مذهبی

ذکری برای درمان وسواس

ghorane karim

بنا بر روایات رسیده از ائمه اطهار (ع) هر یک از اذکار الهی دارای فواید و آثار منحصر به فرد در دنیا و آخرت می باشد، چنانچه در باب «لا اله الا الله» حضرت محمد (ص) بیان می دارند:

هیچ ذکری برتر از گفتن «لا اله الا الله» نیست و هیچ دعایی برتر از استغفار، همچنین از امام صادق (ع) روایت شده است که ایشان فرموده اند: چون خواستی دعا نمایی، خدای عزوجل را به مجد و عظمت بستای و حمد و تسبیح و تهلیل «لا اله الا الله» بگو و بر پیامبر و آل او درود بفرست، آن گاه آنچه را می خواهی درخواست نما، چرا که برآورده می گردد، همچنین این امام همام در جایی دیگر می فرمایند: وقتی لباس نو و تازه بر تن می نمایی، بگو: «لا اله الا الله محمد رسول الله» تا از آفات و بلایا نجات یابی.

علاوه بر این در روایت آمده است: کسی که صد مرتبه ذکر «لا اله الا الله» را بگوید، در آن روز بالاترین مردم می باشد، مگر کسی که از او زیادتر این ذکر را گفته باشد و همچنین آمده است که مداومت بر ذکر «لا اله الا الله» موجب دفع دشمن، دفع غم و غصه و ادای قرض می شود.

همچنین نقل شده است که آیة الله محمدتقی بهجت درباره ی آثار دین ذکر فرموده اند: مداومت بر گفتن تهلیل «لا اله الا الله» علاج بیماری وسواس می باشد.

منابع:

1- علامه مجلسی. حلیة المتقین: 11.

2- شیخ صدوق. ثواب الاعمال: 15.

3- کریم خانی. ذکرهای آسمانی: 68.

نوشته ذکری برای درمان وسواس اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

زمان طلوع و غروب آفتاب چه دعایی بخوانیم؟

زمان طلوع و غروب آفتاب چه دعایی بخوانیم؟

32

عبداللَّه بن ميمون، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه: «على عليه السلام چون صبح مى‏ كرد، سه مرتبه مى ‏فرمود كه:

سُبْحانَ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ سُبْحانَ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ سُبْحانَ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ؛ «پاك و منزّه است پادشاه به غايت پاكيزه. پاك و منزّه است پادشاه به غايت پاكيزه. پاك و منزّه است پادشاه به غايت پاكيزه»، و مى‏ فرمود كه: اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ … وِبِقُدْرَتِكَ عَلى‏ خَلْقِكَ؛ «خداوندا! به درستى كه من پناه مى ‏برم به تو از برطرف شدن نعمت تو، و از گردانيدن عافيت تو، و از ناگهانى سزا و عقوبت تو، و از دريافتن بدبختى، و از بدى آن‏چه پيشى گرفته در شب. خداوندا! به درستى كه سؤال مى‏ كنم تو را به عزّت پادشاهى تو، و سختى توانايى تو، و به بزرگ سلطنت تو، و به توانايى تو بر آفريدگان خود»، بعد از آن، حاجت خود را بخواه».

علا بن كامل‏ روايت كرده است كه:

شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه در نزد شام مى ‏فرمود:

«وَاذْكُرْ رَبَّكَ فى‏ نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخيفَةً ودَوْنَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ؛ و ياد كن پروردگار خود را در دل خود از روى زارى و ترس، و بدون آشكارِ از گفتار».

و نيز آن حضرت مى‏ فرمود: «لَا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ … وَهُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ؛ نيست خدايى، مگر خدا، در حالتى كه تنها است. نيست شريكى از براى او، و او را است پادشاهى و او را است ستايش. زنده مى‏ گرداند و مى‏ ميراند و مى‏ ميراند و زنده مى‏ گرداند، و او زنده‏ اى است كه نمى‏ ميرد، و او بر هر چيزى توانا است».

راوى مى‏ گويد كه: عرض كردم كه: «بِيَدِهِ الْخَيْرُ» فرمود: «به درستى كه خير و خوبى در دست او است، وليكن چنان كه من مى‏ گويم، بگو. ده مرتبه بگو: أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ؛ «پناه مى‏ برم به خداى شنواى دانا»، در هنگامى كه آفتاب طلوع مى‏ كند، و ده مرتبه در هنگامى كه غروب مى‏ كند.

پی نوشت: تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى)، ج‏۴، ص430و431.

نوشته زمان طلوع و غروب آفتاب چه دعایی بخوانیم؟ اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

حکم ادامه تحصيل همسر از نظر شرعی

http://www.mihanfal.com/132419.html

حکم ادامه تحصيل همسر از نظر شرعی

یکی از سوالات مطرح در خصوص تحصیل در خانواده، اینکه دختر و پسري با يكديگر ازدواج كرده‏ اند زن مي‏ خواهد براي ادامه تحصيل به دانشگاه برود؛ شوهرش اجازه نمي‏ دهد، وظيفه زن چيست؟

پاسخ

همه مراجع (به جز مكارم و تبريزي): بدون اجازه شوهر جايز نيست.

