ: ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﻗﺺ ﻭ ﻣﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻣﻐﺰﺵ ﻣﺘﻼﺷﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻗﯿﺮ، ﺳﯿﺎﻩ ﺷﺪ.

ﺳﺤﺎﻕ ﺑﻦ ﺣَﯿﻮﻩ ﺣﻀﺮﻣﯽ

نقش وی در کربلا: ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﭘﯿﮑﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ (ﻉ ) ﺗﺎﺧﺖ ﻭ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻏﺎﺭﺕ ﺑﺮﺩ.

سرانجام و چگونگی مرگ: ﺑﺎ ﭘﻮﺷﯿﺪﻥ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ (ﻉ) ﺑﻪ ﻣﺮﺽ ﭘﯿﺴﯽ ﻣﺒﺘﻼ ﺷﺪ ﻭ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺭﯾﺨﺖ، ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺑﺮ ﺑﺪﻧﺶ ﺗﺎﺧﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻫﻼﮐﺖ ﺭﺳﯿﺪ.

ﺍﺣﺒﺶ ﺑﻦ ﻣﺮﺛﺪ (ﺍﺧﻨﺲ)

نقش وی در کربلا: ﺑﺎ ﺍﺳﺐ ﺑﺮ ﺑﺪﻥ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ (ﻉ) ﺗﺎﺧﺖ ﻭ ﻋﻤﺎﻣﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻏﺎﺭﺕ ﺑﺮﺩ.

سرانجام و چگونگی مرگ: ﭘﺲ ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﻪ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺻﺤﻨﻪ ﺟﻨﮓ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺗﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﮐﻤﺎﻥ، ﺭﻫﺎ ﻭ ﺑﻪ ﻗﻠﺒﺶ ﺍﺻﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﻭ به درک واصل شد.

ﺑَﺠﺪﻝ ﺑﻦ ﺳُﻠﯿﻢ

نقش وی در کربلا: ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺍﻣﺎﻡ (ﻉ) ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺑﺮﯾﺪ.

سرانجام و چگونگی مرگ: ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ، ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﯾﺪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﺭ ﺧﻮﻥ ﻏﻠﺘﯿﺪ ﺗﺎ ﻫﻼﮎ شد.

ﻋﻤﺮﻭ ﺑﻦ ﺣﺠﺎﺝ

نقش وی در کربلا: ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ(ﻉ) ﻭ ﯾﺎﺭﺍﻧﺶ ﺑﺴﺖ، ﺍﻣﺎﻡ (ﻉ ) ﺭﺍ
ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺩﯾﻦ ﻧﺎﻣﯿﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺣﺎﻣﻼﻥ ﺳﺮﻫﺎﯼ ﺷﻬﺪﺍ ﺑﻪ ﮐﻮﻓﻪ ﺑﻮﺩ.

سرانجام و چگونگی مرگ: ﺑﻪ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ(ﻉ) ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺗﺸﻨﮕﯽ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﻫﻼﮎ ﺷﺪ.

ﻋﻤﺮ ﺑﻦ‌ ﺳﻌﺪ

نقش وی در کربلا: ﻣﺠﺮﻡ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺳﻮﻡ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﮐﺮﺑﻼ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﮐﺮﺑﻼ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ.

سرانجام و چگونگی مرگ: ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺛﻘﻔﯽ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺳﺮﺵ ﺍﺯ ﺗﻦ ﺟﺪﺍ ﺷﺪ.

ﻣﺎﻟﮏ ﺑﻦ ﻧُﺴﯿﺮ ﮐِﻨﺪﯼ

نقش وی در کربلا: ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺿﺮﺑﻪ ﺑﺮ ﻓﺮﻕ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺳﯿﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍ (ﻉ)

سرانجام و چگونگی مرگ: ﻗﻄﻊ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺗﻮﺳﻂ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻭ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮ ﻓﻘﯿﺮ ﻣﺎﻧﺪ.

ﺍﺑﺤﺮ ﺑﻦ ﮐﻌﺐ

نقش وی در کربلا: ﮐﺸﯿﺪﻥ ﮔﻮﺷﻮﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﮔﻮﺵ کودکان

سرانجام و چگونگی مرگ: ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻦ ﻣﺎﻟﮏ ﺍﺷﺘﺮ، ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﮐﺮﺩ، ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺣﺪﻗﻪ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ.

نوشته سرنوشت قاتلان امام حسین (ع) اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

زشت ‏ترینِ چیزها از نظر امام حسین (ع)

۰۰۰۷۶۱۲۴۵۰

یکی از ویژگی های منحصر به فرد سیدالشهدا (ع) علم گسترده و همه جانبه ایشان می باشد، به نحوی که این امر در روایات فراوانی بیان شده است.

