فضیلت

حدیث امروز: سخن پیامبر (ص) درباره مرکز انتقال بیماری و سلامتی در بدن

رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: معده، حوض بدن است و رگ‌ها به آن پیوسته‌اند، پس هرگاه معده سالم باشد، رگ‌ها سلامتی صادر می‌کنند و هرگاه معده بیمار باشد رگ‌ها بیماری صادر می‌کنند و باز می‌فرمایند: معده، خانه‌ی هر دردی و پرهیز، پایه هر درمانی است، پس چیزی بخور که با تو سازگار باشد.

متن حدیث:

المعدة حوض البدن و العروق الیها واردة، فاذا صحت المعدة صدرت العروق بالصحة و اذا سقمت المعدة صدرت العروق بلاسقم. المعدة بیت کل داء و الحمیة راس کل دواء فاعط نفسک ما عودتها.

پینوشت: «کنزالعمال،ج10،ص38- طب النبی،صفحه 19»

نوشته حدیث امروز: سخن پیامبر (ص) درباره مرکز انتقال بیماری و سلامتی در بدن اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

مسجد شیطان کجاست؟!

مسجد شیطان کجاست؟!

پیامبر اکرم(ص) در خانه اُمّ سلمه نشسته بودند.کسی از همسر ایشان اجازه ورود خواست.حضرت رسول(ص) فرمودند:ابلیس است، در را به روی او نبندید نمی خواهم راهش ندهید در را باز کنید و بگذارید بیاید.

وقتی ابلیس رو به روی پیامبر (ص) نشست، گفت من به اختیار خودم به اینجا نیامده ام، دو فرشته از جانب خداوند من را مأمور کردند تا جلسه ای با تو داشته باشم. حضرت فرمودند: من سؤالاتی دارم که تو باید به آنها جواب بدهی.

حضرت رسول(ص) از شیطان پرسیدند: در این دنیا با چه کسی دشمن هستی؟

با تو! نسبت به شما دشمنی بسیار دارم. حضرت پرسیدند: چرا؟

شیطان پاسخ داد: تو با این قدرت معنوی،مردم را هدایت می کنی و به آنها وعده قطعی می دهی که آنها را در قیامت نیز شفاعت خواهی کرد. تو مانع و مخل کار من هستی و زحمت مرا به باد می دهی.

حضرت رسول (ص) از شیطان پرسیدند: آیا با کس دیگری هم دشمن هستی، شیطان گفت:من با یاران و دوستان تو هم دشمن هستم. آنها وقتی گناه می کنند عاشق توبه هستند و از عذاب الهی دلهره دارند و به پدر و مادرشان احترام می گذارند. همچنین دشمن عالمی هستم که به علمش عمل می کند و دشمن کسی هستم که از کار خیر روگردان نیست.

نظر شیطان درباره حضرت علی(ع )

پیامبر اکرم(ص) از شیطان پرسیدند: نظرت درباره علی بن ابیطالب(ع)، وصی من چیست؟ شیطان پاسخ داد یا رسول الله امکان دستیابی به علی(ع) وجود ندارد. این آدم از نظر ما دست نیافتنی است؛چون به پروردگار عالمیان متصل است و ما نمی توانیم به او برسیم و من راضی هستم که او کاری با من نداشته باشد چرا که من طاقت یک لحظه دیدار او را ندارم چون نور الهی علی آنقدر قوی است که ما را دفع می کند.

حضرت رسول(ص)فرمودند:شیطان! رفقای تو در این دنیا چه کسانی هستند؟ شیطان گفت:کسانی که پشت سر مردم غیبت می کنند و پایبند به نماز نیستند. حضرت رسول(ع)فرمودند: همنشینان تو چه کسانی هستند؟ شیطان گفت: شرابخواران و همچنین تمام زنا کاران در آغوش من هستند.

پیامبر(ص) پرسیدند: وکیلان تو چه کسانی هستند؟ شیطان گفت:وکیلان من کم فروشان، و خزانه داران من کسانی هستند که خمس و زکات خود را پرداخت نمی کنند.

پیامبر اکرم (ص) در ادامه پرسیدند: شیطان! سرور و شادی تو در چیست؟ شیطان پاسخ داد در این است که مردم قسم دروغ می خورند. حضرت فرمود چشم تو را چه چیزی کور می کند؟ شیطان گفت کمکی که به مستمند در تنهایی می شود. پیامبر فرمود گوش تو را چه چیزی کر می کند؟ شیطان گفت وقتی امت تو دستانشان را به سوی پروردگار بلند کرده و یا الله و یا رب می گویند.

