فضیلت

پوست هايی كه از لب و بدن جدا می شود چه حكمی دارد؟

3002949

پوست هايی كه از لب و بدن جدا می شود چه حكمی دارد؟

در خصوص حكم شرعی پوست هايي كه از لب و بدن جدا مي شود، اين گونه پاسخ داده شده:

پوست هاى مختصر لب و جاهاى ديگر بدن كه موقع افتادنشان رسيده (يعني روح نداشته و به آسانى كنده مي شود)، اگر چه آنها را بكنند پاك است.

تبصره: طبق نظر اكثر مراجع عظام تقليد، بنابر احتياط واجب بايد از پوستى كه موقع افتادنش نرسيده و آن را كنده‌اند، اجتناب شود.

پی نوشت: توضيح المسائل مراجع، ج‌1، مسأله 91

نوشته پوست هايی كه از لب و بدن جدا می شود چه حكمی دارد؟ اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

حدیث امروز: شستن دست قبل از غذا

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند: شستن دست قبل از غذا، فقر را و پس از غذا، غم و اندوه را برطرف می‏كند و به چشم سلامتی می‏بخشد.

متن حدیت:

اَلوُضوءُ قَبلَ الطَّعامِ يَنفِى الفَقرَ، وَ بَعدَهُ يَنفِى الهَمَّ وَ يُصَحِّحُ البَصَرَ.

پینوشت: كنزالعمال، ح 26009.

نوشته حدیث امروز: شستن دست قبل از غذا اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

حدیث امروز: شستن دست قبل از غذا

پیامبر اعظم (ص) می فرمایند: شستن دست قبل از غذا، فقر را و پس از غذا، غم و اندوه را برطرف می‏كند و به چشم سلامتی می‏بخشد.

متن حدیت:

اَلوُضوءُ قَبلَ الطَّعامِ يَنفِى الفَقرَ، وَ بَعدَهُ يَنفِى الهَمَّ وَ يُصَحِّحُ البَصَرَ.

پینوشت: كنزالعمال، ح 26009.

نوشته حدیث امروز: شستن دست قبل از غذا اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

حدیث امروز: سه حق واجب پدر و مادر بر فرزند

امام جعفر صادق علیه السلام در مورد سپاسگزاری از والدین فرمودند: سه چیز بر فرزند، در حق پدر و مادر واجب است:

۱- شکر پدر و مادر به هر شکل ممکن

۲- اطاعت از پدر و مادر در هر چیزی که امر و نهی می‌کنند به جز در گناه و معصیت خدا

۳- خیرخواهی برای ایشان در پیدا و نهان

متن حدیث:

«یجب للوالدین علی الولد ثلاثه اشیاء: شکرهما علی کل حال و طاعتهما فیما یأمرانه و ینهیانه عنه فی غیر معصیه اللَّه و نصیحتهما فی السرّ و العلانیه»

پینوشت: «تحف العقول، صفحه 322»

نوشته حدیث امروز: سه حق واجب پدر و مادر بر فرزند اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

آیه ای که دزد را عابد کرد

3002899

آیه ای که دزد را عابد کرد

در حالات فضیل بن عیاض وارد است که دزد معروفى بود که مردم از دست او خواب راحت نداشتند، شبى از دیوار خانه اى بالا مى رود، به قصد ورود به منزل روى دیوار مى نشیند. خانه از آن مرد عابد و زاهدى بود، که شب زنده دارى مى کرد، نماز شب مى خواند، دعا مى نمود اما در آن لحظه به تلاوت قرآن مشغول بود، صداى حزین قرائت قرآنش به گوش مى رسید، ناگهان این آیه را تلاوت کرد: الم یان للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله آیا وقت آن نرسیده است که مدعیان ایمان، قلبشان براى یاد خدا نرم و آرام شود؟ تا کى قساوت قلب؟ تا کى تجرى و عصیان؟ تا کى پشت به خدا کردن؟! آیا وقت روى گرداندن از گناه و رو کردن به سوى خدا نرسیده است؟

فضیل بن عیاض همین که این آیه را از روى دیوار شنید، گویى به خود او وحى شد و مخاطب شخص او است. از این رو همانجا گفت: خدایا! چرا، چرا، وقتش رسیده است، و همین الان موقع آن است.