در این باره خزّاز قمى با سند خود از یحیى بن نعمان نقل مى‏کند که گفت: در محضر امام حسین (ع) شرفیاب بودم. عربى نقابدار با چهره‏ اى تیره رنگ، وارد شد و سلام کرد. حضرت، سلام او را پاسخ داد. آن مرد گفت: اى فرزند رسول خدا (ص)؛ سؤالى دارم؟ فرمود: بپرس. گفت: فاصله میان ایمان و یقین، چه قدر است؟ حضرت فرمود: چهار انگشت. گفت: چگونه؟ حضرت فرمود: ایمان، آن است که آن را مى‏شنویم و یقین، آن است که آن را مى ‏بینیم و فاصله بین گوش و چشم، چهار انگشت است.

پرسید: فاصله میان آسمان و زمین، چقدر است؟ فرمود: یک دعاى مستجاب. پرسید: فاصله میان مشرق و مغرب، چقدر است؟ فرمود: به اندازه سیر یک روز آفتاب. پرسید: عزّت آدمى، در چیست؟ فرمود: بى ‏نیازیش، از مردم. پرسید: زشت‏ترین چیزها، چیست؟ فرمود: در پیران، هرزگى و بى ‏عارى در قدرتمندان، درنده خویى در شریفان و نجیب زادگان، دروغگویى در ثروتمندان، بخل و تنگ نظرى و در عالمان، حرص است.

عرض کرد: راست گفتى، اى فرزند رسول خدا. اکنون بفرما شمار امامان، پس از رسول خدا (ص)، چند است؟ حضرت فرمود: دوازده نفرند، به شمار نقباى بنى اسرائیل. عرض کرد: آنان را براى من، نام ببر. راوى گوید: امام حسین (ع) در اندیشه فرو رفت. سپس سر خود را بلند نموده، فرمود: آرى، اى برادر عرب؛ تو را آگاه مى ‏سازم: همانا امام و خلیفه پس از رسول خدا (ص)، امیرمؤمنان على (ع) و حسن (ع) و من و نه نفر، از نسل من است.

راوى گوید: آن اعرابى برخاست، در حالى‏که با خود مى‏گفت: پیامبر اکرم (ص) بر سیماى او، دست محبّت کشید. از این رو، در رخساره ‏اش نور و درخشندگى است. پدر و مادر او، از برترین قریش ‏اند و جدّ او، بهترین اجداد است.

منابع:

۱- خزاز قمی رازی، کفایه الأثر: ۲۳۲٫

۲-علامه مجلسی، بحار الأنوار ج ۳۶: ۳۸۴٫

۳-بحرانی، تفسیر البرهان ج ۴: ۱۶۷٫

نوشته زشت ‏ترینِ چیزها از نظر امام حسین (ع) اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

علت تلخى گوش و شورى چشم به روایت امام صادق (ع)

۳۰۰۵۳۰

ابن ابى لیلى که یکى از دوستان امام جعفر صادق علیه السلام است حکایت نماید:

روزى به همراه نعمان کوفى به محضر مبارک آن حضرت وارد شدیم، حضرت به من فرمود: این شخص کیست؟

عرض کردم: مردى از اهالى کوفه به نام نعمان مى باشد، که صاحب راءى و داراى نفوذ کلام است.

حضرت فرمود: آیا همان کسى است که با راءى و نظریّه خود، چیزها را با یکدیگر قیاس مى کند؟

عرض کردم: بلى.

پس حضرت به او خطاب نمود و فرمود: اى نعمان! آیا مى توانى سرت را با سایر اعضاء بدن خود قیاس نمائى؟ نعمان پاسخ داد: خیر.

حضرت فرمود: کار خوبى نمى کنى، و سپس افزود: آیا مى شناسى کلمه اى را که اوّلش کفر و آخرش ایمان باشد؟ جواب گفت: خیر.

امام علیه السلام پرسید: آیا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مایع چسبناک گوش و رطوبت حلقوم و بى مزّه بودن آب دهان شناختى دارى؟

اظهار داشت: خیر.

ابن ابى لیلى مى گوید: من به حضور آن حضرت عرضه داشتم: فدایت شوم، شما خود، پاسخ آن ها را براى ما بیان فرما تا بهره مند گردیم.

بنابراین حضرت صادق علیه السلام در جواب فرمود: همانا خداوند متعال چشم انسان را از پیه و چربى آفریده است ؛ و چنانچه آن مایع شور مزّه، در آن نمى بود پیه ها زود فاسد مى شد.
و همچنین خاصیّت دیگر آن، این است که اگر چیزى در چشم برود به وسیله شورى آب آن نابود مى شود و آسیبى به چشم نمى رسد؛ و خداوند در گوش، تلخى قرار داد تا آن که مانع از ورود حشرات و خزندگان به مغز سر انسان باشد.

و بى مزّه بودن آب دهان، موجب فهمیدن مزّه اشیاء خواهد بود؛ و نیز به وسیله رطوبت حلق به آسانى اخلاط سر و سینه خارج مى گردد.