مسجد شیطان کجاست و چه کسانی مؤذن او هستند؟

پیامبر (ص) از شیطان پرسیدند: مسجد تو کجاست؟ شیطان گفت بازارهایی که پر از غش و تقلب در اموال باشد.

پیامبر خدا(ص) فرمود :با چه کسی هم غذا هستی؟

شیطان گفت:زنان و مردانی که بر سر سفره، نام خدا را نمی برند.

رسول خدا(ص) فرمود:چه کسی پیش تو عزیز است؟

شیطان گفت:کسی که دائم غرق در معصیت است و معصیت را برای لحظه ای تعطیل و رها نمی کند.

حضرت رسول(ص) از شیطان پرسیدند: آیا تو مؤذنی هم داری؟

شیطان گفت: کارگردانان و مطربان شبانه، مؤذن من هستند. حضرت فرمود شکار تو چیست؟

شیطان گفت مردان چشم چران. پیامبر پرسید چه کسی را بیشتر از همه دوست داری؟ شیطان گفت کسی که با اخلاق و زبانش آرامش یک جامعه و خانواده را برهم می ریزد.

شیطان از چه کسانی رضایت کامل دارد؟

پیامبر(ص) فرمود:شیطان از چه کسی رضایت کامل داری؟ شیطان گفت:از زنانی که با روی و موی باز با لباس و پوشش خود جلب توجه کرده، با آرایش بیرون آمده و دین مردم را غارت می کنند. (شیطان در حالی این سخنان را می گفت که آن زمان بدحجابی در شهر مدینه وجود نداشت)

منبع: از کتاب انوار المجالس به نقل از کتاب سراج القلوب

نوشته مسجد شیطان کجاست؟! اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

حدیث امروز: کاری که موجب آمرزش گناهان خواهد شد

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بعضی از گناهان به وسیله نماز و صدقه هم آمرزیده نمی شوند. سوال شد یا رسول الله!پس چه چیز موجب آمرزش آن است؟ فرمود: جدیت و تلاش در طلب معیشت.

متن حدیث:

إِنَّ مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوباً لَا یُکَفِّرُهَا صَلَاةٌ وَ لَا صَدَقَةٌ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَا یُکَفِّرُهَا قَالَ الْهُمُومُ فِی طَلَبِ الْمَعِیشَة.

پینوشت: “مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ج‏13، ص 13”

نوشته حدیث امروز: کاری که موجب آمرزش گناهان خواهد شد اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

تعداد اسماء خداوند در قرآن

تعداد اسماء خداوند در قرآن

بنا بر نظر مرحوم علامه طباطبایی(ره) در تفسیر قیم المیزان،اسماء الهی که در قرآن آمده، 127 اسم است. اما تعداد این اسماء در متون روایی مکتوب، برابر است با عدد 99. آیا این اسم‌ها توقیفی است؟ چه تفاوتی است بین اسم و صفت؟ آیت الله سیدان از مدرسان حوزه علمیه قم در درس تفسیر خود، به سوالات یادشده پاسخ داده‌اند.

الحمد لله رب العالمین خیر الصلوة و السلام علی خیر خلقه حبیب اله العالم ابی القاسم محمد ص و علی آله آل الله و لعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله من الآن الی یوم لقاء الله.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی لِلَّتی‌ هِیَ أَقْوَم‌ [1]

برای خداوند متعال در قرآن کریم اسمائی ذکر شده است و فرموده است که به آن مرا بخوانید”وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها [2]

فرق بین اسم و صفت

جمالا فرق بین این دو این است که اسم دلالت می کند بر شی ای اعم از اینکه صفتی از صفات آن شیء را هم حکایت کند و در بر داشته باشد یا نه اما صفت چیزی است که یکی از صفات آن شیء را بیان می کند لذا در ارتباط با اسماء الهی اگر بگوییم که الله علم برای ذات حضرت حق می باشد – اگر چه در علم بودن این اسم اختلاف است ولی اکثر می گویند علم است ما را فقط به ذات حضرت حق رهنمون می سازد گرچه این ذات، ذاتی است که مستجمع جمیع کمالات می باشد.

کلام مرحوم علامه در المیزان

ایشان در ذیل آیه«وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذینَ یُلْحِدُونَ فی‏ أَسْمائِهِ سَیُجْزَوْنَ ما کانُوا یَعْمَلُون‏» [3] در بیان فرق بین اسم و صفت به همان فرقی که بیان کردیم، اشاره می کنند.