امام، استفتاءات، ج 3، حقوق زوجيت، س 19 ؛ فاضل، توضيح ‏المسائل مراجع، م 2412 و جامع‏ المسائل، ج 2، س 1318 ؛ صافي، توضيح ‏المسائل مراجع، م 2412 و جامع الاحكام، ج 2، س 1334؛ وحيد، توضيح ‏المسائل، م 2421 و خامنه‏ اي، استفتاء، س 368.

آيةاللَّه تبريزي: بنابر احتياط واجب، بدون اجازه شوهر جايز نيست.

تبريزي، توضيح ‏المسائل مراجع، م 2412 و استفتاءات، س 1454.

آيةاللَّه مكارم: اگر موجب تضييع حق شوهر نشود، اشكال ندارد (هر چند بهتر است رضايت او را جلب كند).

مكارم، استفتاءات، ج 2، س 964 و 966.

نوشته حکم ادامه تحصيل همسر از نظر شرعی اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

تا چه زمانی توبه پذیرفته می شود؟

http://www.mihanfal.com/131375.html

تا چه زمانی توبه پذیرفته می شود؟

حضرت رسول(ص) در آخرين خطبه اى كه ايراد كردند، فرمودند: هر كس يكسال قبل از فوتش توبه كند، خداوند توبه او را مى پذيرد. سپس ‍ فرمودند: يكسال زياد است . هر كس يك ماه قبل از فوتش توبه كند، توبه اش پذيرفته مى شود.

دوباره فرمودند: يك ماه نيز زياد است . هر كس يك هفته قبل از فوتش توبه كند. خداوند توبه او را قبول مى كند.

باز فرمودند: يك روز هم بسيار است هر كس يك ساعت قبل از فوت توبه كند، توبه اش مقبول است .

باز فرمودند يك ساعت نيز زياد است . هر كس در حالى كه نفسش به اينجا رسيده با دست مبارك به حلق خود اشاره نمودند توبه كند، توبه او مورد قبول حضرت بارى تعالى واقع مى شود.

پی نوشت: من لا يحضره الفقيه / شيخ صدوق حديث 352، ج 1، ص 133.

نوشته تا چه زمانی توبه پذیرفته می شود؟ اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

چرا خداوند انسان ها را آزمایش می کند؟!

چرا خداوند انسان ها را آزمایش می کند؟!

3051

در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است، این یك قانون كلى و سنت دائمى پروردگار است كه براى شكوفا كردن استعدادهاى نهفته (و از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتیجه پرورش دادن بندگان آنان را مى‏آزماید.

وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ (بقره ـ 155)

و قطعاً شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، زیان مالى و جانى و كمبود محصولات، آزمایش مى‏كنیم و صابران (در این حوادث و بلاها را) بشارت بده.

آزمایش‏هاى خداوند براى رفع ابهام نیست، بلكه براى شكوفایى استعدادها و پرورش انسان‏ها است. وسایل آزمایش الهى تمام حوادث تلخ و شیرین و از جمله ترس و گرسنگى، زیان مالى و جانى و كمبود محصولات است.

ترس از دشمن، محاصره‏ى اقتصادى، جنگ و جهاد و اعزام فرزندان و عزیزان به میدان‏هاى نبرد، از جمله امتحانات است.

لازم نیست همه ‏ى مردم با همه‏ ى مسائل آزمایش شوند، بلكه ممكن است:

الف: هر كس با چیزى آزمایش شود.

ب: فردى در آزمایشى رو سفید باشد، ولى در امتحان دیگرى رسوایى به بارآورد.

ج: ممكن است آزمایش فردى، وسیله‏ ى آزمایش دیگران نیز باشد.

گاهى كم شدن مال و محصولات یا پیدا شدن خوف و ترس و سایر مشكلات، به خاطر آزمایش الهى است، ولى در بعضى اوقات، این امور كیفر اعمال خود انسان‏هاست. انسان‏ها گاهى مرتكب بعضى گناهان مى‏شوند كه خداوند آنها را به برخى گرفتارى‏ ها مبتلا مى‏ كند.

حضرت على علیه السلام مى‏ فرماید: «ان الله یبتلى عباده عند الاعمال السیئة بنقص الثمرات و حبس البركات و اغلاق خزائن الخیرات لیتوب تائب و یتذكر متذكر» (نهج البلاغه، خطبه 143)

همانا خداوند، بندگان خود را به خاطر اعمال فاسدشان، به كمبود محصول و حبس بركت و بسته شدن منابع خیر، گرفتار مى‏كند تا شاید متذكّر شوند و توبه نمایند.

