فضیلت

آشنایی با سوره‌ فیل

0007613552

آشنایی با سوره‌ فیل

این سوره مکی است و به داستان فیل و سرانجام آنان اشاره دارد. این سوره به داستان فیل و سرانجام آنان اشاره دارد. در این سوره می خوانیم:

آیا ندیدی پروردگارت با پیل داران چه کرد؟ آیا نقشه و تدبیرشان را (برای ویرانی کعبه) نقش بر آب نکرد؟ و فوج فوج پرندگانی بر فرازشان فرستاد. (که) بر آنان سنگهایی از گل (سخت) افکندند. و (سرانجام، خدا) آنان را مانند کاهبرگهای خورده شده گردانید.

امپراطوری روم، یکی از دو ابر قدرت آن دوران بود. پادشاه حبشه از دست نشاندگان امپراطوری روم بود و ابرهه از طرف پادشاه حبشه، فرماندار یمن و مجری سیاستهای روم در یمن و شبه جزیره بود.

در آن زمان کعبه و شهر مکه یگانه مرکز اجتماع و وحدت قبایل عرب شده بود. قریش و دیگر پاسدارن این خانه مورد احترام و درای حکومت معنوی بودند و مردم قبایل عرب و امور و مشکلات خود به آنان مراجعه می کردند.

از این رو ابرهه نقشه پلیدی کشید. نقشه او این بود که با ویران کردن کعبه و از میان بردن مرکزیت قبایل عرب، توجه مردم را به سوی معبد باشکوهی که در یمن ساخته بود جلب کند تا دامنه استعمار روم به تمامی شبه جزیره گسترش یابد. آنها در این اقدام پلیدشان، ایمان به مسیحیت و هدایت مشرکین را شعار خود قرار داده بودند؛ اما این بهانه ای بیش نبود.

برای اجرای این نقشه سپاهی را با فیلهای جنگی که برای عرب وحشتناک و هراس انگیز بود، تدارک دیدند و هجوم خود را به طرف خانه خدا شروع کردند.

خداوند متعال نیز با فرستادن دسته های مرغانی که سنگ گل بر چنگها و منقارها داشتند و آنها را به سمت فیل ها و فیل سواران نشانه رفته و فرو می ریختند، همه را خرد و نابود کرد، به طوری که مانند کاهبرگهایی که دانه آنها توسط حشرات خورده شده است، به صورت جسدهای بی روح درآمدند.

عرب سال وقوع این حادثه را مبداء تاریخ قرار داد و آن را عام الفیل یعنی سال فیل نامید و تاریخ نگاران همگی آن را سال ولادت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نگاشته اند. آن حضرت چهل سال پس از عام الفیل به رسالت مبعوث گردید.

داستان اصحاب فیل و دفاع خداوند از کعبه و بیت الله، از معجزات بزرگ الهی است که در تاریخ ثبت است و کسی نمی تواند آن را انکار کند.
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم):
بر شما باد به قرآن، پس آن را امام و پیشوای خود گیرید.

پینوشت: کتاب گلستان سوره‌ها – ص 212، محمدحسین جعفری

نوشته آشنایی با سوره‌ فیل اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

سخن امام علی (ع) در مورد: ۹ کاری که از زشت، زشت تر است

3002202

سخن امام علی (ع) در مورد: 9 کاری که از زشت، زشت تر است

امام علی (ع) در حدیثی 9 کار را زشت‌تر از زشت دانسته اند. متن این حدیث از کتاب دعائم الاسلام منتشر می‌شود:

تِسْعَةُ أَشْيَاءَ قَبِيحَةٌ وَ هِيَ مِنْ تِسْعَةِ أَنْفُسٍ أَقْبَحُ مِنْهَا مِنْ غَيْرِهِمْ ضِيقُ الذَّرْعِ مِنَ الْمُلُوكِ وَ الْبُخْلُ مِنَ الْأَغْنِيَاءِ وَ سُرْعَةُ الْغَضَبِ مِنَ الْعُلَمَاءِ وَ الصِّبَا مِنَ الْكُهُولِ وَ الْقَطِيعَةُ مِنَ الرُّءُوسِ وَ الْكَذِبُ مِنَ الْقُضَاةِ وَ الزَّمَانَةُ مِنَ الْأَطِبَّاءِ وَ الْبَذَاءُ مِنَ النِّسَاءِ وَ الطَّيْشُ مِنْ ذَوِي السُّلْطَان‏

امام علی(ع) فرمودند: نُه چيز زشت است، اما از 9 گروه زشت‏ تر:

1- درماندگى و ناتوانى از دولتمردان؛

2- بخل از ثروتمندان؛

3- زود خشمى از دانشمندان؛

4- حركات بچگانه از ميانسالان؛

5- جدايى حاكمان از مردم؛

6- دروغ از قاضيان؛

7- بيمارى كهنه از پزشكان؛

8- بدزبانى از زنان

9- سختگيرى و ستمگرى از سلاطين است.