قوله تعالى: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها» الاسم بحسب اللغة ما یدل به على الشی‏ء سواء أفاد مع ذلک معنى وصفیا کاللفظ الذی یشار به إلى الشی‏ء لدلالته على معنى موجود فیه، أو لم یفد إلا الإشارة إلى الذات کزید و عمرو و خاصة المرتجل من، الأعلام [4]

در جای دیگر می فرمایند: لا فرق بین الصفة و الاسم غیر أن الصفة تدل على معنى من المعانی یتلبس به الذات أعم من العینیة و الغیریة، و الاسم هو الدال على الذات مأخوذة بوصف [5].

می فرمایند فرقی بین اسم و صفت نیست مگر اینکه صفت اسمی را گویند که دلالت بر معنایی می کند که ذاتی که این صفت در ارتباط با اوست، آن ذات متلبس به آن صفت است چه این صفت، صفت ذات آن شیء باشد مانند علم و قدرت در مورد خداوند متعال و چه صفت ذات او نباشد مانند خالق و رازق که از صفات فعل حضرت حق می باشند و اسم چیزی است که دلالت بر ذات می کند چه موصوف به وصفی باشد یا نباشد.

تعداد اسماء الهی در قرآن کریم

مرحوم علامه طباطبایی عدد اسماء الهی را در قرآن 127 می دانند [6] و بعد می فرمایند که در روایات شیعه و اهل سنت عدد اسامی 99 ذکر شده است.

آیا اسماء حضرت حق توقیفیه می باشد یا نه؟

مرحوم علامه در این زمینه می‌فرمایند: تبین مما تقدم أن لا دلیل على توقیفیة أسماء الله تعالى من کلامه بل الأمر بالعکس، و الذی استدل به على التوقیف من قوله: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمائِهِ» الآیة مبنی على کون اللام للعهد، و أن یکون المراد بالإلحاد التعدی إلى غیر ما ورد من أسمائه من طریق السمع، و کلا الأمرین مورد نظر لما مر بیانه و أما ما ورد مستفیضا مما رواه الفریقان عن النبی ص: «أن لله تسعة و تسعین اسما مائة إلا واحدا- من أحصاها دخل الجنة»

أو ما یقرب من هذا اللفظ فلا دلالة فیها على التوقیف. هذا بالنظر إلى البحث التفسیری، و أما البحث الفقهی فمرجعه فن الفقه و الاحتیاط فی الدین یقتضی الاقتصار فی التسمیة بما ورد من طریق السمع، و أما مجرد الإجراء و الإطلاق من دون تسمیة فالأمر فیه سهل [7].

می فرمایند: از آنچه گذشت روشن گردید که در قرآن هیچ دلیلى بر توقیفى بودن اسماء خداى تعالى وجود ندارد بلکه دلیل بر عدم آن هست، آیه شریفه” وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمائِهِ …” که بعضى با آن بر توقیفى بودن اسماء خدا استدلال کرده‏اند، استدلالشان وقتى صحیح است که” الف لام” در ” الاسماء” براى عهد باشد، و مراد از الحاد در اسماء تعدى از اسماء معین خدا و اضافه کردن اسمایى که از طریق نقل نرسیده، بوده باشد، و لیکن هم عهد بودن” الف لام” و هم به معناى تعدى بودن الحاد مورد نظر و اشکالى است که در سابق بیانش گذشت (بلکه الف و لام، الف و لام جنس می باشد).

و اما روایات بسیارى که از طرق شیعه و سنى وارد شده که پیغمبر اکرم فرمود:” براى خدا نود و نه، یعنى صد منهاى یک اسم است، هر کس آنها را بشمارد داخل بهشت مى‏شود” و همچنین روایات دیگرى که قریب به این مضمون است هیچ یک دلالت بر توقیف ندارد، البته همانطورى که گفتیم این از نظر بحث تفسیرى است، نه بحث فقهى، ممکن است از نظر بحث فقهى و احتیاط در دین جایز نباشد انسان از پیش خود براى خدا اسم بگذارد، زیرا احتیاط اقتضا دارد که در اسم بردن از خدا به همان اسمایى اکتفاء شود که از طریق نقل رسیده باشد، همه این حرفها راجع به اسم گذاردن است، و اما صرف اطلاق، بدون اینکه پاى اسم‏گذارى در میان بیاید البته اشکالى نداشته و امر در آن آسان است(مانند واجب الوجود به شرطی که این اسم موجب نقص و تشبیه نباشد.

پی نوشت ها:

[1]- اسراء آیه 9

[2]- سوره اعراف آیه ا180

[3]- همان

[4]- تفسیر المیزان ج 8 ص 342

[5]- همان ص 352

[6]- همان ص 357

[7]- همان ص 358 و 359

نوشته تعداد اسماء خداوند در قرآن اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

حدیث امروز: روزی که همه سر به زیر و خاضع ایستاده‏ اند

امیرالمومنین امام على علیه ‏السلام فرمودند: روز قیامت روزى است که خداوند همگان را، از اولین نفر تا آخرین نفر، براى رسیدگى به حسابشان و جزاى اعمالشان گرد مى‏‌آورد، در حالى که به سر به زیر و خاضع ایستاده‏‌اند و عرق از سر و رویشان مى‏‌ریزد و زمین آنها را مى‏‌لرزاند.