از دیوار پایین آمد و بعد از آن، دزدى، شراب، قمار و هر چه را که احیانا به آن مبتلا بود، کنار گذاشت. از همه هجرت کرد، از تمام آن آلودگیها دورى گزید، تا حدى که برایش مقدور بود اموال مردم را به صاحبانش پس داد، حقوق الهى را ادا کرد و کوتاهى هاى گذشته را جبران نمود. تا جایى که بعدها یکى از بزرگان گردید، نه فقط مرد باتقوایى شد که مربى و معلمى نمونه براى دیگران گردید.

پینوشت: گفتارهاى معنوى، ص 226 و روضات الجنات، لفظ فضیل

نوشته آیه ای که دزد را عابد کرد اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

مظلومان در روز قیامت چگونه حق خود را از ظالمان می گیرند؟

3002911

مظلومان در روز قیامت چگونه حق خود را از ظالمان می گیرند؟

پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم: روز قـیامت، بـنده، خـوشحال از کـارهاى نیک خود وارد محشر مى ‏شود. مردى مى ‏آید و مى‏ گوید: پروردگارا، این مرد به من ظلم کرده است. پس از حسنات او برداشته و در حسنات آن مرد دادخواه گذاشته مى‏ شود. به همین ترتیب افرادى که در حقّ آنها ستم کرده ‏است، مى‏آیند تا جایى که حتّى یک حسنه و کار نیک براى او باقى نمى ‏ماند. از آن پس اگر کسى بیاید و حقّ خود را از او بخواهد از گناهان آن مرد (طلبکار) برداشته و به گناهان او افزوده مى‏ شود. بدین سان همچنان دادِ مردم از او گرفته مى‏ شود، تا آن که به آتش درآید.

پینوشت: نهایه البدایه والنهایه: 2 / 55 منتخب میزان الحکمة: 348

نوشته مظلومان در روز قیامت چگونه حق خود را از ظالمان می گیرند؟ اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

مظلومان در روز قیامت چگونه حق خود را از ظالمان می گیرند؟

3002911

مظلومان در روز قیامت چگونه حق خود را از ظالمان می گیرند؟

پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم: روز قـیامت، بـنده، خـوشحال از کـارهاى نیک خود وارد محشر مى ‏شود. مردى مى ‏آید و مى‏ گوید: پروردگارا، این مرد به من ظلم کرده است. پس از حسنات او برداشته و در حسنات آن مرد دادخواه گذاشته مى‏ شود. به همین ترتیب افرادى که در حقّ آنها ستم کرده ‏است، مى‏آیند تا جایى که حتّى یک حسنه و کار نیک براى او باقى نمى ‏ماند. از آن پس اگر کسى بیاید و حقّ خود را از او بخواهد از گناهان آن مرد (طلبکار) برداشته و به گناهان او افزوده مى‏ شود. بدین سان همچنان دادِ مردم از او گرفته مى‏ شود، تا آن که به آتش درآید.

پینوشت: نهایه البدایه والنهایه: 2 / 55 منتخب میزان الحکمة: 348

نوشته مظلومان در روز قیامت چگونه حق خود را از ظالمان می گیرند؟ اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

به چهار دلیل از جریمه های خداوند نمی ترسیم!

3002903

به چهار دلیل از جریمه های خداوند نمی ترسیم!

اگر بحث کیفر کارها مطرح نبود خیلی از متخلفان آزادانه به اعمال مجرمانه خود ادامه می دادند؛ مثلا اگر برای رانندگان متخلف، اعمال جریمه و سایر قوانین بازدارنده نبود؛ بروز مشکلات عدیده ای را در سطح جاده ها شاهد بودیم.

بی تردید اعمال جریمه و سایر قوانین بازدارنده، نقش ارزنده ای در کاهش تخلفات رانندگی دارد. ای کاش ما انسان ها هم همانگونه که به قوانین راهنمایی و رانندگی از سر ترس از جریمه و … پایبند هستیم؛ به جریمه هایی که خدا در برابر گناهان وضع فرموده، پایبند باشیم.