پینوشت: دعائم الإسلام ج 1، ص 83

نوشته سخن امام علی (ع) در مورد: 9 کاری که از زشت، زشت تر است اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

آشنایی با سوره‌ دخان

3002205

آشنایی با سوره‌ دخان

دُخان یعنی دود و این سوره مکی است. در آیات 9 تا 11 این سوره تردید مشرکین در حقانیت قرآن و روبوبیت خداوند را یادآور می‌شود و به عذابی دردناک تهدیدشان می‌کند. ترجمه آیات چنین است:

ولی آنها در شک و سرگرم بازی هستند. پس در انتظار روزی باش که آسمان دودی نمایان برآورد، که مردم را فرو گیرد. این است عذابی دردناک.

توضیح اینکه آنها، یعنی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با این ارشادات و با این کلام وحی صاحب یقین نمی شود، بلکه همچنان در شکند، و سرگرم بازی با امور دنیایی خویشند. پس ای پیامبر! در انتظار روزی باش که آسمان دودی آشکار و نمایان بر می آورد.

در مورد این روز نظریات مفسرین مختلف است، اما آنچه قوی تر به نظر می رسد این است که دخان و دود از علامتهای قیامت است که قبل از قیامت پدیدار می شود و مردم را فرا می گیرد، که خود عذابی دردناک است.

در آیه سوم در مورد قرآن می خوانیم:

ما آن را در شبی مبارک نازل کردیم. برکت به معنی خیر کثیر است. منظور از مبارک بودن آن شب، این است که قرآن که خیر بسیار است در آن شب نازل شده است.

با توجه به این سخن جای آنست که بین آنچه مردم خیر بسیار می دانند و آنچه خداوند خیر کثیر معرفی می کند، مقایسه ای بکنیم و نظر و فکر خود را اصلاح کنیم و بیندیشیم که قرآن چگونه خیر کثیر است و از این خیر کثیر چگونه می توانیم حداکثر بهره را ببریم.

در آیه 38 و 39 به امری مهم اشاره می کند و می فرماید:

و ما آسمان و زمین و آنچه در میان آن دو قرار دارد را بازیچه نیافریدیم. آنها را جز به حق نیافریدیم، لیکن بیشترشان نمی دانند.

با یک مثال این مطلب روشن تر می شود:

آیا بچه ها را در حال بازی های کودکانه شان دیده اید؟ آنها وقتی با خاک یا ماسه بازی می کنند، برای خود و باغ و خانه و جوی آب و… می سازند. شاید این کار چند ساعت آنها را به خود مشغول کند. شاید خود شما نیز در کودکی از این بازی‌ها داشته اید. آنها پس از ساخت و ساز کودکانه خویش آن خاکها و ماسه ها را به هم می ریزند. این بازی و سرگرمی آنهاست.

اما انسانهایی که رشد یافته اند و بلوغ فکری و عقلی رسیده اند، هرگز وقت خود را اینگونه بیهوده و بی حاصل تلف نمی کنند و این کارها بعید است از آنها سربزند.

حال با خود بیندیشیم که وقتی چنین کاری را از یک انسان عاقل بعید می شماریم، آیا بر خداوند عقل آفرین شایسته است که زمین و آسمان و آنچه در زمین و آسمانست را بیهوده و بدون هدفی خاص و برای بازیچه بیافریند؟ و سپس همانند آن کودک پس از مدتی آنها را درهم بریزد؟

آری، اگر معادی در کار نباشد، آفرینش عبث و بیهوده خواهد بود، و کار بیهوده و بی سرانجام از خداوند حکیم قابل تصور نیست.

این دو آیه برای آنست که شنونده را به امر معاد توجه دهد.

در آیه 40 در مورد قیامت می خوانیم:

در حقیقت روز جداسازی (روز قیامت که انسانهای مؤمن و متقی از انسانهای بدکردار جدا می شوند) میعاد و وعده گاه همه آنهاست.

پینوشت: کتاب گلستان سوره‌ها – ص 30

نوشته آشنایی با سوره‌ دخان اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

آيا اموات صدای زندگان را می شنوند؟

0007613537

آيا اموات صدای زندگان را می شنوند؟

يكي از شبهات وهابيون اين است كه مردگان چيزي نمي شنوند و با همين نظريه اكثر مسلمانان و مخصوصا شيعيان را كافر مي دانند وبا همين نظريه طلب حاجت از اولياء ومتوسل شدن به آنها را شرك مي دانند دراينكه آيا اموات چيزي مي شنونديا نه دو نظريه وجود دارد تمام شيعه واكثريت اهل سنت قائل به سماع الموتي هستند وعده اي از اهل سنت از جمله وهابيون مخالفند.