(در آن روز) نیکو حالترین مردم کسى است که جاى پایى بیابد و براى خود جایى پیدا کند!.

متن حدیث:

عنه علیه ‏السلام: و ذلکَ یَومُ یَجمَعُ اللّه‏ُ فیهِ الأوَّلینَ و الآخِرینَ لِنِقاشِ الحِسابِ وجَزاءِ الأعمالِ، خُضوعا قِیاما، قَد ألجَمَهُمُ العَرَقُ، و رَجَفَت بهِمُ الأرضُ، فَأحسَنُهُم حالاً مَن وَجَدَ لِقَدَمَیهِ مَوضِعا، ولِنَفَسِهِ مُتَّسَعا!

پینوشت: «نهج البلاغه، خطبه 102»

نوشته حدیث امروز: روزی که همه سر به زیر و خاضع ایستاده‏ اند اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

فضیلت گفتن بسم الله الرحمن الرحیم

فضیلت گفتن بسم الله الرحمن الرحیم

میان همه مردم جهان، رسم است که هر کار مهم و پرارزشی را به نام بزرگی از بزرگان آغاز می کنند، و نخستین کلنگ هر مؤسسة ارزنده ای را به نام کسی بر زمین می زنند که به او علاقه دارند؛ یعنی آن کار را از آغاز با شخصیت مورد نظر ارتباط می دهند. انبیای الهی به انسانهای موحد این گونه تعلیم داده اند که برای پاینده بودن یک برنامه و جاوید ماندن یک تشکیلات، لازم است آن را به موجود پایدار و جاویدانی ارتباط دهیم؛ موجودی که فنا در ذات او راه ندارد؛ زیرا همة موجودات این جهان به سوی کهنگی و زوال می روند و تنها موجود باقی و ابدی، ذات پاک الهی است.

1- در وضو

در تفسیر امام حسن عسکری(علیه السلام) در ثواب شروع وضو با بسم الله آمده است: «وَ إِنْ قَالَ فِی أَوَّلِ وُضُوئِهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ طَهُرَتْ أَعْضَاؤُهُ کُلُّهَا مِنَ الذُّنُوب؛[5]و اگر گفت بسم الله در آغاز وضویش، باعث پاک شدن همه اعضا از گناهان می شود.»

رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) به فردی که درباره ثواب وضو سؤال داشت، فرمود: «فَاعْلَمْ أَنَّکَ إِذَا ضَرَبْتَ یَدَکَ فِی الْمَاءِ وَ قُلْتَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِی اکْتَسَبَتْهَا یَدَاکَ فَإِذَا غَسَلْتَ وَجْهَکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِی اکْتَسَبَتْهَا عَیْنَاکَ بِنَظَرِهِمَا وَ فُوکَ بِلَفْظِهِ فَإِذَا غَسَلْتَ ذِرَاعَیْکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ عَنْ یَمِینِکَ وَ شِمَالِکَ فَإِذَا مَسَحْتَ رَأْسَکَ وَ قَدَمَیْکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِی مَشَیْتَ إِلَیْهَا عَلَی قَدَمَیْکَ فَهَذَا لَکَ فِی وُضُوئِک؛[6]بدان! چون دستت در آب بری و بسم الله الرحمن الرحیم بگویی، گناهانی که دستهایت انجام داده فرو می ریزد و چون چهره خویش را بشویی، گناهانی که چشمهایت با نگاه کردنشان انجام داده اند از بین می رود، همچنین گناهان دهانت که تلفظ کرده زدوده می شود و وقتی دو دست خود را از آرنج بشویی، گناهان، از دست راست و چپت فرو می ریزد و چون بر سر و پشت پاهای خود مسح کشی، گناهانی از بین می رود که قدمهایت به سوی آنها گام برداشته اند. پس این، پاداش وضوی تو است.»حضرت امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) می فرماید: «أَنَّ مَنْ تَوَضَّأَ فَذَکَرَ اسْمَ اللَّهِ طَهُرَ جَمِیعُ جَسَدِهِ وَ کَانَ الْوُضُوءُ إِلَی الْوُضُوءِ کَفَّارَةً لِمَا بَیْنَهُمَا مِنَ الذُّنُوبِ وَ مَنْ لَمْ یُسَمِّ لَمْ یَطْهُرْ مِنْ جَسَدِهِ إِلَّا مَا أَصَابَهُ الْمَاءُ؛[7]هر کس وضو بگیرد و نام خدا را ذکر کند(بسم الله الرحمن الرحیم بگوید) تمام بدنش پاک می شود و این وضو تا وضو[ی بعد]، خود کفاره گناهان میان دو وضو است و هر کس بسم الله نگوید، فقط اندام هایی که آب به آنها رسید پاک می شود.»