البتّه همین تنبّه نیز آزمایش است، همانگونه كه بر اثر ایمان نعمتى مى ‏دهد كه وسیله آزمایشى است «لَأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقاً لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ» (جنّ، 16) همانا آبى گوارا به آنان‏ نوشاندیم تا ایشان را آزمایش كنیم.

خداوند چندین عنایت به صابران نموده است از جمله:

1- محبّت. «وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ» (آل عمران، 146)

2- نصرت. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (بقره، 153)

3- بهشت. «یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا» (فرقان، 75)

4- پاداش بى‏حساب. «إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ» (زمر، 10)

5- بشارت. «بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»

چرا خدا مردم را آزمایش مى ‏كند؟

در زمینه مساله آزمایش الهى بحث فراوان است، نخستین سوالى كه به ذهن مى رسد این است كه مگر آزمایش براى این نیست كه اشخاص یا چیزهاى مبهم و ناشناخته را بشناسیم و از میزان جهل و نادانى خود بكاهیم؟

اگر چنین است خداوندى كه علمش به همه چیز احاطه دارد و از اسرار درون و برون همه كس و همه چیز آگاه است، غیب آسمان و زمین را با علم بى‏پایانش مى‏داند، چرا امتحان مى كند؟ مگر چیزى بر او مخفى است كه با امتحان آشكار شود؟!

پاسخ این سۆال مهم را در اینجا باید جستجو كرد كه مفهوم آزمایش و امتحان در مورد خداوند با آزمایش هاى ما بسیار متفاوت است.

آزمایش‏هاى ما براى شناخت بیشتر و رفع ابهام و جهل است، اما آزمایش الهى در واقع همان” پرورش و تربیت” است.

توضیح اینكه در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است، این یك قانون كلى و سنت دائمى پروردگار است كه براى شكوفا كردن استعدادهاى نهفته (و از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتیجه پرورش دادن بندگان آنان را مى‏آزماید، یعنى همان گونه كه فولاد را براى استحكام بیشتر در كوره مى‏گدازند تا به اصطلاح آبدیده شود، آدمى را نیز در كوره حوادث سخت پرورش مى‏ دهد تا مقاوم گردد.

در واقع امتحان خدا به كار باغبانى پر تجربه شبیه است كه دانه‏هاى مستعد را در سرزمین هاى آماده مى‏پاشد، این دانه‏ها با استفاده از مواهب طبیعى شروع به نمو و رشد مى‏ كنند، تدریجاً با مشكلات مى‏ جنگند و با حوادث پیكار مى‏ نمایند .

در برابر طوفان هاى سخت و سرماى كشنده و گرماى سوزان ایستادگى به خرج مى‏ دهند تا شاخه گلى زیبا یا درختى تنومند و پر ثمر بار آید كه بتواند به زندگى و حیات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد.

سربازان را براى اینكه از نظر جنگى نیرومند و قوى شوند به مانورها و جنگ هاى مصنوعى مى‏برند و در برابر انواع مشكلات تشنگى، گرسنگى، گرما و سرما، حوادث دشوار، موانع سخت، قرار مى ‏دهند تا ورزیده و آبدیده شوند و این است رمز آزمایش هاى الهى.

قرآن مجید به این حقیقت در جاى دیگر تصریح كرده می فرماید : وَ لِیَبْتَلِیَ اللَّهُ ما فِی صُدُورِكُمْ وَ لِیُمَحِّصَ ما فِی قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ:” او آنچه را شما در سینه دارید مى‏آزماید تا دل هاى شما كاملا خالص گردد و او به همه اسرار درون شما آگاه است” (آل عمران- 154).

امیر مومنان على (علیه السلام) تعریف بسیار پر معنى در زمینه فلسفه امتحانات الهى دارد مى فرماید:

و ان كان سبحانه اعلم بهم من انفسهم و لكن لتظهر الافعال التی بها یستحق الثواب و العقاب:

” گرچه خداوند به روحیات بندگانش از خودشان آگاه تر است ولى آنها را امتحان مى‏كند تا كارهاى خوب و بد كه معیار پاداش و كیفر است از آنها ظاهر گردد” (نهج البلاغه كلمات قصار جمله 93)

یعنى صفات درونى انسان به تنهایى نمى‏تواند معیارى براى ثواب و عقاب گردد مگر آن زمانى كه در لابلاى اعمال انسان خودنمایى كند، خداوند بندگان را مى‏ آزماید تا آنچه در درون دارند در عمل آشكار كنند، استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و كیفر او گردند.

اگر آزمایش الهى نبود این استعدادها شكوفا نمى‏شد و درخت وجود انسان و میوه‏ هاى اعمال بر شاخسارش نمایان نمى‏گشت و این است فلسفه آزمایش الهى در منطق اسلام.