نظرات مخالفين:

ابن الهمام در فتح القدير، حاشيه الهدايه در باب الجنائز:نظرش بر اين است كه مردگان نمي شنوند. زيرا حديث تكلم با اهل قليب بدر هم از طرف عائشه رد شده است و هم فقط من باب معجزه رسول الله مقبول شده است وحديث مسلم « لَيَسْمَعُ قَرْعَ نِعَالِهِمْ…» فقط مربوط به اولين مرحله ي ورود به قبر است نه تداوم آن در ساير اوقات(فتح القدير ج 3 ص325)

آلوسي در كتاب الآيات البينات في عدم سماع الاموات به دو آيه زير براي اثبات نظريه خودش استدلال نموده است.

ولا تسمع الصم الدعاء إذا ولوا مدبرين(سوره نمل آيه 80)

ذلك الله ربكم له الملك والذين تدعون من دونه ما يملكون من قطمير. إن تدعوهم لا يسمعوا دعاءكم ولو سمعوا ما استجابوا لكم ويوم القيامة يكفرون بشرككم ولا ينبك مثل خبير(فاطر 13و 14)

براي رسيدن به جواب قائلين به عدم سماع نياز به بيان اموري داريم:

تركيب انسان از روح و جسم

متكلمان انسان را مركب از دو حقيقت مي دانند: روح و جسم و بر آن دلايلي اقامه كرده اند كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:

1- هرانساني افعال خود را به حقيقتي به اسم «من »نسبت مي دهد ومي گويد:من انجام دادم،من زدم و…، اين من كيست؟ آيا غير از نفس است كه از آن به روح تعبير مي شود؟. هم چنين هر انساني اعضا و جوارح مادي خود را به حقيقتي به نام « من » نسبت مي دهد و مي گويد: قلب من، شكم من، قدم من و… اين من كيست؟ آيا غير از روح و نفس است؟

2- هر يك از انسان ها اين حسّ را دارد كه شخصيتش در دوام روزگار ثابت بوده و در آن تغيير و تحوّل وجود ندارد، با وجود تغييراتي كه در جسم و بدن اوست، آيا آن شخصيت همان روح و نفس او نيست؟

3- گاهي انسان با غفلت از هر چيز حتّي بدن و اعضايش از يك چيز كه همان خوديت اوست غافل نيست، آيا اين همان نفس و روح او نيست؟ فخررازي مي گويد: « گاهي من عالم و آگاه به خودم هستم، در حالي كه ازهمه اجزايم غافلم و اين خوديت همان نفس و روح است(1)

قرآن نيز به اين حقيقت اشاره كرده و مي فرمايد:يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعي إِلي رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلي في عِبادي وَادْخُلي جَنَّتي)اي نفس قدسي مطمئن به حضور پروردگارت باز آي كه تو خشنودي و او راضي از توست، باز آي و در صف بندگان خاص من در آي(2)

هم چنين مي فرمايد: فَلَوْلا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ وَأَنْتُمْ حينَئِذ تَنْظُرُونَ

پس چگونه خواهد بود هنگامي كه جانشان به گلو رسد. و شما وقت مرگ بر بالين آن مرده حاضريد و مي نگريد(3)

وجود ارتباط بين حيات برزخي و حيات مادّي

از مجموع آيات و روايات استفاده مي شود كه بين حيات برزخي و انسان در عالم برزخ با حيات مادي و انسان هاي زنده ارتباط برقرار است، به اين معنا: هنگامي كه در عالم مادي انسان ها آنها را صدا مي زنند مي شنوند و هنگامي كه از آنان سؤال و درخواست مي كنند به اذن خداوند متعال جواب مي دهند. اينك به برخي از آيات و روايات در اين مورد اشاره مي كنيم:

الف: آيات:

1- خداوند متعال در خصوص قوم صالح مي فرمايد:أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا في دارِهِمْ جاثِمينَ فَتَوَلّي عَنْهُمْ وَقالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلكِنْ لا تُحِبُّونَ النّاصِحينَ « پس زلزله اي بر آنان آغاز گرديد تا آن كه همه در خانه هايشان از پاي در آمدند. چون علائم عذاب رسيد صالح از ايمان قوم نااميد شد و از آنان روي گردانيد و گفت: اي قوم من از خداي خود ابلاغ رسالت كردم و شما را اندرز دادم ولكن شما ناصحان را دوست نمي داريد(4)