2- تعلیم به کودکان

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «أَنَّهُ إِذَا قَالَ الْمُعَلِّمُ لِلصَّبِیِّ قُلْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَقَالَ الصَّبِیُّ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ کَتَبَ اللَّهُ بَرَاءَةً لِلصَّبِیِّ وَ بَرَاءَةً لِأَبَوَیْهِ وَ بَرَاءَةً لِلْمُعَلِّمِ؛[8]هر گاه معلّم به کودک بگوید: بگو: «بسم الله الرحمن الرحیم»، پس کودک بگوید: «بسم الله الرحمن الرحیم»، خداوند برای این کودک و پدر و مادر او و این معلّم، برائت[از آتش] خواهد نوشت.»

3- هنگام افطار

امام کاظم(علیه السلام) از پدرانش نقل می فرماید: «أَنَّ لِکُلِّ صَائِمٍ عِنْدَ فُطُورِهِ دَعْوَةً مُسْتَجَابَةً فَإِذَا کَانَ أَوَّلُ لُقْمَةٍ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ [اللهم ] یَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ اغْفِرْ لِی قَالَ وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَی بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ اغْفِرْ لِی فَإِنَّهُ مَنْ قَالَهَا عِنْدَ إِفْطَارِهِ غُفِرَ لَهُ؛[9]همانا برای هر شخص روزه دار، هنگام افطارش، دعای مستجابی است. پس هنگام لقمه نخست، بگو: «بسم الله یا واسع المغفره اغفرلی» و در روایت دیگر است(که بگو:) «بسم الله الرحمن الرحیم یا واسع المغفره اغفرلی.» پس کسی که هنگام افطارش، این کلمات را بگوید، آمرزیده خواهد شد.»

4- هنگام دعا

رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «لَا یُرَدُّ دُعَاءٌ أَوَّلُهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»[10]دعای آغاز شده با بسم الله الرحمن الرحیم رد نمی شود.

5- هنگام گرفتاری

امام صادق(علیه السلام) درباره تأثیر «بسم الله» می فرماید: «اَلَا أُعَلِّمُکَ کَلِمَاتٍ إِذَا وَقَعْتَ فِی وَرْطَةٍ أَوْ بَلِیَّةٍ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ فَإِنَّ اللَّهَ یَصْرِفُ بِهَا عَنْکَ مَا یَشَاءُ مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ؛[11]آیا برای زمان نابودی و هلاکت، کلماتی به تو بیاموزم؟ پس بگو: «بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوّه الّا بالله العلیّ العظیم»، که خداوند به سبب آن، هر نوع بلایی را که بخواهد از تو دفع می کند.»پایداری و بقای عمل، بسته به ارتباطی است که با خدا دارد؛ از این رو خداوند بزرگ در نخستین آیات قرآن بر پیامبر رحمت، دستور می دهد که تبلیغ اسلام را با نام خدا شروع کند.

6- اثر «بسم الله الرحمن الرحیم» در دفع بلا

امام کاظم(علیه السلام) به مفضل بن عمر فرمود: «یَا مُفَضَّلُ اِحْتَجِبْ مِنَ النَّاسِ کُلِّهِمْ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمِنِ الرَّحِیمِ وَ بِقُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ اِقْرَأَهَا عَنْ یَمیِنِکَ وَ شِمَالِکَ وَ مِنْ بَیْنِ یَدَیْکَ وَ مِنْ خَلْفِکَ وَ مِنْ تَحْتِکَ وَ مِنْ فَوْقِکَ وَ إذَا دَخَلْتَ عَلَی سُلْطَانٍ جَائِرٍ حِینَ تَنْظُرُ إِلَیْهِ فَاقْرَأَهَا ثَلاثَ مَرَّاتٍ وَاعْقِدْ بِیَدِکَ الْیِسْرَی ثُمَّ لاَ تُفَارِقْهَا حَتَّی تَخْرُجَ مِنّ عِنْدِهِ؛[12]ای مفضل! با «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمْ و با قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد»، خود را از تمام مردم بپوشان. آن را سمت راست و چپ و مقابل و پشت سر و پایین و بالای خودت بخوان و هر گاه بر حاکم ظالمی وارد شدی و نگاهت به او که افتاد، آن را سه مرتبه بخوان و دست چپ خود را گره بزن، سپس آن را باز نکن تا از نزدش خارج شوی.»