و امّا آن کلمه اى که اوّلش کفر و آخرش ایمان مى باشد: جمله ((لا إ له إ لاّ اللّه)) است، که اوّل آن ((لا اله)) یعنى ؛ هیچ خدائى و خالقى وجود ندارد و آخرش ((الاّ اللّه)) است، یعنى؛ مگر خداى یکتا و بى همتا.(۱)

منابع:

۱- بحارالا نوار: ج ۲، ص ۲۹۵، ح ۱۴، به نقل از علل الشّرایع.

۲- چهل داستان و چهل حدیث از امام جعفر صادق علیه السلام، حجت الاسلام والمسلمین عبدالله صالحی

نوشته علت تلخى گوش و شورى چشم به روایت امام صادق (ع) اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

آشنایی با سوره‌ فیل

0007613552

آشنایی با سوره‌ فیل

این سوره مکی است و به داستان فیل و سرانجام آنان اشاره دارد. این سوره به داستان فیل و سرانجام آنان اشاره دارد. در این سوره می خوانیم:

آیا ندیدی پروردگارت با پیل داران چه کرد؟ آیا نقشه و تدبیرشان را (برای ویرانی کعبه) نقش بر آب نکرد؟ و فوج فوج پرندگانی بر فرازشان فرستاد. (که) بر آنان سنگهایی از گل (سخت) افکندند. و (سرانجام، خدا) آنان را مانند کاهبرگهای خورده شده گردانید.

امپراطوری روم، یکی از دو ابر قدرت آن دوران بود. پادشاه حبشه از دست نشاندگان امپراطوری روم بود و ابرهه از طرف پادشاه حبشه، فرماندار یمن و مجری سیاستهای روم در یمن و شبه جزیره بود.

در آن زمان کعبه و شهر مکه یگانه مرکز اجتماع و وحدت قبایل عرب شده بود. قریش و دیگر پاسدارن این خانه مورد احترام و درای حکومت معنوی بودند و مردم قبایل عرب و امور و مشکلات خود به آنان مراجعه می کردند.

از این رو ابرهه نقشه پلیدی کشید. نقشه او این بود که با ویران کردن کعبه و از میان بردن مرکزیت قبایل عرب، توجه مردم را به سوی معبد باشکوهی که در یمن ساخته بود جلب کند تا دامنه استعمار روم به تمامی شبه جزیره گسترش یابد. آنها در این اقدام پلیدشان، ایمان به مسیحیت و هدایت مشرکین را شعار خود قرار داده بودند؛ اما این بهانه ای بیش نبود.

برای اجرای این نقشه سپاهی را با فیلهای جنگی که برای عرب وحشتناک و هراس انگیز بود، تدارک دیدند و هجوم خود را به طرف خانه خدا شروع کردند.

خداوند متعال نیز با فرستادن دسته های مرغانی که سنگ گل بر چنگها و منقارها داشتند و آنها را به سمت فیل ها و فیل سواران نشانه رفته و فرو می ریختند، همه را خرد و نابود کرد، به طوری که مانند کاهبرگهایی که دانه آنها توسط حشرات خورده شده است، به صورت جسدهای بی روح درآمدند.

عرب سال وقوع این حادثه را مبداء تاریخ قرار داد و آن را عام الفیل یعنی سال فیل نامید و تاریخ نگاران همگی آن را سال ولادت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نگاشته اند. آن حضرت چهل سال پس از عام الفیل به رسالت مبعوث گردید.

داستان اصحاب فیل و دفاع خداوند از کعبه و بیت الله، از معجزات بزرگ الهی است که در تاریخ ثبت است و کسی نمی تواند آن را انکار کند.
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم):
بر شما باد به قرآن، پس آن را امام و پیشوای خود گیرید.

پینوشت: کتاب گلستان سوره‌ها – ص 212، محمدحسین جعفری

نوشته آشنایی با سوره‌ فیل اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

سخن امام علی (ع) در مورد: ۹ کاری که از زشت، زشت تر است

3002202

سخن امام علی (ع) در مورد: 9 کاری که از زشت، زشت تر است

امام علی (ع) در حدیثی 9 کار را زشت‌تر از زشت دانسته اند. متن این حدیث از کتاب دعائم الاسلام منتشر می‌شود:

تِسْعَةُ أَشْيَاءَ قَبِيحَةٌ وَ هِيَ مِنْ تِسْعَةِ أَنْفُسٍ أَقْبَحُ مِنْهَا مِنْ غَيْرِهِمْ ضِيقُ الذَّرْعِ مِنَ الْمُلُوكِ وَ الْبُخْلُ مِنَ الْأَغْنِيَاءِ وَ سُرْعَةُ الْغَضَبِ مِنَ الْعُلَمَاءِ وَ الصِّبَا مِنَ الْكُهُولِ وَ الْقَطِيعَةُ مِنَ الرُّءُوسِ وَ الْكَذِبُ مِنَ الْقُضَاةِ وَ الزَّمَانَةُ مِنَ الْأَطِبَّاءِ وَ الْبَذَاءُ مِنَ النِّسَاءِ وَ الطَّيْشُ مِنْ ذَوِي السُّلْطَان‏