2- درباره قوم شعيب نيز شبيه اين گفت و گو آمده است(5)

3- درسوره زخرف آمده است:(وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَجَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ ءالِهَةً يُعْبَدُونَ)از رسولاني كه پيش از تو فرستاديم باز پرس كه آيا ما جز خداي يكتاي مهربان خداي ديگري را هم معبود مردم قرار داديم؟(6)

4- هم چنين در آياتي سلام بر انبياي گذشته كرده و مي فرمايد: { سَلامٌ عَلي نُوح فِي الْعالَمينَ }، { سَلامٌ عَلي إِبْراهيمَ }، { سَلامٌ عَلي مُوسي وَهارُونَ }، { سَلامٌ عَلي إِلْ ياسينَ } و { سَلامٌ عَلَي الْمُرْسَلينَ }، از اين آيات استفاده مي شود: بين اين عالم مادي و عالم برزخ ارتباط برقرار است، بدين شكل كه گفته ها، سؤال ها، و درودها را مي شنوند، و جواب نيز مي دهند.

5- خداوند متعال مي فرمايد: { اللّهُ يَتَوَفَّي اْلأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَالَّتي لَمْ تَمُتْ في مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتي قَضي عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ اْلأُخْري إِلي أَجَل مُسَمًّي إِنَّ في ذلِكَ لآيات لِقَوْم يَتَفَكَّرُونَ(7)

(خداست كه وقت مرگ ارواح خلق را مي گيرد و آن را كه هنوز وقت مرگش فرا نرسيده در حال خواب روحش را قبض مي كند سپس آن را كه حكم به مرگش كرده جانش را نگاه مي دارد و آن را كه حكم به مرگ نكرده به بدنش مي فرستد تا وقت معين، و اين كار نيز از ادله قدرت الهي براي انديشمندان است)

6- هم چنين مي فرمايد: { وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ…(8)

(مپنداريد كه شهيدان راه خدا مرده اند بلكه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند)

از آيات ديگر استفاده مي شود كه اين حيات برزخي اختصاصي به شهدا ندارد، بلكه شامل تمام صالحان و كساني كه مطيع دستورات خداوند هستند نيز مي شود، خداوند متعال مي فرمايد: وَمَنْ يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدّيقينَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحينَ وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفيقًا(9)

« آنان كه خدا و رسول را اطاعت كنند، البته با كساني كه خدا به آنان لطف و عنايت كامل فرموده ؛ يعني با پيامبران و صديقان و شهيدان و نيكوكاران محشور خواهند شد و اينان رفيقان نيكويي هستند».

اگر شهدا نزد خدا زنده اند و روزي مي خورند پس هر كس مطيع خدا و رسول است ـ كه به دليل آن كه رسول نيز تابع دستورات رسالت خويش است، شامل خود حضرت نيز مي شود ـ او نيز با شهداست، اگر شهدا نزد خدا زنده اند، پس اينان نيز زنده اند و حيات برزخي دارند.

ب: روايات:

در روايات اسلامي به اين موضوع مهّم اشاره شده است: پيامبر(صلّي الله عليه وآله وسلم) بعد از آن كه كشته هاي مشركان را در چاه بدر انداختند، بر بالاي چاه آمد و مشركان را اين گونه خطاب كرد: « هر آينه شما همسايگان بدي براي رسول خدا بوديد، او را از منزلش بيرون ساخته و از خود طرد نموديد، سپس بر ضدّ او اجتماع نموده و با او محاربه كرديد، من آنچه را كه پروردگارم وعده داده بود حقّ يافتم. » شخصي به او عرض كرد: اي رسول خدا! چگونه شما با سرهايي كه از تن جدا شده است سخن مي گوييد؟ پيامبرفرمود: « به خدا سوگند! تو از آنان شنواتر نيستي.(10)

1- انس بن مالك از پيامبر اسلام(ص) نقل مي كند كه فرمود: « بنده هنگامي كه در قبرش گذارده مي شود و اصحابش او را ترك مي كنند، صداي كفش آنها را مي شنود…(11)

2- متقي هندي به سند خود از پيامبر(ص) نقل مي كند كه فرمود: « هر كس وصيت نكند، به او اذن صحبت با مردگان داده نمي شودگفته شد:اي رسول خدا! مردگان سخن مي گويند؟ فرمود: آري، به زيارت مي آيند.(12)

3- دركتاب الروح آمده است كه پيامبر اسلام(ص) فرمود هر مسلماني بر قبر برادر مؤمنش عبور كند، در حالي كه او را در دنيا مي شناخته و از او سؤال كند، خداوند روحش را برمي انگيزد تا جواب او را بدهد. » همچنين از پيامبر(ص) به اثبات رسيده است كه مردگان صداي كفش تشييع كنندگان را مي شنوند(13)