7- هنگام خروج از منزل

امام باقر(علیه السلام) می فرماید: «مَنْ خَرَجَ مِنْ بَیْتِهِ فَقَالَ بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ قَالَ لَهُ الِمَلِکَانِ هُدِیْتَ وَ إِذَا قَالَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیِمِ قَالاَ لَهُ وُقیِتَ وَ إِذَا قَالَ تَوَکَّلْتُ عَلَی اللهِ قَالاَ لَهُ کُفِیْتَ فَیَقُولُ الشَّیْطَانُ کَیْفَ اَصْنَعَ بِمَنْ هُدِی وَ وُقِیَ وَ کُفِیَ؛[13]هر کس که از خانه اش خارج شود و «بسم الله الرحمن الرحیم» بگوید، دو فرشته به او می گویند: هدایت شدی و هر گاه بگوید: «لا حول و لا قوّه الّا بالله العلیّ العظیم»، به او می گویند: نگاه داشته شدی و هرگاه بگوید: «توکّلت علی الله»، به او می گویند: کفایت شدی.[در اینجا] شیطان می گوید: چه کار کنم با کسی که هدایت شده، نگاه داشته شده و کفایت شده است.»

8- در مسائل زناشویی

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «إِذَا أَتَی أَحَدُکُمْ أَهْلَهُ فَلْیَذْکُرِ اللَّهَ فَإِنَّ مَنْ لَمْ یَذْکُرِ اللَّهَ عِنْدَ الْجِمَاعِ وَ کَانَ مِنْهُ وَلَدٌ کَانَ ذَلِکَ شِرْکَ شَیْطَانٍ وَ یُعْرَفُ ذَلِکَ بِحُبِّنَا وَ بُغْضِنَا؛[14]هر یک از شما چون آهنگ کام بردن از همسر کند، خداوند را یاد کند(بسم الله الرحمن الرحیم بگوید)؛ زیرا هر کس هنگام نزدیکی، نام خدا را نبرد و فرزندی به وجود آورد شیطان در آن دخالت کرده باشد و این مطلب، با دوستی و دشمنی با ما مشخص می شود.»

9- در شروع غذا

ابی سیار می گوید: به امام صادق(علیه السلام) گفتم: «إِنِّی أَتَّخِمُ قَالَ سَمِّ قُلْتُ قَدْ سَمَّیْتُ قَالَ فَلَعَلَّکَ تَأْکُلُ أَلْوَانَ الطَّعَامِ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ فَتُسَمِّی عَلَی کُلِّ لَوْنٍ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِنْ هَاهُنَا تَتَّخِمُ؛[15]من[هنگام خوردن غذا ناراحت می شوم و] تَخْمه می کنم. فرمود:[غذای خود را] با نام خدا آغاز کن، گفتم: چنین می کنم. فرمود: شاید غذاهای رنگارنگ می خوری؟ گفتم: بله. فرمود: بر هر رنگی نام خدا می بری؟ گفتم: نه. فرمود: پس بدین سبب ناراحت می شوی [و تَخْمِه می کنی].»

آنچه گذشت، خلاصه ای از صدها روایت درباره فضیلت و آثار «بسم الله الرحمن الرحیم» بود؛ ولی متأسفانه، نوشتن این جمله در ابتدای نوشته ها کمرنگ شده است و احترام بایسته و شایسته به این کلام گزارده نمی شود؛ در حالی که در میان هزاران حدیث از ائمه اطهار: یک نوشته با کلمه بسمه تعالی و مشابه آن مشاهده نشده است.

پی نوشت ها

[1] کافی، ج 6، ص 295

[2] بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 89، ص 233

[3] مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج 17، ص 68

[4] بحارالانوار، ج 24، ص 383

[5] تفسیر امام حسن عسکری(علیه السلام)، ص 521

[6] وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج 1، ص 393

[7] من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 1، ص 50.

[8] مستدرک الوسائل، ج 4، ص 386 و 387

[9] وسائل الشیعه، ج 10، ص 14

10] مجموعه ورام، ورام بن ابی فراس، ج 1، ص 32

[11] عده الداعی، ابن فهد حلی، ص 280.

[12] همان، ص 293

[13] اعلام الدین، حسن بن ابی الحسن دیلمی، ص 394

[14] من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 404

[15] وسائل الشیعه، ج 24، ص 362

نوشته فضیلت گفتن بسم الله الرحمن الرحیم اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

ریشه مسخره کردن دیگران چیست؟!