آزمایش خدا همگانى است‏

از آنجا كه نظام حیات در جهان هستى نظام تكامل و پرورش است و تمامى موجودات زنده مسیر تكامل را مى ‏پیمایند، حتى درختان استعدادهاى نهفته خود را با میوه بروز مى‏دهند همه مردم از انبیاء گرفته تا دیگران طبق این قانون عمومى‏ مى‏بایست آزمایش شوند و استعدادات خود را شكوفا سازند.

گرچه امتحانات الهى متفاوت است، بعضى مشكل، بعضى آسان و قهرا نتائج آنها نیز با هم فرق دارد، اما به هر حال آزمایش براى همه هست.

قرآن مجید به امتحان عمومى انسان ها اشاره كرده مى‏فرماید: أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ:” آیا مردم گمان مى‏كنند بدون امتحان رها مى‏شوند، نه هرگز بلكه همگى باید امتحان دهند” (عنكبوت آیه 1).

قرآن نمونه‏ هایى از امتحانات پیامبران را نیز بازگو كرده است آنجا كه مى‏فرماید: وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِیمَ رَبُّهُ:” خداوند ابراهیم را امتحان كرد” (بقره- 124).

در جاى دیگر آمده است: فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ:” هنگامى كه یكى از پیروان سلیمان تخت بلقیس را در كمتر از یك چشم به هم زدن از راه دور براى او حاضر كرد، سلیمان گفت این لطف خدا است براى اینكه مرا امتحان كند آیا شكرگزارى مى‏ كنم یا كفران”؟ (نمل- 40)

پیام‏های آیه:

1- آزمایش و امتحان یك برنامه و سنّت حتمى الهى است. «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ»

2- ناگوارى‏ها، سبب مقاومت و رشد است. بسیارى از صفات انسان از قبیل صبر، رضا، تسلیم، قناعت، زهد، تقوا، حلم و ایثار، در سایه‏ى برخورد با تنگدستى‏ها است. «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»

3- مورد بشارت، در آیه بیان نشده است تا شامل انواع بشارت‏هاى الهى باشد. «بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»

منابع:

نهج البلاغه، خطبه 143

نهج البلاغه كلمات قصار جمله 93

تفسیر نور ج 1

تفسیر نمونه ج 1

نوشته چرا خداوند انسان ها را آزمایش می کند؟! اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

چرا برای ميت نماز می خوانيم؟!

http://www.mihanfal.com/132427.html

چرا برای ميت نماز می خوانيم؟!

همان‌گونه احترام به مسلمان زنده واجب است، لازم است مرده او نیز مورد تکریم و احترام قرار گیرد؛ لذا در شرع اسلام احکامی؛ مانند غسل، کفن و دفن و خواندن نماز بر بدن او واجب شده است.

در ارتباط با فلسفه نماز میت، امام رضا(ع) می‌فرماید: «اگر کسی بپرسد؛ چرا مأموریم که بر مردگان خود نماز بخوانیم، گفته می‌‏شود؛ براى این‌که به درگاه خدا شفیع میت شویم و آمرزش او را از خداوند بخواهیم؛ زیرا که هیچ وقتى از اوقات، میت محتاج‌‏تر از لحظه پس از مرگ نیست که شفاعت شود و از براى او طلب مغفرت و آمرزش کنند».[1]

بنابر این، طلب آمرزش و دعا برای کسی که از دنیا، به سوی عالم برزخ و سرای آخرت راهی شده، دلیل تشریع نماز میت می‌باشد. از همین رو است که نمازگزاران پس از تکبیر سوم براى مردان و زنان مؤمن دعا کرده و بعد از تکبیر چهارم بویژه براى میّت دعا می‌کنند.

پي نوشت

[1]. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، محقق، مصحح، لاجوردی، مهدی، ج ‏2، ص 113، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1378ق.

نوشته چرا برای ميت نماز می خوانيم؟! اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

پاسخ امام علی (ع) به یک سؤال ریاضی

http://www.mihanfal.com/138028.html

پاسخ امام علی (ع) به یک سؤال ریاضی

امیرالمؤمنین (ع) در خطبه شگفت‌انگیز البیان می‌فرماید: من آنم که عمل هیچ عمل‌کننده‌ای جز با معرفت من مقبول نیست و پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: هیچگاه پروردگارم مرا به آسمان بالا نبرد و با من سخن نگفت مگر آنکه فرمود: ای محمد! علی را از جانب من سلام برسان و او را آگاه کن که وی پیشوای اولیا و نور اهل طاعت من است.