4- ابن قيّم جوزيه در كتاب الروح مي گويد: « سلف بر اين مطلب اجماع كرده و به تواتر رسيده است كه شخص مرده، كساني را كه به زيارتش مي آيند مي شناسد و از آمدنشان مسرور مي شود »(14)

5- ابن ابي الدنيا در كتاب القبور از عايشه نقل مي كند كه رسول خدا(ص) فرمود: « هر كس به زيارت قبر برادر مؤمنش رود و نزد قبرش بنشيند، مرده با او انس مي گيرد، و جواب سلامش را مي دهد تا هنگامي كه برخيزد و برود »(15)

6- هم چنين از ابي هريره نقل شده است كه پيامبراكرم(ص) فرمود: هر كس بر قبرشخصي عبور كرده و بر صاحب آن درود فرستد، صاحب قبر، او را شناخته و سلامش را جواب مي دهد(16)

7- بيهقي از سعيد بن مسيّب نقل مي كند: ما با علي بن ابي طالب(عليه السلام) داخل قبرستان مدينه شديم. حضرت(عليه السلام) ندا داد: اي اهل قبرستان! سلام و رحمت خدا بر شما باد، از خبرهاي خود بر ما مي گوييد يا ما شما را خبر دهيم؟ سعيد مي گويد: صدايي شنيديم كه در جواب مي گويد: « و عليكم السلام و رحمة الله و بركاته يا اميرالمؤمنين » خبر ده ما را از آنچه اتفاق افتاد. حضرت(عليه السلام) فرمود: اما زنان شما به همسري ديگران در آمدند، اموال شما تقسيم شد، و اولاد شما نيز در زمره ايتام در آمدند. ساختمانهايي كه بنا كرديد دشمنانتان در آنها ساكن شدند. اين خبرهايي است كه نزد ماست، خبرهايي كه نزد شماست چيست؟ سعيد مي گويد: مرده اي به صدا درآمد و گفت: هر آينه كفن ها پاره شد، موها ريخت، پوست ها از بدن جدا شد، حدقه ها بر صورت ها ريخت و از بيني ها چرك بيرون آمد. آنچه را فرستاده بوديم يافتيم، و آنچه را به جا گذارديم خسارت ديديم…(17)

8- بخاري و مسلم نقل كرده اند: هر گاه مرده داخل قبرگذارده شود صداي كفش تشييع كنندگان رامي شنود(18)

9- ابو هريره مي گويد: پيامبر(ص) هر گاه به قبرستان مي رفت با اهل قبور اين چنين سخن مي گفت: السلام عليكم اهل الديار من المؤمنين و المسلمين،وانّا ان شاء الله بكم لاحقون، اسأل الله لنا و لكم العافية(19)

شيخ محمود شلتوت مي گويد: « آنچه از آثار ديني استفاده مي شود اين كه هنگام خروج روح از بدن، مرگ حاصل مي شود و او در حالي كه داراي ادراك است باقي مي ماند ؛ كسي كه بر او درود مي فرستد مي شنود، زائرين قبرش را مي شناسد و لذت نعمت ها و درد عذاب را در عالم برزخ درك مي كند. »(20)

10- در صحيح مسلم از ابو سعيد خدرى و ابو هريره از شخص پيامبر ص نقل شده كه فرمود:

لقنوا موتاكم لا اله الا اللَّه:” مردگان خود را تلقين لا اله الا اللَّه كنيد”.(21)

11- در” نهج البلاغه” نيز به مساله بر قرار ساختن ارتباط با ارواح مردگان اشاره شده است كه على(عليه السلام) با ارواح مؤمنانى كه در قبرستان پشت كوفه بودند سخن گفت.(22)

شيخ الاسلام عزّالدين بن عبدالسلام در فتاواي خود مي گويد: « ظاهر اين است كه ميّت زائر خود را مي شناسد، زيرا ما امر شده ايم به سلام بر او، و شارع امر نمي كند به خطاب كسي كه نمي شنود… »(23)

ابن قيم جوزي در بحثي در اين باره كه آيا مردگان زيارت افراد زنده را درك مي كنند؟ مي گويد: « همين كه كسي به زيارت ميت مي آيد مي گويند زائر ؛ اين خود دليل بر اين است كه مرده زائر را مي شناسد، زيرا اگر او را نشناسد به زيارت كننده، زائر گفته نمي شود »(24)

مرگ نه تنها پايان زندگي نيست، بلكه تولّد ثانوي و گسترش حيات است، «وَالنَّاسُ نِيَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبِهُوا; مردم خوابند هنگامي كه مردند بيدار مي شوند»(25)