1- اکراهی نبودن دین

از آنجا که در دین اجبار و اکراهی نیست. [1][2] و کسی بخاطر اعتقاد کسی دیگر او را سرزنش نمی کند(چون دین باید از دل برآید) یکی از علت های توجه نکردن انسان به جریمه های خدا در برابر گناه، از همین جا سرچشمه می گیرد؛ با این وجود، حواسمان باشد که گناهان اجتماعی را خدا سنگین گرفته تا کسی در کار زندگی اجتماع، خللی وارد نکند(مثلا کسی که عمدا نماز نمی خواند؛ این فرد را نمی شود به دادگاه کشاند و…؛ ولی کسی که قتلی را اشتباهی مرتکب شده، طبق قوانین دین، باید جریمه شود و حساب پس دهد؛ در بحث رعایت حجاب در جامعه اسلامی هم قضیه بر همین منوال است)

2- مهلت دادن خدا

برای تقریب به ذهن مثالی بزنیم: گاهی راننده متخلفی با سرعت بالا و غیرمجاز در حال تردد است و ویراژ می دهد و …؛ اما خبر ندارد که دوربین راهنمایی و رانندگی حرکات او را ضبط کرده و دیر یا زود کیفر کارش را باید ببیند.

با وجودی که خدا همه چیز را می بیند و می داند و هیچ چیزی از دید او خارج نیست (بخلاف دوربین پلیس که ممکن است خراب شود یا…) ولی در خیلی از موارد به انسان های گناهکار و متخلف، امکان از مهلکه گریختن را در این دنیا را می دهد اما آخر کار در آن دنیا به حسابشان رسیدگی می کند: «وَ لَا یحَسَبنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلىِ لَهُمْ خَیرْ لّأِنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلىِ لَهُمْ لِیزَدَادُواْ إِثْمًا وَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ[آل عمران/178] و کسانى که کفر ورزیدند گمان نکنند که آنچه به آنها مهلت مى دهیم به خیر آنهاست، جز این نیست که مهلتشان مى دهیم تا (متذکر شوند لکن نتیجه این مى شود که) بر گناه (خویش) بی افزایند، و براى آنها عذابى خوارکننده است.» [3]

3- دنباله روی از اکثریت اجتماع

یکی دیگر از دلایل نترسیدن انسان از جریمه های خداوند، شیوع گناهان و بی مبالاتی اکثر جامعه نسبت به آن گناهان است: «وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ[انعام/116] و اگر از بیشتر مردم روى زمین (در امور دینى) پیروى کنى تو را از راه خدا گمراه مى کنند؛ آنها جز از ظن و گمان پیروى نمى کنند و جز این نیستند که به تخمین مى پردازند.» [4]

گناه دیگری که متعاقب آن و شاید بیشتر از آن تبلیغ می شود؛ ترک امر به معروف و نهی ازمنکر است که به اسم آزادی(کسی به کسی کاری نداشته باشد، هر کسی خودش عقل دارد و …) متأسفانه همه گیر می شود. گناه ترک امر به معروف و نهی از منکر، بفرمایش امام سجاد(علیه السلام) مقدمه ی نزول بلا است.

تفسیر نمونه می نویسد: «آیات این سوره (انعام) در مکه نازل شد و در آن زمان مسلمانان شدیداً در اقلیت بودند، گاهى اقلیت آنها و اکثریت قاطع بت پرستان و مخالفان اسلام، ممکن بود این توهم را براى بعضى ایجاد کند که اگر آئین آنها باطل و بى اساس است چرا این همه پیرو دارند و اگر ما بر حقیم چرا اینقدر کم هستیم؟! در این آیه براى دفع این توهم پیامبر خود را مخاطب ساخته، می فرماید: وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ: و اگر از بیشتر مردم روى زمین (در امور دینى) پیروى کنى تو را از راه خدا گمراه مى کنند؛ آنها جز از ظن و گمان پیروى نمى کنند و جز این نیستند که به تخمین مى پردازند.

اگر جامعه مسلمین و علی الخصوص جامعه خودمان، مبنایشان را پیروی کردن از جوامع دیگر قرار دهند؛ بدون شک بجز گمراهی و دور شدن از مسلمانی، نتیجه ای نخواهد گرفت. یکی از گناهان خطرناکی که توسط اکثریت جامعه جهانی تبلیغ می شود؛ اعمال منافی عفت است که جریمه ی آن بفرمایش امام سجاد (علیه السلام) شتاب مرگ[6] قتل و درگیری و از این قبیل مسائل بسوی جامعه است؛ گناه دیگری که متعاقب آن و شاید بیشتر از آن تبلیغ می شود؛ ترک امر به معروف و نهی ازمنکر است که به اسم آزادی(کسی به کسی کاری نداشته باشد، هر کسی خودش عقل دارد و …) متأسفانه همه گیر می شود. گناه ترک امر به معروف و نهی از منکر، بفرمایش امام سجاد (علیه السلام) مقدمه ی نزول بلا [7] است.