امام علی(ع) از فضایل و حسناتی برخوردار است که صورت حقیقی آن در نشئه غیب که اشراف بر عالم وجود دارد، نمایان خواهد شد، به عنوان نمونه و ذره‌ای از کهکشان فضائل امام علی(ع) اینکه آن حضرت به اراده الهی اشراف بر جمیع اموری دارد که لحظه‌ها، دقایق، ساعات، روزها، نیات، تعداد، وزن و سبکی آنان چه مُلکی و ملکوتی حتی تعداد قطرات باران‌ها و برف‌ها و جمیع اموری که در نظام عالم واقع می‌شود، خداوند به اراده ازلی‌اش این ولایت و قدرت ربانی را به او عنایت فرموده است، به همین منظور بر آن شدیم به برخی کرامات امیرالمؤمنین علی بی ابیطالب از کتاب «نشانه‌های روشن» اشاره کنیم که بخش دوم آن در ادامه می‌آید:

کشف عددی که در آن کسر نباشد

مرد یهودی نزد امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) آمد و گفت: عددی را برای من نام ببر که نصف و یک‌سوم و یک‌چهارم و یک‌پنجم و یک‌ششم و یک‌هفتم و یک‌هشتم و یک‌نهم آن صحیح باشد و حاصل کسری نداشته باشد؟

حضرت(ع) فرمود: اگر برای تو نام ببرم مسلمان می‌شوی؟!

گفت: بله!

حضرت(ع) فرمود: عدد هفته‌ات را در عدد سالت ضرب کن.

وقتی یهودی عدد ۷ را در ۳۶۰ ضرب کرد، دید مسأله درست است و حاصل تقسیم آن عدد کسری نیست، ایمان آورد.(۱)

حاصل ضرب عدد ۷ در عدد ۳۶۰، ۲۵۲۰ می‌شود که نصف آن ۱۲۶۰، یک‌سوم آن ۸۴۰ ، یک‌چهارمش ۶۳۰، یک‌پنجم آن ۵۰۴، یک‌ششم آن ۴۲۰، یک‌هفتم آن ۳۶۰، یک‌هشتم آن ۳۱۰، یک‌نهمش ۲۸۰ و در نهایت یک دهم این عدد ۲۵۲ می‌شود.

البته این مسأله، مسأله مشکلی نیست، بلکه یکی از ساده‌ترین مسائل ریاضی است، ولی سخن در بداهت و سرعت پاسخ امیرالمؤمنین(ع) است که بدون هیچ عملیاتی فوراً عدد ۲۵۲۰ را که حاصل ضرب ۳۶۰ در ۷ است جواب دادند.(۲)

خطبه‌ آن حضرت که در آن نقطه نیست

در میان خطبه‌های آن حضرت است، خطبه‌ای که ایراد فرمودند و در آن نقطه‌ای نیست و اولش این است: «الحمد لله اهل الحمد و ماواه و له اوکد الحمد و احلاه و اسرع الحمد و اسراه و اطهر الحمد و اسماه و اکرم الحمد و اولاه , الحمدلله الملک المحمود و المالک الودود مصور کل مولود و مآل کل مطرود…».(۳)

و مرحوم لواسانی در «کشکول» صفحه ۲۵ و ۲۶ خطبه دیگری از امیرالمؤمنین(ع) ذکر کرده‌اند که نقطه ندارد و اولش این است: «الْحَمْدُلِلّهِ الْمَلِکِ الْمَحْمودِ الْمالِکِ الْوَدودِ، مُصَوِّرِ کُلِّ مَوْلودٍ وَ مَآلِ کُلِّ مَطْرودٍ».

پی‌نوشت ها:

۱- شرح خلاصه الحساب، شیخ بهاءالدین عاملی

۲- امام‌شناسی، علامه طهرانی، ج ۱۱، صص ۳۰۶تا ۳۰۸

۳- سفینه البحار، ج ۱، ص ۳۹۷، سیمای نهج البلاغه، محمدمهدی علیقلی، صص ۲۶۷ تا ۲۷۰٫

نوشته پاسخ امام علی (ع) به یک سؤال ریاضی اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

برکات حفظ قرآن کریم

۶۰۳۶۵

برکات حفظ قرآن کریم

قرآن کریم، برترین و بالاترین هدیه ی حضرت احدیّت به بشر است و حفظ آن یکی از توفیقات بزرگ الهی به حساب می آید که شامل حال هر کسی نمی‎شود. استعداد، آمادگی، لیاقت، توفیق، سعادت، عنایت و افاضت باعث می‎گردد خداوند متعال، این نعمت بزرگ را به فرد عطا فرماید و سعادتمندترین افراد کسانی هستند که پس از حفظ قرآن کریم، آن را از دست ندهند و درون خود را از گنج‎های بیکران قرآن کریم خالی ننمایند.