امام علی(ع) فرمودند: نُه چيز زشت است، اما از 9 گروه زشت‏ تر:

1- درماندگى و ناتوانى از دولتمردان؛

2- بخل از ثروتمندان؛

3- زود خشمى از دانشمندان؛

4- حركات بچگانه از ميانسالان؛

5- جدايى حاكمان از مردم؛

6- دروغ از قاضيان؛

7- بيمارى كهنه از پزشكان؛

8- بدزبانى از زنان

9- سختگيرى و ستمگرى از سلاطين است.

پینوشت: دعائم الإسلام ج 1، ص 83

نوشته سخن امام علی (ع) در مورد: 9 کاری که از زشت، زشت تر است اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

آشنایی با سوره‌ دخان

3002205

آشنایی با سوره‌ دخان

دُخان یعنی دود و این سوره مکی است. در آیات 9 تا 11 این سوره تردید مشرکین در حقانیت قرآن و روبوبیت خداوند را یادآور می‌شود و به عذابی دردناک تهدیدشان می‌کند. ترجمه آیات چنین است:

ولی آنها در شک و سرگرم بازی هستند. پس در انتظار روزی باش که آسمان دودی نمایان برآورد، که مردم را فرو گیرد. این است عذابی دردناک.

توضیح اینکه آنها، یعنی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با این ارشادات و با این کلام وحی صاحب یقین نمی شود، بلکه همچنان در شکند، و سرگرم بازی با امور دنیایی خویشند. پس ای پیامبر! در انتظار روزی باش که آسمان دودی آشکار و نمایان بر می آورد.

در مورد این روز نظریات مفسرین مختلف است، اما آنچه قوی تر به نظر می رسد این است که دخان و دود از علامتهای قیامت است که قبل از قیامت پدیدار می شود و مردم را فرا می گیرد، که خود عذابی دردناک است.

در آیه سوم در مورد قرآن می خوانیم:

ما آن را در شبی مبارک نازل کردیم. برکت به معنی خیر کثیر است. منظور از مبارک بودن آن شب، این است که قرآن که خیر بسیار است در آن شب نازل شده است.

با توجه به این سخن جای آنست که بین آنچه مردم خیر بسیار می دانند و آنچه خداوند خیر کثیر معرفی می کند، مقایسه ای بکنیم و نظر و فکر خود را اصلاح کنیم و بیندیشیم که قرآن چگونه خیر کثیر است و از این خیر کثیر چگونه می توانیم حداکثر بهره را ببریم.

در آیه 38 و 39 به امری مهم اشاره می کند و می فرماید:

و ما آسمان و زمین و آنچه در میان آن دو قرار دارد را بازیچه نیافریدیم. آنها را جز به حق نیافریدیم، لیکن بیشترشان نمی دانند.

با یک مثال این مطلب روشن تر می شود:

آیا بچه ها را در حال بازی های کودکانه شان دیده اید؟ آنها وقتی با خاک یا ماسه بازی می کنند، برای خود و باغ و خانه و جوی آب و… می سازند. شاید این کار چند ساعت آنها را به خود مشغول کند. شاید خود شما نیز در کودکی از این بازی‌ها داشته اید. آنها پس از ساخت و ساز کودکانه خویش آن خاکها و ماسه ها را به هم می ریزند. این بازی و سرگرمی آنهاست.

اما انسانهایی که رشد یافته اند و بلوغ فکری و عقلی رسیده اند، هرگز وقت خود را اینگونه بیهوده و بی حاصل تلف نمی کنند و این کارها بعید است از آنها سربزند.

حال با خود بیندیشیم که وقتی چنین کاری را از یک انسان عاقل بعید می شماریم، آیا بر خداوند عقل آفرین شایسته است که زمین و آسمان و آنچه در زمین و آسمانست را بیهوده و بدون هدفی خاص و برای بازیچه بیافریند؟ و سپس همانند آن کودک پس از مدتی آنها را درهم بریزد؟

آری، اگر معادی در کار نباشد، آفرینش عبث و بیهوده خواهد بود، و کار بیهوده و بی سرانجام از خداوند حکیم قابل تصور نیست.

این دو آیه برای آنست که شنونده را به امر معاد توجه دهد.

در آیه 40 در مورد قیامت می خوانیم:

در حقیقت روز جداسازی (روز قیامت که انسانهای مؤمن و متقی از انسانهای بدکردار جدا می شوند) میعاد و وعده گاه همه آنهاست.