پی نوشت ها:

1- مفاتيح الغيب، ج 4، ص 149

2- سوره فجر، آيات 27 ـ0 3

3- سوره واقعه، آيات 83/84

4- سوره اعراف، آيات 78 ـ 79

5- سوره اعراف، آيات 91 ـ 93

6- سوره زخرف، آيه 45

7- سوره زمر، آيه42

8- سوره آل عمران، آيه169

9- سوره نساء،آيه 69

10- صحيح بخاري، ج 5، ص76 ـ 77، باب قتل ابي جهل

11- فتح الباري ج3 ص 206،، باب الميّت يسمع خفق النعال

12- كنزالعمال، ج 16، ص 619 ـ 620، رقم 46080

13- الروح، ص 5.(المسألة الأولى وهي هل تعرف الأموات زيارة الأحياء وسلامهم أم لا قال

14- الروح، ص 9

15- الروح ص5 و القبور ص5

16- فيض القدير، ج 5، ص 487

17- موسي محمّد علي، حقيقة التوسل و الوسيله، ص 242)

18- فتح الباري، ج 3، ص 206.(باب الميت يسمع خفق النعال)

19- تلخيص الحبير، ج 2، ص 314. كتاب الجنائز

20- شلتوت الفتاوي، ص 19.

21- صحيح مسلم” كتاب الجنائز حديث 2162 و 2164(جلد 3 صفحه 37)

22- نهج البلاغه حكمت130(محمد دشتي)

23- فتاوي شيخ الاسلام عزالدين بن عبدالسلام، ص 431

24- الروح، ص 8

25- عوالي اللئالي، جلد 4، صفحه 73

نوشته آيا اموات صدای زندگان را می شنوند؟ اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

آشنایی با سوره‌ علق

0007613497

آشنایی با سوره‌ علق

علق یعنی خون بسته، و این سوره مکی است. علق به‌معنی خون بسته است که یکی از مراحل آفرینش انسان در رحم مادر است.

سوره علق اولین سوره‌ای است که در آغاز رسالت در غار حرا بر پیامبر اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) نازل شده است.

در آیات 1 تا 5 می‌خوانیم:

بخوان به نام پروردگارت که آفرید. انسان را از علق آفرید. بخوان، که پروردگار تو (از همه کریم‌تر است، همان که به‌وسیله قلم آموخت. به انسان آنچه را نمی‌دانست آموخت.

در این آیات که نخستین آیات نازل‌شده بر پیامبر اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می‌باشد، می‌بینیم که از قلم و آموختن، سخن به میان آورد. این بیان، نشانگر آن است که آغاز وحی خاتم پیامبران، طلوع علم است، طلوع فرهنگ است و طلوع تمدن، و قرآن از اول تا به آخر از علم و تفکر سخن می‌گوید.

در آیات 9 تا 19 سخن از کسی است که بنده‌ای را از نماز بازمی‌داشت. قرآن با لحن شدیدی به او تذکر می‌دهد که آیا وی نمی‌داند که خداوند (او را) می‌بیند؟ در ادامه آیات، آن فرد خطاکار و سرکش به‌سختی مورد تهدید قرار می‌گیرد.

سپس در پایان سوره خطاب به رسول اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می‌فرماید:

هرگز چنان نیست (که آن انسان سرکش می‌پندارد)، او را اطاعت مکن، و سجده کن، و خود را (به خدا) نزدیک گردان.

درباره شأن نزول این سوره روایت است که:

(روزی) ابوجهل (به اطرافیان خود) گفت: راست است که محمد صورت خود را در حضور شما بر خاک می‌گذارد؟ گفتند: آری. گفت: سوگند به آن که باید به او سوگند خورد، اگر او را ببینم که چنین می‌کند، گردنش را لگدمال خواهم کرد!

در همان بین شخصی صدا زد که: محمد نماز می‌خواند. ابوجهل پیش رفت تا (به‌خیال خود) گردن رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) را لگدکوب کند. چیزی نگذشت که عقب عقب برگشت، در حالی که دستها را در مقابل صورتش گرفته بود! گویی از چیزی می‌ترسید و می‌خواست خود را حفظ کند!

از او پرسیدند: ای اباالحکم، چه شده است؟ گفت: بین من و او خندقی از آتش است و اینها بالدارانند.

رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمود: به آن خدایی که جانم در دست اوست، اگر به من نزدیک می‌شد، ملائکه تکه تکه‌اش می‌کردند.

اینجا بود که خدای تعالی آیه: آیا دیدی آن کس را که بازمی‌داشت… تا آخر سوره را نازل کرد.