جریمه هایی که امام سجاد علیه السلام تبیین فرموده است چه بسا دنیایی باشند؛ جریمه های اخروی گناهان که در آن بحثی نیست. «فَالْیَوْمَ لا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ لا تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ [یس/54] (و به آنها گفته مى شود:) امروز به هیچ کس ذره اى ستم نمى شود، و جز آنچه را عمل مى کردید جزا داده نمى شوید.» [8]

ممکن است در قوانین دنیایی (راهنمایی و رانندگی) جرم با جریمه متناسب نباشد و یا بتوان با چانه زدن، جریمه را پایین آورد (ممکن است یکی جریمه اش سنگین تر باشد ولی چون قدرت چانه زنی اش از دیگری بالاتر است؛ در پایین آوردن جریمه اش موفق شده و در نتیجه به دیگری ظلم شود) ولی آن دنیا هم جرم با جریمه هماهنگ است و هم چانه زدن قابل قبول نیست.

تفسیر نمونه می نویسد: «آیات این سوره (انعام) در مکه نازل شد و در آن زمان مسلمانان شدیداً در اقلیت بودند، گاهى اقلیت آنها و اکثریت قاطع بت پرستان و مخالفان اسلام، ممکن بود این توهم را براى بعضى ایجاد کند که اگر آئین آنها باطل و بى اساس است چرا اینهمه پیرو دارند و اگر ما بر حقیم چرا اینقدر کم هستیم؟! در این آیه براى دفع این توهم پیامبر خود را مخاطب ساخته، می فرماید: وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ: و اگر از بیشتر مردم روى زمین (در امور دینى) پیروى کنى تو را از راه خدا گمراه مى کنند؛ آنها جز از ظن و گمان پیروى نمى کنند و جز این نیستند که به تخمین مى پردازند

4- کم اهمیت جلوه دان جریمه های خدا نسبت به گناهان

یکی دیگر از دلایل نترسیدن از جرایم گناه، کم اهمیت دادن جرایم گناه، با ترفندهای مختلف است؛ مثلا ثواب کمک به خلق را آنقدر بزرگ جلوه می دهند که گویا نخواندن نماز و نگرفتن روزه را جبران می کند؛ و باعث می شود که افراد، جریمه نماز نخواندن و روزه نگرفتن را دست کم بگیرند. خدا نکند افرادی از ما با تفکری اینگونه عمری را سپری کنیم؛ بعد ببینیم که ای داد و بیداد، راه را اشتباهی آمدیم: «الَّذینَ ضَلَ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعا [کهف/104] آنها کسانى هستند که سعی شان در زندگى دنیا(در هر امر خیرى به خاطر کفرشان)تباه و گم شده است، و خود گمان مى کنند که کار نیکى انجام مى دهند.»[9]

سخن پایانی

سخن در باب نترسیدن انسان ها از جریمه های خداوند نسبت به گناهان بود؛ گفتیم که اکراهی نبودن دین، و مهلت دادن خدا، و دنباله روی از اکثریت (منحرف)جامعه، و کم اهمیت جلوه دان جریمه های خدا نسبت به گناه، چهار عامل نترسیدن انسان ها از جرایم خداوند است.

پی نوشت ها:

[1] آیه 256 بقره.

[2] توضیح در باب مفاد آیه 256بقره؛ سایت اسلام کوئیست .

[3] ترجمه مشکینی، ص73.

[4] ترجمه مشکینی، ص142.

[5] نمونه، ج 5 ، ص 413.

[6] جامع أحادیث الشیعة (للبروجردی)، ج 25 ، ص120.

[7] بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج 70 ، ص 375

[8] ترجمه مکارم، ص443.

[9] ترجمه مشکینی، ص304.