پینوشت: کتاب گلستان سوره‌ها – ص 30

نوشته آشنایی با سوره‌ دخان اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

آيا اموات صدای زندگان را می شنوند؟

0007613537

آيا اموات صدای زندگان را می شنوند؟

يكي از شبهات وهابيون اين است كه مردگان چيزي نمي شنوند و با همين نظريه اكثر مسلمانان و مخصوصا شيعيان را كافر مي دانند وبا همين نظريه طلب حاجت از اولياء ومتوسل شدن به آنها را شرك مي دانند دراينكه آيا اموات چيزي مي شنونديا نه دو نظريه وجود دارد تمام شيعه واكثريت اهل سنت قائل به سماع الموتي هستند وعده اي از اهل سنت از جمله وهابيون مخالفند.

نظرات مخالفين:

ابن الهمام در فتح القدير، حاشيه الهدايه در باب الجنائز:نظرش بر اين است كه مردگان نمي شنوند. زيرا حديث تكلم با اهل قليب بدر هم از طرف عائشه رد شده است و هم فقط من باب معجزه رسول الله مقبول شده است وحديث مسلم « لَيَسْمَعُ قَرْعَ نِعَالِهِمْ…» فقط مربوط به اولين مرحله ي ورود به قبر است نه تداوم آن در ساير اوقات(فتح القدير ج 3 ص325)

آلوسي در كتاب الآيات البينات في عدم سماع الاموات به دو آيه زير براي اثبات نظريه خودش استدلال نموده است.

ولا تسمع الصم الدعاء إذا ولوا مدبرين(سوره نمل آيه 80)

ذلك الله ربكم له الملك والذين تدعون من دونه ما يملكون من قطمير. إن تدعوهم لا يسمعوا دعاءكم ولو سمعوا ما استجابوا لكم ويوم القيامة يكفرون بشرككم ولا ينبك مثل خبير(فاطر 13و 14)

براي رسيدن به جواب قائلين به عدم سماع نياز به بيان اموري داريم:

تركيب انسان از روح و جسم

متكلمان انسان را مركب از دو حقيقت مي دانند: روح و جسم و بر آن دلايلي اقامه كرده اند كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:

1- هرانساني افعال خود را به حقيقتي به اسم «من »نسبت مي دهد ومي گويد:من انجام دادم،من زدم و…، اين من كيست؟ آيا غير از نفس است كه از آن به روح تعبير مي شود؟. هم چنين هر انساني اعضا و جوارح مادي خود را به حقيقتي به نام « من » نسبت مي دهد و مي گويد: قلب من، شكم من، قدم من و… اين من كيست؟ آيا غير از روح و نفس است؟

2- هر يك از انسان ها اين حسّ را دارد كه شخصيتش در دوام روزگار ثابت بوده و در آن تغيير و تحوّل وجود ندارد، با وجود تغييراتي كه در جسم و بدن اوست، آيا آن شخصيت همان روح و نفس او نيست؟

3- گاهي انسان با غفلت از هر چيز حتّي بدن و اعضايش از يك چيز كه همان خوديت اوست غافل نيست، آيا اين همان نفس و روح او نيست؟ فخررازي مي گويد: « گاهي من عالم و آگاه به خودم هستم، در حالي كه ازهمه اجزايم غافلم و اين خوديت همان نفس و روح است(1)

قرآن نيز به اين حقيقت اشاره كرده و مي فرمايد:يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعي إِلي رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلي في عِبادي وَادْخُلي جَنَّتي)اي نفس قدسي مطمئن به حضور پروردگارت باز آي كه تو خشنودي و او راضي از توست، باز آي و در صف بندگان خاص من در آي(2)

هم چنين مي فرمايد: فَلَوْلا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ وَأَنْتُمْ حينَئِذ تَنْظُرُونَ

پس چگونه خواهد بود هنگامي كه جانشان به گلو رسد. و شما وقت مرگ بر بالين آن مرده حاضريد و مي نگريد(3)

وجود ارتباط بين حيات برزخي و حيات مادّي

از مجموع آيات و روايات استفاده مي شود كه بين حيات برزخي و انسان در عالم برزخ با حيات مادي و انسان هاي زنده ارتباط برقرار است، به اين معنا: هنگامي كه در عالم مادي انسان ها آنها را صدا مي زنند مي شنوند و هنگامي كه از آنان سؤال و درخواست مي كنند به اذن خداوند متعال جواب مي دهند. اينك به برخي از آيات و روايات در اين مورد اشاره مي كنيم:

الف: آيات:

1- خداوند متعال در خصوص قوم صالح مي فرمايد:أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا في دارِهِمْ جاثِمينَ فَتَوَلّي عَنْهُمْ وَقالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلكِنْ لا تُحِبُّونَ النّاصِحينَ « پس زلزله اي بر آنان آغاز گرديد تا آن كه همه در خانه هايشان از پاي در آمدند. چون علائم عذاب رسيد صالح از ايمان قوم نااميد شد و از آنان روي گردانيد و گفت: اي قوم من از خداي خود ابلاغ رسالت كردم و شما را اندرز دادم ولكن شما ناصحان را دوست نمي داريد(4)