سوره علق، یکی از سوره‌های چهارگانه عزائم است، یعنی دارای سجده واجب است، که آخرین آیه این سوره می‌باشد.

پینوشت: کتاب گلستان سوره‌ها ــ ص 190

نوشته آشنایی با سوره‌ علق اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

حدیث امروز: امام حسین (ع) درباره جمله “الله الصمد” چه فرمود؟

امام حسین علیه السلام فرمودند: صمد، کسی است که میانْ تهی[ممکن الوجود] نیست؛ صمد کسی است که سروری و مهتریش در اوج است؛ صمد کسی است که نه می خورد و نه می آشامد؛ صمد کسی است که نمی خوابد؛ صمد آن مانایی است که پیوسته بوده و خواهد بود.

متن حدیث:

(اللّه ُ الصَّمَدُ).

خدا صمد است».

إمامُ الحسینُ علیه السلام : الصَّمَدُ: الّذی لا جَوفَ لَهُ ، والصَّمَدُ : الّذی قَدِ انتَهی سُؤدَدُهُ ، والصَّمَدُ الّذی لا یَأکُلُ ولا یَشرَبُ ، والصَّمَدُ : الّذی لا یَنامُ ، والصَّمَدُ : الدّائمُ الّذی لَم یَزَلْ ولا یَزالُ.

پینوشت: “التوحید، جلد۳، صفحه ۹۰”

نوشته حدیث امروز: امام حسین (ع) درباره جمله “الله الصمد” چه فرمود؟ اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

آشنایی با سوره‌ تین

3002178

آشنایی با سوره‌ تین

تین یعنی انجیر و این سوره مکی است. در این سوره به زیتون و انجیر، طور سینا، و شهر امن قسم یاد شده است.

تین به معنی انجیر است. میوه ای با برکت که دارای ترکیبات غذایی و دارویی است. درخت انجیر بدون آنکه شکوفه دهد، میوه اش را ظاهر می کند. مانند درخت های دیگر نیست که شکوفه بسیار می دهند و نظرها را جلب می کنند، اما میوه شان کمتر از شکوفه های آنهاست. درخت انجیر چنین نیست که وعده بسیار دهد و تخلف کند. به همین جهت آن را درخت صادق و باوفا می خوانند. این درخت بیشتر در دامنه کوه های سرزمین قدس و سینا که محل نزول وحی بر پیامبران بوده است، می روید.

زیتون نیز مانند انجیر غذایی است طبیعی و پاک و سالم و صفابخش که در سرزمین فلسطین – مهد پرورش رسولان الهی – به عمل می آید.

طور سینا که خداوند به آن قسم یاد کرده، همان کوهی است که خدای تعالی در آنجا با موسی بن عمران (علیه السلام) سخن گفته است.

مراد از شهر امن، شهر مکه است. یکی از واجباتی که خداوند برای مردم قرار داده، رعایت امنیت این شهر است. در این زمینه مکه دارای احکام ویژه ای در شرع مقدس اسلام است و این احکام فقط مربوط به این شهر است. خانه کعبه در این سرزمین مقدس قرار دارد.

خداوند پس از ذکر این قسم های چهارگانه می فرماید:

براستی که انسان را در بهترین تقویم آفریدیم.

یعنی به نیکوترین وضع از جهت اعتدال و فراهم آمدن هر آنچه برای بقایش لازم است.

در ادامه آیات می خوانیم:

سپس او را به پست ترین (مراتب) بازگردانیدیم. مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دهند، که پاداش جاویدان خواهند داشت.

آری انسانها پس از آنکه به نیکوترین وضع آفریده شدند و زمینه آن را دارند که به سعادت جاوید و مقامات عالی و قرب الهی برسند، با این حال از مسیر حق منحرف می گردند و به پست ترین مقام و جایگاه سقوط می کنند، تنها کسانی از این امر استثنا هستند که ایمان آورده و اعمال صالح به جای آورند که برای آنان پاداش همیشگی و سعادت ابدی مهیاست. در این رابطه انتخاب با خود انسانهاست، تا چه جایگاه و سرانجامی برای خویش برگزینند.

پینوشت: کتاب گلستان سوره‌ها – ص 186

نوشته آشنایی با سوره‌ تین اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

این پول در همه ادیان حرام است

این پول در همه ادیان حرام است

امام رضا علیه السلام فرمودند: خدایت رحمت کند! بدان که ربا حرام و از گناهان کبیره است و خداوند بر آن وعده آتش داده است پس پناه مى بریم به خدا از آتش. ربا را همه پیامبران و همه کتاب هاىآسمانى حرام کرده اند.