ریشه مسخره کردن دیگران چیست؟!

استاد فاطمی نیا درباره مسخره کردن فرموده اند: ریشه استهزا و مسخره نمودن، چیزی جز جهالت و نادانی نیست. موارد مسخره، متفاوت است. گاهی خلقت و قیافه شخصی مورد تمسخر قرار می گیرد؛ این در حقیقت اشکال گرفتن بر خداوند است! گویند: شخصی، به بزرگی که چهره نسبتا زشتی داشته ایراد می گیرد و طعنه ای می زند. او در جواب می گوید: «آیا بر نقش ایراد می گیری یا بر نقاش؟ »

منبع: برگرفته از کتاب «نکته ها از گفته ها»

نوشته ریشه مسخره کردن دیگران چیست؟! اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

شیطان با این ۵ نفر مشکل دارد!

شیطان با این 5 نفر مشکل دارد!

شاید در طول یک روز انسان چند بار فریب حیله گری شیطان را بخورد و در محضر خداوند مرتکب گناه شود.اما برخی ها هم وجود دارند که به بهترین شکل از دین خود پاسداری می کنند و تسلیم هوای نفس نشده و با شیطان معامله نمی کنند.وجود این انسان ها را نور خدا فراگرفته است.

امام صادق(ع)در مورد این دست افراد که شیطان را پیشوای خود قرار نمی دهند می فرمایند:

قال إبلیس: خمسة (أشیاء) لیس لی فیهن حیلة وسائر الناس فی قبضتی…

ابلیس گفت: پنج نفر هستند که هیچ چاره ای برای آنها ندارم اما دیگر مردمان در مشت من هستند:

1- هر که با نیت درست به خدا پناه برد و

حدیث امروز: سخن امام صادق (ع) درباره عدم ذلت پذیری مؤمنین

امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: خدا اختیار همه کارها را به مومن واگذاشته؛ وی ذلت پذیری را به وی وانگذاشته است. آیا نشنیده ای که خدای متعالی می‌فرمایند: همه عزت از آن خدا و پیامبرش و مومنان است؟

آن حضرت در ادامه این حدیث می‌فرمایند: پس مومن عزیز است و ذلیل نیست. مومن از کوه نفوذ ناپذیر تر است، زیرا از کوه با ضربه های کلنگ کاسته میشود اما با هیچ ابزاری نمی‌توان از ایمان مومن کاست.

متن حدیث:

ان الله فوض الی مومن امروه کلها و لم یفوض الیه ان یکون ذلیلا؛ أ ما تسمع الله عز و جل یقول:” و لله العزة و لرسوله و للمومنین”(سوره منافقون، آیه8)

فالمومن یکون عزیزا و لا یکون ذلیلا، قال: ان المومن اعز من الجبل؛ لان الجبل یستقل منه بالمعاول و المومن لا یستقل من دینه بشیء.

پینوشت: «تهذیب الاحکام،جلد6، صفحه179»

نوشته حدیث امروز: سخن امام صادق (ع) درباره عدم ذلت پذیری مؤمنین اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

اموال و فرزندانتان وسیله آزمایش شما

اموال و فرزندانتان وسیله آزمایش شما

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِکمْ وَ أَوْلادِکمْ عَدُوًّا لَکمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ [1]

ای کسانی که ایمان آورده اید! برخی از همسران و فرزندانتان برای شما دشمنند (که شما را از راه خدا بازمی دارند)، پس از آنان بر حذر باشید و اگر (آزار و خطایشان را) عفو کنید و چشم بپوشید و درگذرید، پس (بدانید که) خداوند آمرزنده مهربان است.

نکته ها:

«عفو» به معنای گذشت و «صفح» به معنای ترک سرزنش و «مغفرت» به معنای از یاد بردن و به فراموشی سپردن است و این سه امر (عفو و صفح و مغفرت) سه گام در برخورد با خطاهای دیگران و از جمله همسر و فرزند است.

امام باقر علیه السلام فرمود: هنگامی که مسلمانان مکه بنای هجرت را گذاشتند، بعضی همسران و فرزندان، مانع آنها شده و با سوگند می گفتند: تو را به خدا هجرت نکن و عده ای می پذیرفتند و می ماندند. [2] لذا این آیه نازل شد و مردان را از پذیرش این خواستِ همسران و فرزندان که مخالف فرمان رسول خدا بوده برحذر داشت.

همسر و فرزندی که مانع انجام وظیفه شوند، آخرت و بهشت انسان را می گیرند و لذا این گونه همسران و فرزندان دشمن شمرده شده اند.