2- درباره قوم شعيب نيز شبيه اين گفت و گو آمده است(5)

3- درسوره زخرف آمده است:(وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَجَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ ءالِهَةً يُعْبَدُونَ)از رسولاني كه پيش از تو فرستاديم باز پرس كه آيا ما جز خداي يكتاي مهربان خداي ديگري را هم معبود مردم قرار داديم؟(6)

4- هم چنين در آياتي سلام بر انبياي گذشته كرده و مي فرمايد: { سَلامٌ عَلي نُوح فِي الْعالَمينَ }، { سَلامٌ عَلي إِبْراهيمَ }، { سَلامٌ عَلي مُوسي وَهارُونَ }، { سَلامٌ عَلي إِلْ ياسينَ } و { سَلامٌ عَلَي الْمُرْسَلينَ }، از اين آيات استفاده مي شود: بين اين عالم مادي و عالم برزخ ارتباط برقرار است، بدين شكل كه گفته ها، سؤال ها، و درودها را مي شنوند، و جواب نيز مي دهند.

5- خداوند متعال مي فرمايد: { اللّهُ يَتَوَفَّي اْلأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَالَّتي لَمْ تَمُتْ في مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتي قَضي عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ اْلأُخْري إِلي أَجَل مُسَمًّي إِنَّ في ذلِكَ لآيات لِقَوْم يَتَفَكَّرُونَ(7)

(خداست كه وقت مرگ ارواح خلق را مي گيرد و آن را كه هنوز وقت مرگش فرا نرسيده در حال خواب روحش را قبض مي كند سپس آن را كه حكم به مرگش كرده جانش را نگاه مي دارد و آن را كه حكم به مرگ نكرده به بدنش مي فرستد تا وقت معين، و اين كار نيز از ادله قدرت الهي براي انديشمندان است)

6- هم چنين مي فرمايد: { وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ…(8)

(مپنداريد كه شهيدان راه خدا مرده اند بلكه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند)

از آيات ديگر استفاده مي شود كه اين حيات برزخي اختصاصي به شهدا ندارد، بلكه شامل تمام صالحان و كساني كه مطيع دستورات خداوند هستند نيز مي شود، خداوند متعال مي فرمايد: وَمَنْ يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدّيقينَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحينَ وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفيقًا(9)

« آنان كه خدا و رسول را اطاعت كنند، البته با كساني كه خدا به آنان لطف و عنايت كامل فرموده ؛ يعني با پيامبران و صديقان و شهيدان و نيكوكاران محشور خواهند شد و اينان رفيقان نيكويي هستند».

اگر شهدا نزد خدا زنده اند و روزي مي خورند پس هر كس مطيع خدا و رسول است ـ كه به دليل آن كه رسول نيز تابع دستورات رسالت خويش است، شامل خود حضرت نيز مي شود ـ او نيز با شهداست، اگر شهدا نزد خدا زنده اند، پس اينان نيز زنده اند و حيات برزخي دارند.

ب: روايات:

در روايات اسلامي به اين موضوع مهّم اشاره شده است: پيامبر(صلّي الله عليه وآله وسلم) بعد از آن كه كشته هاي مشركان را در چاه بدر انداختند، بر بالاي چاه آمد و مشركان را اين گونه خطاب كرد: « هر آينه شما همسايگان بدي براي رسول خدا بوديد، او را از منزلش بيرون ساخته و از خود طرد نموديد، سپس بر ضدّ او اجتماع نموده و با او محاربه كرديد، من آنچه را كه پروردگارم وعده داده بود حقّ يافتم. » شخصي به او عرض كرد: اي رسول خدا! چگونه شما با سرهايي كه از تن جدا شده است سخن مي گوييد؟ پيامبرفرمود: « به خدا سوگند! تو از آنان شنواتر نيستي.(10)

1- انس بن مالك از پيامبر اسلام(ص) نقل مي كند كه فرمود: « بنده هنگامي كه در قبرش گذارده مي شود و اصحابش او را ترك مي كنند، صداي كفش آنها را مي شنود…(11)

2- متقي هندي به سند خود از پيامبر(ص) نقل مي كند كه فرمود: « هر كس وصيت نكند، به او اذن صحبت با مردگان داده نمي شودگفته شد:اي رسول خدا! مردگان سخن مي گويند؟ فرمود: آري، به زيارت مي آيند.(12)