متن حدیث:

اِعْلَمْ ـ یَرْحَمُکَ اللّه ُـ اَنَّ الرِّبا حَرامٌ سُحتٌ، مِنَ الکَبائِرِ وَ مِمّا قَدْ وَعَدَاللّه ُ عَلَیْهِ النّارَ فَنَعوذُ بِاللّه ِ مِنْها، وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلى لِسانِ کُلِّ نَبىٍّ وَ فى کُلِّ کِتابٍ؛

پینوشت: «فقه الرضا(ع)، صفحه 256

نوشته این پول در همه ادیان حرام است اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

چرا گناه غيبت از زنا بيشتر است؟

0007613925

چرا گناه غيبت از زنا بيشتر است؟

در موضوع غيبت، روايتي از پيامبراسلام(ص) نقل شده كه در اين روايت رسول خدا (ص) وصايايي را به ابوذر مي فرمايند كه از اين وصايا اين جمله معروف است:

« يَا أَبَاذَر إِيَّاكَ وَ الْغِيبَةَ فَإِنَّ الْغِيبَةَ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا؛ از غيبت دوري كن. چون غيبت از زنا سخت تر است».

اما در ادامه حضرت در بيان علت سخت تر بودن غيبت به نسبت زنا برآمده و فرمودند:

«لِأَنَّ الرَّجُلَ يَزْنِي فَيَتُوبُ إِلَى اللَّهِ فَيَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الْغِيبَةُ لَا تُغْفَرُ حَتَّى يَغْفِرَهَا صَاحِبُهَا»

يعني علت سخت تر بودن اين است كه شخص زناكار مي تواند توبه كند و خداوند متعال توبه او را قبول نمايد. اما در غيبت تا زماني كه شخص غيبت شونده ،از غيبت كننده راضي نشود و وي را نبخشد، قابل بخشش نيست».

با توجه به متن روايت، آشكار مي گردد كه بحث از جهت بيش تر يا كم تر بودن گناه غيبت به نسبت زنا نيست بلكه بحث در باره سخت تر بودن پذيرش توبه غيبت كننده، نسبت به زنا كننده است.

پی نوشت:

1- وسائل‏ الشيعه، ج 12، ص281.

2- الأمالي شيخ الطوسي، ص537

نوشته چرا گناه غيبت از زنا بيشتر است؟ اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

معنا و مفهوم نماز از منظر امام علی (ع)

معنا و مفهوم نماز از منظر امام علی (ع)

جابر بن عبداللّه انصارى گوید: روزى به همراه مولاى متّقیان، امام علىّ علیه السلام بودم، شخصى را دیدیم که مشغول نماز است ، حضرت به او خطاب کرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى دانى که چگونه و براى چه مى باشد؟ اظهار داشت : آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست ؟ حضرت فرمود: آرى، نماز داراى تاویل و مفهومى است که تمام معناى عبودیّت در آن خواهد بود.

امام علیه السلام فرمود:

اوّلین تکبیر آن است که خداوند، سبحان و منزّه است از این که داراى قیام و قعود باشد.

دوّمین تکبیر یعنى؛ خداى موصوف به حرکت و سکون نمى باشد.

سوّمین تکبیر یعنى؛ این که نمى توان او را به جسمى تشبیه کرد.

چهارمین تکبیر یعنى ؛ چیزى بر خداوند عارض نمى شود.

پنجمین تکبیر مفهومش آن است که خداوند، نه محلّ خاصّى دارد و نه چیزى در او حلول مى کند.

ششمین تکبیر معنایش این است که زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.

و هفتمین تکبیر یعنى؛ بدان که خداوند سبحان همچون دیگر اجسام ، داراى اءبعاد و جوارح نیست.

سپس در ادامه فرمایش خود فرمود:

معناى رکوع آن است که مى گوئى: خداوندا! من به تو ایمان آورده ام و از آن دست بر نمى دارم ، گرچه گردنم زده شود.

و چون سر از رکوع بر مى دارى و مى گوئى:(سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْد للّه ربّ العالمىن) یعنى خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق توئى.

و هنگامى که سر بر سجده فرود آوری گوئى: خداوندا! مرا از خاک آفریده اى؛ و سر بلند کردن از سجده یعنى؛ مرا از خاک خارج گردانده اى.

و همین که دوّمین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاک بر مى گردانى؛

و چون سر بلند کنى گوئى: و مرا از درون همین خاک در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى گردانى.

و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل بیت او علیهم صلوات اللّه مى باشد.

و معناى سلام ، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نماز گذار است که در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.

پینوشت: مجلسی، بحارالأنوار (ط – بیروت)، ج‏81، ص 254

نوشته معنا و مفهوم نماز از منظر امام علی (ع) اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.