مداومت در قرائت و حفظ قرآن عامل بسیاری از توفیقات و برکات الهی است و کسی که انس به قرائت، حفظ و تدبّر در مفاهیم و معانی قرآنی داشته باشد ترک آن برایش بسیار مشکل می‎نماید. با قرآن کریم زندگی زیبا می‎شود و جان می‎گیرد و آرامش واقعی به منصه ی ظهور می‎رسد و بدون قرآن کریم آدمی چون جمادی است متحرک و مرده ای است افقی که نه روح دارد و نه آرامش واقعی.[۱]

برکات حفظ قرآن کریم:

حفظ قرآن کریم دارای آثار و برکات زیادی است که درباره ی برخی از آن ها نکاتی قابل بیان است:

۱- حافظ قرآن کریم از پاداش معنوی و اُخروی بسیار زیادی بهره‎مند می‎گردد که عبارتند از:

الف. هم نشینی با فرشتگان: امام صادق ـ علیه السّلام ـ در این باره می‎فرماید: «حافظ قرآنی که به آن عمل کند، با فرشتگان پیغام‎بر و نیک رفتار هم نشین می‎گردد.[۲]»

ب. در شمار بزرگان امت جای گرفتن: امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‎فرماید: «اَشراف و بزرگان امّت من، قاریان و حافظان و شب زنده‎دارانند.[۳]»

ج. ایمنی از عذاب الهی: امیرمؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ در این زمینه می‎فرماید: «قرآن را تلاوت کنید و آن را به خاطر بسپارید، زیرا خداوند متعال دلی که قرآن در آن باشد عذاب نمی‎کند.[۴]»

حفظ قرآن مجید و انس با آن، انسان را در مسیر عمل به وحی و بهره جستن از معارف بلند آن قرار می‎دهد و در نتیجه او را از آتش دوزخ مصون می‎دارد. پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎فرماید: «اگر قرآن در پوستی باشد، آتش بدان نخواهد رسید.[۵]»

د. آبادی قلب: پیامبر گرامی اسلام می‎فرماید: «کسی که در درونش چیزی (سوره یا آیه‎ای) از قرآن نباشد، مانند خانه ی ویران است.[۶]»

چنان که خانه ی ویران نزد مردم ارزش ندارد، دل تهی از آیات الهی نیز نزد خداوند بی‎ارزش است و از این روی پیامبر فرموده است: دلی که از کلام وحی بی‎بهره باشد، مرده و چون خانه ی خراب و ویران است.

ه‍ . مشمول آمرزش الهی: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «کسی که قرآن را از حفظ بخواند و گمان کند خدای تعالی او را نمی‎آمرزد، ‌در شمار کسانی است که آیات الهی را به تمسخر گرفته‎اند.[۷]»

و. پاداش مضاعف: امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «هر کس در فراگیری قرآن بکوشد و به سبب کمی حافظه آن را به سختی حفظ کند دو پاداش دارد. (پاداشی برای حفظ قرآن و پاداشی برای تحمل سختی آن»[۸].

ز. پذیرفته شدن شفاعت؛ پیامبر عظیم الشأن اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «هر که (آن قدر) قرآن بخواند تا حفظ شود، خداوند او را به بهشت داخل خواهد کرد و شفاعتش را درباره ی ده تن از اعضای خانواده‎اش که آتش بر آن ها واجب شده، می‎پذیرد.[۹]»

ح. بالاترین درجات بهشت: پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «درجات بهشت به تعداد آیه‎های قرآن است چون صاحب قرآن داخل بهشت شود، به وی می‎گویند بخوان و بالا برو که هر آیه‎ای را درجه‎ای است. پس برتر از درجه ی حافظ قرآن درجه‎ای نیست.[۱۰]»

ط. دریافت پاداش انبیاء: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «ای سلمان،… همانا بعد از انبیا بهترین بندگان نزد خداوند، عالمانند و سپس قاریان و حافظان قرآن. آنان همانند انبیا از دنیا می‎روند، همراه آنان از گورها برانگیخته می‎شوند، در کنار آنان از صراط می‎گذرند و پاداش همانند آنها (از خداوند) دریافت می‎کنند.[۱۱]»

۲- الف: حفظ قرآن کریم برکات دنیوی نیز دارد که عبارتند از:

هدایت انسان:

تلاوت و انس با قرآن کریم از سفارش‎های مکرّر معصومان ـ علیهم السّلام ـ است و حفظ قرآن کریم به انس با آیات الهی می‎انجامد؛ زیرا حافظ قرآن کریم باید برای تثبیت محفوظات قرآنی‎اش روزی چند بار به قرائت قرآن کریم بپردازد. ائمه ـ علیهم السّلام ـ حافظان قرآن کریم را به تکرار آیات الهی فراخوانده اند و فرمودند: «همان گونه که شتر بسته شده در یک نقطه ـ چنان چه مورد دیدار پیاپی صاحبش واقع نشود ـ جایگاهش را ترک می‎کند، محفوظات حافظ قرآن کریم نیز ـ اگر پیوسته مورد مراجعه و تکرار قرار نگیرند ـ از خاطر زدوده می‎شوند» بنابراین، حافظ ناگزیر است با قرآن کریم انس ‎گیرد و این هنگام زمینه ی هدایت، سعادت و تعالی فراهم می‎آید. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می‎فرماید: «هیچ کس با قرآن هم نشین نمی‎شود مگر این که از کنار آن با افزایش یا کاهش بر می‎خیزد: افزایش هدایت یا کاهش گمراهی.»[۱۲]

ب: آرامش روحی:

یاد خدا تأثیر بسزایی در روان آدمی دارد و دل در پرتو آن آرام می‎گیرد. خداوند متعال می‎فرماید: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ

الْقُلُوبُ» «آگاه باش که دل‎ها با یاد خدا آرام می‎گیرد.» یکی از نام‎های قرآن، ذکر است. تلاوت و حفظ قرآن کریم نوعی ذکر خداوند است که انسان در پرتو آن از هجوم بسیاری از فشارهای روانی و اضطرابات درونی مصون می‎ماند.