3- دركتاب الروح آمده است كه پيامبر اسلام(ص) فرمود هر مسلماني بر قبر برادر مؤمنش عبور كند، در حالي كه او را در دنيا مي شناخته و از او سؤال كند، خداوند روحش را برمي انگيزد تا جواب او را بدهد. » همچنين از پيامبر(ص) به اثبات رسيده است كه مردگان صداي كفش تشييع كنندگان را مي شنوند(13)

4- ابن قيّم جوزيه در كتاب الروح مي گويد: « سلف بر اين مطلب اجماع كرده و به تواتر رسيده است كه شخص مرده، كساني را كه به زيارتش مي آيند مي شناسد و از آمدنشان مسرور مي شود »(14)

5- ابن ابي الدنيا در كتاب القبور از عايشه نقل مي كند كه رسول خدا(ص) فرمود: « هر كس به زيارت قبر برادر مؤمنش رود و نزد قبرش بنشيند، مرده با او انس مي گيرد، و جواب سلامش را مي دهد تا هنگامي كه برخيزد و برود »(15)

6- هم چنين از ابي هريره نقل شده است كه پيامبراكرم(ص) فرمود: هر كس بر قبرشخصي عبور كرده و بر صاحب آن درود فرستد، صاحب قبر، او را شناخته و سلامش را جواب مي دهد(16)

7- بيهقي از سعيد بن مسيّب نقل مي كند: ما با علي بن ابي طالب(عليه السلام) داخل قبرستان مدينه شديم. حضرت(عليه السلام) ندا داد: اي اهل قبرستان! سلام و رحمت خدا بر شما باد، از خبرهاي خود بر ما مي گوييد يا ما شما را خبر دهيم؟ سعيد مي گويد: صدايي شنيديم كه در جواب مي گويد: « و عليكم السلام و رحمة الله و بركاته يا اميرالمؤمنين » خبر ده ما را از آنچه اتفاق افتاد. حضرت(عليه السلام) فرمود: اما زنان شما به همسري ديگران در آمدند، اموال شما تقسيم شد، و اولاد شما نيز در زمره ايتام در آمدند. ساختمانهايي كه بنا كرديد دشمنانتان در آنها ساكن شدند. اين خبرهايي است كه نزد ماست، خبرهايي كه نزد شماست چيست؟ سعيد مي گويد: مرده اي به صدا درآمد و گفت: هر آينه كفن ها پاره شد، موها ريخت، پوست ها از بدن جدا شد، حدقه ها بر صورت ها ريخت و از بيني ها چرك بيرون آمد. آنچه را فرستاده بوديم يافتيم، و آنچه را به جا گذارديم خسارت ديديم…(17)

8- بخاري و مسلم نقل كرده اند: هر گاه مرده داخل قبرگذارده شود صداي كفش تشييع كنندگان رامي شنود(18)

9- ابو هريره مي گويد: پيامبر(ص) هر گاه به قبرستان مي رفت با اهل قبور اين چنين سخن مي گفت: السلام عليكم اهل الديار من المؤمنين و المسلمين،وانّا ان شاء الله بكم لاحقون، اسأل الله لنا و لكم العافية(19)

شيخ محمود شلتوت مي گويد: « آنچه از آثار ديني استفاده مي شود اين كه هنگام خروج روح از بدن، مرگ حاصل مي شود و او در حالي كه داراي ادراك است باقي مي ماند ؛ كسي كه بر او درود مي فرستد مي شنود، زائرين قبرش را مي شناسد و لذت نعمت ها و درد عذاب را در عالم برزخ درك مي كند. »(20)

10- در صحيح مسلم از ابو سعيد خدرى و ابو هريره از شخص پيامبر ص نقل شده كه فرمود:

لقنوا موتاكم لا اله الا اللَّه:” مردگان خود را تلقين لا اله الا اللَّه كنيد”.(21)

11- در” نهج البلاغه” نيز به مساله بر قرار ساختن ارتباط با ارواح مردگان اشاره شده است كه على(عليه السلام) با ارواح مؤمنانى كه در قبرستان پشت كوفه بودند سخن گفت.(22)

شيخ الاسلام عزّالدين بن عبدالسلام در فتاواي خود مي گويد: « ظاهر اين است كه ميّت زائر خود را مي شناسد، زيرا ما امر شده ايم به سلام بر او، و شارع امر نمي كند به خطاب كسي كه نمي شنود… »(23)

ابن قيم جوزي در بحثي در اين باره كه آيا مردگان زيارت افراد زنده را درك مي كنند؟ مي گويد: « همين كه كسي به زيارت ميت مي آيد مي گويند زائر ؛ اين خود دليل بر اين است كه مرده زائر را مي شناسد، زيرا اگر او را نشناسد به زيارت كننده، زائر گفته نمي شود »(24)

مرگ نه تنها پايان زندگي نيست، بلكه تولّد ثانوي و گسترش حيات است، «وَالنَّاسُ نِيَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبِهُوا; مردم خوابند هنگامي كه مردند بيدار مي شوند»(25)

پی نوشت ها:

1- مفاتيح الغيب، ج 4، ص 149

2- سوره فجر، آيات 27 ـ0 3

3- سوره واقعه، آيات 83/84

4- سوره اعراف، آيات 78 ـ 79

5- سوره اعراف، آيات 91 ـ 93

6- سوره زخرف، آيه 45

7- سوره زمر، آيه42

8- سوره آل عمران، آيه169

9- سوره نساء،آيه 69

10- صحيح بخاري، ج 5، ص76 ـ 77، باب قتل ابي جهل

11- فتح الباري ج3 ص 206،، باب الميّت يسمع خفق النعال

12- كنزالعمال، ج 16، ص 619 ـ 620، رقم 46080

13- الروح، ص 5.(المسألة الأولى وهي هل تعرف الأموات زيارة الأحياء وسلامهم أم لا قال

14- الروح، ص 9

15- الروح ص5 و القبور ص5

16- فيض القدير، ج 5، ص 487

17- موسي محمّد علي، حقيقة التوسل و الوسيله، ص 242)

18- فتح الباري، ج 3، ص 206.(باب الميت يسمع خفق النعال)

19- تلخيص الحبير، ج 2، ص 314. كتاب الجنائز

20- شلتوت الفتاوي، ص 19.

21- صحيح مسلم” كتاب الجنائز حديث 2162 و 2164(جلد 3 صفحه 37)

22- نهج البلاغه حكمت130(محمد دشتي)

23- فتاوي شيخ الاسلام عزالدين بن عبدالسلام، ص 431

24- الروح، ص 8

25- عوالي اللئالي، جلد 4، صفحه 73

نوشته آيا اموات صدای زندگان را می شنوند؟ اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

آشنایی با سوره‌ علق

0007613497

آشنایی با سوره‌ علق

علق یعنی خون بسته، و این سوره مکی است. علق به‌معنی خون بسته است که یکی از مراحل آفرینش انسان در رحم مادر است.

سوره علق اولین سوره‌ای است که در آغاز رسالت در غار حرا بر پیامبر اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) نازل شده است.

در آیات 1 تا 5 می‌خوانیم:

بخوان به نام پروردگارت که آفرید. انسان را از علق آفرید. بخوان، که پروردگار تو (از همه کریم‌تر است، همان که به‌وسیله قلم آموخت. به انسان آنچه را نمی‌دانست آموخت.

در این آیات که نخستین آیات نازل‌شده بر پیامبر اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می‌باشد، می‌بینیم که از قلم و آموختن، سخن به میان آورد. این بیان، نشانگر آن است که آغاز وحی خاتم پیامبران، طلوع علم است، طلوع فرهنگ است و طلوع تمدن، و قرآن از اول تا به آخر از علم و تفکر سخن می‌گوید.

در آیات 9 تا 19 سخن از کسی است که بنده‌ای را از نماز بازمی‌داشت. قرآن با لحن شدیدی به او تذکر می‌دهد که آیا وی نمی‌داند که خداوند (او را) می‌بیند؟ در ادامه آیات، آن فرد خطاکار و سرکش به‌سختی مورد تهدید قرار می‌گیرد.

سپس در پایان سوره خطاب به رسول اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می‌فرماید:

هرگز چنان نیست (که آن انسان سرکش می‌پندارد)، او را اطاعت مکن، و سجده کن، و خود را (به خدا) نزدیک گردان.

درباره شأن نزول این سوره روایت است که:

(روزی) ابوجهل (به اطرافیان خود) گفت: راست است که محمد صورت خود را در حضور شما بر خاک می‌گذارد؟ گفتند: آری. گفت: سوگند به آن که باید به او سوگند خورد، اگر او را ببینم که چنین می‌کند، گردنش را لگدمال خواهم کرد!

در همان بین شخصی صدا زد که: محمد نماز می‌خواند. ابوجهل پیش رفت تا (به‌خیال خود) گردن رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) را لگدکوب کند. چیزی نگذشت که عقب عقب برگشت، در حالی که دستها را در مقابل صورتش گرفته بود! گویی از چیزی می‌ترسید و می‌خواست خود را حفظ کند!

از او پرسیدند: ای اباالحکم، چه شده است؟ گفت: بین من و او خندقی از آتش است و اینها بالدارانند.

رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمود: به آن خدایی که جانم در دست اوست، اگر به من نزدیک می‌شد، ملائکه تکه تکه‌اش می‌کردند.

اینجا بود که خدای تعالی آیه: آیا دیدی آن کس را که بازمی‌داشت… تا آخر سوره را نازل کرد.

سوره علق، یکی از سوره‌های چهارگانه عزائم است، یعنی دارای سجده واجب است، که آخرین آیه این سوره می‌باشد.

پینوشت: کتاب گلستان سوره‌ها ــ ص 190

نوشته آشنایی با سوره‌ علق اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.