نوشته به چهار دلیل از جریمه های خداوند نمی ترسیم! اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

حدیث امروز: هوشیارترین و نادان ترین افراد در کلام امام حسن (ع)

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: زیرک‌ترین و هوشیارترین افراد، شخص باتقوا و پرهیزکار می‌باشد؛ أحمق و نادان‌ترین افراد، کسی است که تبهکار و اهل معصیت باشد؛ گرامی‌ترین و با شخصیّت‌ترین (کریم) افراد، آن کسی است که به نیازمندان پیش از اظهار نیازشان، کمک نماید.

متن حدیث:

قالَ الأمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبی علیه الصلوةالسّلام: أکْیَسُ الْکَیِّسِ التُّقی ، وَ أحْمَقُ الْحُمْقِ الْفُجُورَ، الْکَریمُ هُوَ التَّبَرُّعُ قَبْلَ السُّؤالِ.

پینوشت: «بحارالانوار،جلد 44، صفحه30»

نوشته حدیث امروز: هوشیارترین و نادان ترین افراد در کلام امام حسن (ع) اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

غیبت و پیامدهای آن

غیبت و پیامدهای آن

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یغْتَبْ بَعْضُکمْ بَعْضاً أَ یحِبُّ أَحَدُکمْ أَنْ یأْکلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیتاً فَکرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ[1]

ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری گمان ها دوری کنید، زیرا بعضی گمان ها گناه است. و (در کار دیگران) تجسّس نکنید و بعضی از شما دیگری را غیبت نکند، آیا هیچ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ (هرگز) بلکه آن را ناپسند می دانید و از خدا پروا کنید، همانا خداوند بسیار توبه پذیر مهربان است.

نکته ها:

در ادامه آیه قبل، این آیه نیز به عواملی چون سوءظن، تجسّس و غیبت، که صلح و صفا و اخوّت میان مؤمنان را به هم می زند اشاره می کند.

در قرآن، به حسن ظن سفارش شده و از گمان بد نسبت به دیگران نهی گردیده است. در سورۀنور می خوانیم: «لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیراً»[2] چرا در بارۀشنیده های خود نسبت به مردان و زنان با ایمان، حسن ظن ندارید؟

همان گونه که آیۀنهم این سوره، برای امنیت و حفظ جان مردم، همۀمسلمانان را مسئول مبارزه با یاغی و تجاوزگر دانست، این آیه نیز برای حفظ آبروی مردم؛ سوءظن، تجسّس و غیبت را حرام کرده است.

امروزه حقوق دانان جهان، از حقوق بشر حرف می زنند، ولی اسلام به مسائلی از قبیل تمسخر، تحقیر، تجسّس و غیبت توجّه دارد که حقوق دانان از آن غافلند.

هیچ گناهی مثل غیبت به درّندگی بی رحمانه تشبیه نشده است. آری، حتّی حیوانات درنده هم نسبت به هم جنس خود تعرّض نمی کند.

اقسام سوء ظن و بدگمانی

سوء ظن اقسامی دارد که بعضی پسندیده و برخی ناپسند است:

1- سوءظن به خدا، چنانکه در حدیث می خوانیم: کسی که از ترس خرج ومخارج زندگی ازدواج نمی کند، در حقیقت به خدا سوء ظن دارد؛ گویا خیال می کند اگر تنها باشد خدا قادر است رزق او را بدهد، ولی اگر همسر داشته باشد، خدا قدرت ندارد. این سوءظن، مورد نهی است.

2- سوء ظن به مردم، که در این آیه از آن نهی شده است.

3- سوء ظن به خود، که مورد ستایش است. زیرا انسان نباید به خود حسن ظن داشته باشد و همه کارهای خود را بی عیب بپندارد. حضرت علی علیه السلام در برشمردن صفات متّقین در خطبه همام می فرماید: یکی از کمالات افراد باتقوا آن است که نسبت به خودشان سوء ظن دارند.

آری، افرادی که خود را بی عیب می دانند، در حقیقت نور علم و ایمانشان کم است و با نور کم، انسان چیزی نمی بیند. اگر شما با یک چراغ قوّه وارد سالنی بزرگ شوید، جز اشیای بزرگ چیزی را نمی بینید، ولی اگر با نور قوی مانند پرژکتور وارد سالن شدید، حتّی اگر چوب کبریت یا سنجاقی در سالن باشد می توانید آن را ببینید.