ج: نجات از تنهایی:

کتاب بهترین هم نشین تنهایی است و قرآن کریم زیباترین، دقیق ترین، عمیق‎ترین و با نفوذترین کتاب شمرده می‎شود. امام سجاد ـ علیه السّلام ـ می‎فرماید: اگر همه ی مردم روی زمین از دنیا بروند، تا وقتی قرآن کریم با من است، از هیچ چیز وحشت ندارم.

ه‍: فهم بهتر قرآن کریم:

مهم‎ترین اثر حفظ قرآن کریم درک بهتر آن است. حافظ به سبب تسلّط بر همه ی آیات، ارتباط آن‎ها را نیک در می‎یابد و در پرتو آن درکی بهتر و درست‎تر از قرآن کریم به دست می‎آورد.

و: تقویت حافظه:

یکی از امتیازات قرآن کریم آن است که تلاوت و به خاطر سپردنش سبب تقویت روح و حافظه ی حافظ می‎شود. در روایات آمده است که قرائت قرآن کریم به افزایش حافظه می‎انجامد.[۱۳] از آن جا که حفظ این کتاب آسمانی به تکرار پیوسته و قرائت زیاد آن وابسته است، می‎توان گفت حفظ قرآن کریم حافظه را فزونی می‎بخشد.[۱۴]

این بخشی از اثرات حفظ قرآن کریم بود که به صورت اجمال بیان گردید و تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل.

پی نوشت ها:

[۱]. جویباری، محمود، آموزش حفظ قرآن، ص ۱۱٫

[۲]. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۴، ص ۴۰۵٫

[۳]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۷۷٫

[۴]. همان، ص ۱۹٫

[۵]. طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۵٫

[۶]. هندی، علاء الدین علی بن حسام الدین، کنز العمال، ‌ج ۱، ص ۵۱۲، ح ۲۲۷۶٫

[۷]. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۲۶۹٫

[۸]. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج ۴، ص ۴۰۹٫

[۹]. طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن، مجمع البیان، ج ۱، ص ۴۵٫

[۱۰]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۲۲٫

[۱۱]. همان، ص ۱۷٫

[۱۲]. نهج البلاغه، خ ۱۷۵٫

[۱۳]. همان، ج ۶۶، ص ۲۹۰٫

[۱۴]. حسینی، سیّد مجتبی، سیمای حافظان نور، صص ۴۷ تا ۵۳ و ۶۱ تا ۶۵٫

نوشته برکات حفظ قرآن کریم اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

دعایی برای افزایش رزق و روزی

۰۰۰۷۶۱۱۲۰۹

دعایی برای افزایش رزق و روزی

ابـو بـصـیـر گوید: به حضرت صادق (ع) عرض کردم: من رسیدن روزیم را کند مى شمارم (و روزى من به کندى مى رسد و بنظر خودم بیش از آن هم نخواهد رسید؟) آن حضرت در خـشـم شـد و سـپـس بـمـن فـرمـود: بـگـو:

اللَّهُمَّ إِنَّکَ تـَکَفَّلْتَ بِرِزْقِی وَ رِزْقِ کُلِّ دَابَّهٍ یَا خَیْرَ مَدْعُوٍّ وَ یَا خَیْرَ مَنْ أَعْطَى وَ یَا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ وَ یَا أَفْضَلَ مُرْتَجًى افْعَلْ بِی کَذَا وَ کَذَا

و بجاى کذا و کذا حاجت خود را در مقدار زیاد شدن روزى بگوید

منبع: الوافی ج ۹ ص ۱۶۰۸ – مرآه العقول ج ۱۲ ص ۳۸۵

نوشته دعایی برای افزایش رزق و روزی اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.

۷۰ گناه کبیره که زبان مرتکب می شود!

۰۰۰۷۶۱۱۴۶۴

خداوند در قرآن کریم به نعمت زبان اشاره فرموده و می فرماید: ؛الرَّحْمنُ ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ ، عَلَّمَهُ الْبَیانَ زبان عمده ترین وسیله ای است که مردم به کمک آن با یکدیگر ارتباط فکری برقرار می کنند و ایجاد تفاهم و انتقال مفاهیم از طریق زبان صورت می گیرد. در یک جمله زبان ملاک ارزش و معرف شخصیت انسان و ترازوی عقل اوست. حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «المرءُ مخبوء تحت لسانه؛ شخصیت هر کس در پی زبان اوست» زبان با تمام فوائدی که برایش ذکر می شود مفاسد و آفاتی نیز دارد که باید آنها را شناخت تا با کنترل زبان، از ابتلاء به آن آفات پیشگیری و اجتناب ورزید.