در تمام قرآن، هیچ کجا کلمات عفو و صفح و مغفرت، پشت سر هم نیامده است، جز در مورد زندگی خانوادگی با همسر و فرزند. یعنی حتی در موردی که هم فکری نیست و باید از آنان بر حذر بود، باز هم عفو و صفح و مغفرت را باید مراعات کرد.

با توجه به شأن نزول، معیار شناخت دوست از دشمن، تشویق به کارهای خیر یا مانع تراشی در برابر انجام عمل خیر است. کسی که به خاطر منافع خود، دیگری را از انجام وظیفه اش باز می دارد، دشمن اوست.

بعضی از مهاجران، به همسر و فرزند خود می گفتند: ما هجرت می کنیم و اگر شما پشیمان شدید و هجرت کردید، ما در مدینه شما را تحویل نخواهیم گرفت. لذا ادامه آیه می فرماید:

گرچه آنان در مکه مانع هجرت شما بودند، ولی اکنون که به شما ملحق شده اند، گذشته آنان را ببخشید و سرزنش نکنید. [3]

مشابه این آیه را در سوره نور آیه 22 نیز می خوانیم: «وَ لْیعْفُوا وَ لْیصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یغْفِرَ اللَّهُ لَکمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» مردم باید عفو و گذشت کنند، آیا دوست ندارید که خدا شما را ببخشد و خداوند بخشنده و مهربان است. (آری اگر ما دیگران را بخشیدیم، خداوند نیز ما را می بخشد)

گرچه عفو کردن «تَعْفُوا» و سرزنش نکردن «تَصْفَحُوا» مهم است، ولی به کلی نادیده گرفتن خطا «تَغْفِرُوا» مهم تر است؛ لذا اولًا کلمه «تَغْفِرُوا» بعد از آن دو آمده است که نشان دهنده مرحله بالاتری از عفو و صفح است. ثانیاً در پایان آیه خداوند به «غَفُورٌ» توصیف شده است، با این که خداوند به دو صفت دیگر نیز متّصف شده است: «کانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً»[4] و یا در دعا می خوانیم: «یا کریم الصفح».

در رهبری امت نیز قرآن به پیامبرش سه دستور می دهد: «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ»[5] یعنی علاوه بر گذشت و به کلی صرف نظر کردن لغزشها و بالاتر از همه مشورت کردن و شخصیت دادن به مردم لازم است.

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است: زمانی خواهد آمد که هلاک مرد به دست همسر و فرزندش خواهد بود. زیرا آنان مرد را به خاطر فقرش سرزنش می کنند و او برای تأمین خواسته های آنان، به هر کاری دست می زند و هلاک می شود. «یسخرانه بالفقر فیرکب مراکب السوء فیهلک»[6]

پیام ها:

1- لازمه ایمان واقعی، مقاومت در برابر خواسته های عاطفی و به ناحق همسر و فرزند است، گرچه ممکن است دشمنی آنان را به همراه داشته باشد. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِکمْ وَ أَوْلادِکمْ عَدُوًّا لَکمْ»

2- تنها بعضی از همسران و فرزندان، مانع تراشی می کنند، نه همه. «مِنْ أَزْواجِکمْ»

3- باید مراقب بوده و فریب همسران و فرزندان نااهل را نخورد. «فَاحْذَرُوهُمْ»

4- گرچه نباید تسلیم خواسته های نابجایی همسر و فرزندان شد، ولی رابطه عفو و گذشت و بخشش را مراعات کنید. «فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا»

5- در مسیر خطاپوشی، تا آخرین مرحله پیش روید؛ ببخشید، سرزنش نکنید و به یاد خودتان هم نیاورید. «تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا»

6- تعادل میان وظیفه و غریزه در زندگی خانوادگی لازم است، نه به خاطر عواطف و غرایز، دست از وظیفه و هجرت و جهاد بردارید و نه به خاطر انجام وظیفه، عواطف خانوادگی را نادیده بگیرید. «فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا»

7- به دنبال عفو و مغفرت شما، عفو و مغفرت الهی است. «إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُواوَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»

8- مغفرت الهی، همراه با رحمت و الطاف ویژه است. اگر شما دیگران را ببخشید، خداوند هم شما را می بخشد و هم مورد لطف ویژه قرار می دهد. «فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»[7]

پی نوشت ها:

[1] سوره تغابن، آیه 14

[2] تفسیر نورالثقلین.

[3] تفسیر نمونه

[4] نساء 99

[5] آل‏عمران، 159.

[6] تفسیر مراغى.

[7] محسن قرائتى، تفسیر نور، 10جلد، مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن – تهران، چاپ: 4، 1389.

نوشته اموال و فرزندانتان وسیله آزمایش شما اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.