افرادی که نور ایمانشان کم است، جز گناهان بزرگ چیزی به نظرشان نمی آید و لذا گاهی می گویند: ما که کسی را نکشته ایم! از دیوار خانه ای که بالا نرفته ایم! و گناه را تنها این قبیل کارها می پندارند، امّا اگر نور ایمان زیاد باشد، تمام لغزش های ریز خود را نیز می بینند و به درگاه خدا ناله و استغفار می کنند.

اگر کسی نسبت به خود خوش بین شد، هرگز ترقّی نمی کند. او مثل کسی است که دائماً به پشت سر خود و به راههای طی شده نگاه می کند و به آن مغرور می شود، ولی اگر به جلو نگاه کند و راههای نرفته را ببیند، خواهد دانست که نرفته ها چند برابر راههای رفته است!

توجّه به این نکته لازم است که معنای حسن ظن؛ سادگی، زودباوری، سطحی نگری و غفلت از توطئه ها و شیطنت ها نیست. امّت اسلامی هرگز نباید به خاطر حسن ظن های نابجا، دچار غفلت شده ودر دام صیادان قرار گیرد.

غیبت و پیامدهای آن

غیبت آن است که انسان در غیاب شخصی چیزی بگوید که مردم از آن خبر نداشته باشند و اگر آن شخص بشنود، ناراحت شود. [3]

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دست از سر مرده ها بردارید و بدی های آنان را بازگو نکنید، کسی که مُرد، خوبی هایش را بیان کند. [4]

امام صادق علیه السلام فرمود: غیبت کننده اگر توبه کند، آخرین کسی است که وارد بهشت می شود و اگر توبه نکند، اوّلین کسی است که به دوزخ برده می شود. [5]

امام رضا علیه السلام از امام سجاد علیه السلام نقل می کند که هر کس از ریختن آبروی مسلمانان خود را حفظ کند، خداوند در قیامت لغزشهای او را نادیده می گیرد. [6]

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: هر کس زن یا مردی را غیبت کند، تا چهل روز نماز و روزه اش پذیرفته نمی شود. [7]

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: در قیامت هنگامی که نامۀاعمال انسان به دست او داده می شود، عدّه ای می گویند: چرا کارهای خوب ما در آن ثبت نشده است؟ به آنها گفته می شود: خداوند، نه چیزی را کم و نه چیزی را فراموش می کند، بلکه کارهای خوب شما به خاطر غیبتی که کرده اید از بین رفته است. در مقابل افراد دیگری، کارهای نیک فراوانی در نامۀعمل خود می بینند و گمان می کنند که این پرونده از آنان نیست، به آنها می گویند: به واسطۀغیبت شدن، نیکی های کسی که شما را غیبت کرده، برای شما ثبت شده است. [8]

سؤال: چرا در روایات کیفر یک لحظه غیبت کردن، محور نابودی عبادات چند سالۀانسان بیان شده است؟ آیا این نوع کیفر عادلانه است؟

پاسخ: همان گونه که غیبت کننده در یک لحظه، آبرویی را که مؤمن سال ها به دست آمده می ریزد، خداوند هم عباداتی را که او سال ها بدست آورده از بین می برد. بنابراین محو عبادات چندساله، یک کیفر عادلانه است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخرین سفر خود به مکه فرمودند: خون و مال و آبروی مسلمان، محترم است، همان گونه که این ماه ذی الحجة و این ایام حج محترم است. [9]

در روایات، نام غیبت کننده در کنار کسی آمده که دائماً شراب می خورد. «تحرم الجنة علی المغتاب و مدمن الخمر»[10] کسی که غیبت می کند و شراب می نوشد، از بهشت محروم است.

بر اساس روایات، کسی که عیوب برادر دینی خود را پی گیری (و برای دیگران نقل) کند، خداوند زشتی های او را آشکار می کند. [11]

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: یک درهم ربا، از سی و شش زنا بدتر است و بزرگ ترین ربا، معامله با آبروی مسلمان است. [12]

در حدیث می خوانیم: نشستن در مسجد به انتظار نمازِ جماعت، عبادت است البتّه مادامی که منجر به غیبت نشود. [13]

پیامبر صلی الله علیه و آله در آخرین خطبه خود در مدینه فرمودند: اگر کسی غیبت کند، روزۀاو باطل است. [14] یعنی از برکات وآثار معنویی که یک روزه دار برخوردار است، محروم می شود.