در قرآن کریم آمده است: ای کسانی که ایمان آورده اید نباید قومی قوم دیگر را مسخره کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نباید زنانی زنان دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند.از یکدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقبهای زشت مدهید، چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند.»

خداوند در آیه دیگر می فرماید: وای بر هر بدگوی عیبجویی ،وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَه.

در روایتی داریم که حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «هر که متعهد شود محافظت آنچه میان دو فک اوست که زبان باشد، و آنچه میان دو پای اوست، من از برای او بهشت را متعهد می شوم.»

شخصی به آن حضرت عرض کرد که: راه نجات چیست؟ فرمود: زبان خود را نگاه دار و دیگری عرض کرد که: از چه چیز بیشتر بر من ترسیده شود؟ زبان او را گرفت و فرمود: این و فرمود بیشتر چیزی که مردمان را داخل جهنم می کند زبان است و شهوت.

حضرت علی علیه‎ السلام می فرماید: «به خدا سوگند، باور نمی کنم بنده ای زبانش را حفظ نکند تقوائی سودمند به دست آورد.»

پیامبر اکرم می فرماید: «بیشترین مردم به خاطر گناه و آفت زبان به جهنم می روند.» که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می کنیم.

۱. غیبت. ۲. نمیمه. ۳. دروغ. ۴. دو زبانی. ۵. بهتان و افتراء. ۶. قذف. ۷. افشاء اسرار مؤمن. ۸. دشنام ۹. لعن و نفرین. ۱۰. طعن و شماتت. ۱۱. سُخریه و استهزاء. ۱۲. مدح. ۱۳. اظهار غضب. ۱۴. غنا. ۱۵. کثرت مزاح و خنده. ۱۶. مراء و جدال. ۱۷. خصومت.۱۸. سؤال عوام از امور مشکله. ۱۹. تکلم بدون علم. ۲۰. تکلم بی فایده. ۲۱. منکر خدا شدن. ۲۲. غیر خدا را پرستش کردن. ۲۳. دروغ بستن به خدا. ۲۴. تکذیب آیات خدا. ۲۵. کفران نعمت. ۲۶. از خدا شکوه کردن. ۲۷. اظهار ناامیدی کردن از خداوند. ۲۸. به خداوند دشنام دادن. ۲۹. نسبت فرزند به خدا دادن. ۳۰. نسبت بی عدالتی به خدا. ۳۱. ادعای خدائی کردن. ۳۲. از خدا درخواست بیجا کردن. ۳۳. دعای خیر برای ستمگران. ۳۴. نفرین کردن. ۳۵. چون و چرا کردن در کار خدا. ۳۶. خدا را متهم کردن که به قتل امام حسین راضی بوده. ۳۷. با دشمنان خدا اظهار دوستی کردن. ۳۸. منکر رسالت پیامبر شدن. ۳۹. پیامبر را مجنون خواندن. ۴۰. اسرار امامان معصوم را فاش کردن. ۴۱. از سخن امام عیب گرفتن. ۴۲. برای ظهور امام زمان وقت تعیین کردن. ۴۳. ادعای امامت کردن. ۴۴. حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال دانستن. ۴۵. احکام را با قیاس سنجیدن. ۴۶. به ناحق شهادت دادن. ۴۷. تفسیر به رأی کردن قرآن. ۴۸. مؤمن را خوار کردن. ۴۹. فاسق را عزیز شمردن. ۵۰. مؤمن را ترساندن. ۵۱. اظهار فقر و تنگدستی کردن. ۵۲. راز خود را به دیگران گفتن. ۵۳. به پدر و مادر اُف گفتن. ۵۴. عیبجوئی کردن. ۵۵. نسبت زنا به کسی دادن. ۵۶. خلافکار را تشویق کردن. ۵۷. مؤمنان را با القاب زشت خواندن. ۵۹. به مال و منال دیگران غبطه خوردن. ۶۰. وعده دروغ دادن. ۶۱. صفات نیک زنان را به نامحرمان گفتن. ۶۲. با زن نامحرم شوخی کردن. ۶۳. فال بد زدن. ۶۴. عذرتراشی برای ظلم ظالمان. ۶۵. سخن برادر مسلمان خود را قطع کردن. ۶۶. پیشگویی و کهانت. ۶۷. منّت کشیدن. ۶۸. با خواندن قرآن کسب روزی کردن. ۶۹. امر سلاطین را امر خدا دانستن. ۷۰. در کیفیت خدا سخن گفتن.

نوشته ۷۰ گناه کبیره که زبان مرتکب می شود! اولین بار در میهن فال | مرجع سرگرمی و فال و طالع بینی پدیدار شد.