اگر از بدن انسان زنده قطعه ای جدا شود، امکان پر شدن جای آن هست، ولی اگر از مرده چیزی کنده شود، جای آن همچنان خالی می ماند. غیبت، بردن آبروی مردم است و آبرو که رفت دیگر جبران نمی شود. «لَحْمَ أَخِیهِ مَیتاً»

جبران غیبت

برای جبران غیبت هایی که در گذشته مرتکب شده ایم، در صورتی که غیبت شونده زنده و در قید حیات است؛ اگر به او بگوییم که ما غیبت تو را کرده ایم ناراحت می شود، به گفته بعضی مراجع تقلید[15]، نباید به او گفت، بلکه باید بین خود و خداوند توبه کرد و اگر امکان دسترسی به شنوندگان غیبت است، به گونه ای با ذکر خیر و تکریم آن فرد، تحقیر گذشته را جبران کنیم و اگر غیبت شونده ناراحت نمی شود، از خود او حلالیت بخواهیم؛ اما اگر غیبت شونده از دنیا رفته است، باید توبه کرده و از درگاه خداوند عذرخواهی کنیم که البتّه خداوند توبه پذیر و بخشنده است.

شیخ طوسی در شرح تجرید، بر اساس حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید: اگر غیبت شونده، غیبت را شنیده است، جبران آن به این است که نزد او برویم و عذرخواهی کرده و حلالیت بخواهیم، امّا اگر نشنیده است، باید هرگاه یادی از غیبت شونده کردیم، برای او استغفار نماییم. «ان کفارة الغیبة أن تستغفر لمن اغتبته کلما ذکرته»[16]

موارد جواز غیبت

در مواردی، غیبت کردن جایز است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

1- در مقام مشورت در کارهای مهم؛ یعنی اگر شخصی دربارۀدیگری در مورد ازدواج و گزینش و مسئولیت دادن و. . . مشورت خواست، ما می توانیم عیب های آن فرد را به مشورت کننده بگوییم.

2- برای ردّ سخن و عقیدۀباطلِ اشخاصی که دارای چنین اعتقاداتی هستند، نقل سخن و عیب سخن آنها جایز است، تا مبادا مردم دنباله رو آنها شوند.

3- برای گواهی دادن نزد قاضی، باید حقیقت را گفت گرچه غیبت باشد.

4- برای اظهار مظلومیت، بیان کردن ظلم ظالم مانعی ندارد.

5- کسی که بدون حیا و آشکارا گناه می کند، غیبت او مانعی ندارد ندارد.

6- برای ردّ ادعاهای پوچ، غیبت مانعی ندارد. کسی که می گوید: من مجتهدم، دکترم، سیدم، و ما می دانیم که او اهل این صفات نیست، جایز است به مردم آگاهی دهیم تا فریب نخورند.

شنیدن غیبت

وظیفه شنونده، گوش ندادن به غیبت ودفاع از مؤمن است. در حدیث می خوانیم: «الساکت شریک القائل»[17] کسی که غیبت را بشنود و سکوت کند، شریک جرم گوینده است.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس غیبتی را بشنود و آن را ردّ کند، خداوند هزار باب شرّ را در دنیا و آخرت بر او می بندد، ولی اگر ساکت بود و گوش داد، گناه گوینده نیز برای او ثبت می شود. و اگر بتواند غیبت شونده را یاری کند، ولی یاری نکند، در دو دنیا خوار و ذلیل می شود. [18]

در روایتی، غیبت کردن؛ کفر و شنیدن و راضی بودن به آن، شرک دانسته شده است. [19]

در آیۀ36 سوره اسراء می خوانیم: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کلُّ أُولئِک کانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا» هر یک از گوش و چشم و دل انسان، در قیامت مورد بازخواست قرار می گیرند.

بنابراین ما حق شنیدن هر حرفی را نداریم.

پیام ها:

1- ایمان، تعهّدآور است و باید از یک سری افکار و اعمال دوری نماید. یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا. . . (ایمان، با سوءظن و تجسّس و غیبت سازگار نیست.)

2- برای دوری از گناهان حتمی، باید از گناهان احتمالی اجتناب کنیم. (بنابراین از آنجایی که برخی گمان ها گناه است، باید از بسیاری گمان ها، دوری کنیم. ) اجْتَنِبُوا کثِیراً. . . إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ.

3- در جامعۀایمانی، اصل بر اعتماد، کرامت و برائت انسان ها است. «إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ»

4- برای جلوگیری از غیبت باید زمینه های غیبت را مسدود کرد. (راه ورود به غیبت، اوّل سوء ظن و سپس پیگیری و تجسّس است، لذا قرآن به همان ترتیب نهی کرده است. ) اجْتَنِبُوا کثِیراً مِنَ الظَّنِ. . لا تَجَسَّسُوا وَ لا یغْتَبْ

5- گناه، گرچه در ظاهر شیرین و دلنشین است، ولی در دید باطنی و ملکوتی،

خباثت و تنفّرآور است. «یأْکلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیتاً» (باطن غیبت، خوردن گوشت مرده است و درباره هیچ گناهی این نوع تعبیر بکار نرفته است.)

6- از شیوه های تبلیغ و تربیت، استفاده از مثال و تمثیل است. أَ یحِبُّ أَحَدُکمْ. . .

7- در شیوه نهی از منکر، از تعبیرات عاطفی استفاده کنیم. لا یغْتَبْ. . . أَ یحِبُّ أَحَدُکمْ أَنْ یأْکلَ لَحْمَ أَخِیهِ

8- غیبت و بدگویی از دیگران حرام است، از هر سنّ و نژاد و مقامی که باشد. لا یغْتَبْ. . . («أَحَدُکمْ» شامل کوچک و بزرگ، مشهور و گمنام، عالم و جاهل، زن و مرد و. . . می شود.)

9- مردم باایمان، برادر و هم خون یکدیگرند. «لَحْمَ أَخِیهِ»

10- همان گونه که مرده قدرت دفاع از خود را ندارد، شخصی که مورد غیبت قرار گرفته است، چون حاضر نیست، قدرت دفاع ندارد. «مَیتاً»

11- غیبت کردن، نوعی درّندگی است. «یأْکلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیتاً»

12- غیبت، با تقوا سازگاری ندارد. لا یغْتَبْ. . . وَ اتَّقُوا اللَّهَ

13- تقوا، انسان را به سوی توبه سوق می دهد. «وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ»

14- در اسلام بن بست وجود ندارد، با توبه می توان گناه گذشته را جبران کرد. لا یغْتَبْ. . . إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ

15- عذرپذیری خداوند، همراه با رحمت است. «تَوَّابٌ رَحِیمٌ»

16- توبه پذیری خداوند، جلوه ای از رحمت اوست. «تَوَّابٌ رَحِیمٌ»[20]

پی نوشت ها

[1] سوره حجرات، آیه 12

[2] نور، 12.

[3] وسائل، ج 8، ص 600 و 604.

[4] نهج‏الفصاحه، حدیث 264.

[5] مستدرک، ج 9، ص 117.

[6]. بحار، ج 72، ص 256.

[7] بحار، ج 72، ص 258.

[8] بحار، ج 72، ص 259.

[9] شرح نهج‏البلاغه، ابن‏ابى‏الحدید، ج 9، ص 62.

[10] بحار، ج 72، ص 260.

[11] محجّة البیضاء، ج 5، ص 252 از سنن ابى‏داود ج 2، ص 568.

[12] بحار، ج 72، ص 222.

[13] کافى، ج 2، ص 357.

[14] محجّةالبیضاء، ج 5، ص 254.

[15] از آیةاللَّه گلپایگانى قدس سره پرسیدم: آیا لازم است به دیگران بگوییم که ما غیبت شما راکرده‏ایم تا ما را حلال کنند؟ فرمود: نه، زیرا او ناراحت مى‏شود و ناراحت کردن مسلمان، خود گناه دیگرى است. پس جبران غیبت، استغفار است و حلالیّت خواستن در همه جا لازم نیست.

[16] وسائل، ج 8، ص 605.

[17] غررالحکم.

[18] وسائل، ج 8، ص 606.

[19] بحار، ج 72، ص 226.

[20] محسن قرائتى، تفسیر نور، 10جلد، مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن – تهران، چاپ: 4، 1389.

نوشته غیبت و پیامدهای آن اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.